
بریدههایی از کتاب عاشق همیشه تنهاست
۴٫۲
(۲۷)
مادری دارم بهتر از برگ درخت.
دوستانی، بهتر از آب روان.
و خداییکه در این نزدیکی ست
-Dny.͜.
کودکی دیدم ماه را بو میکرد.
-Dny.͜.
یک نفر دلتنگ است.
یک نفر میبافد.
یک نفر میشمرد.
یک نفر میخواند.
زندگی یعنی: یک سار پرید.
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشیهاکم نیست: مثلا این خورشید،
کودک پسفردا،
کفتر آن هفته.
یک نفر دیشب مرد
و هنوز، نان گندم خوب است.
و هنوز، آب میریزد پایین، اسبها مینوشند.
قطرهها در جریان، برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس.
آرام
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشیهاکم نیست
parisa
روزگارم بد نیست.
تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.
Annie
برای ما، یک شب
setare:|
مرد بقال از من پرسید: چند من خربزه میخواهی؟
من از او پرسیدم: دل خوش سیری چند؟
Arina
اهل کاشانم.
روزگارم بد نیست.
تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.
مادری دارم بهتر از برگ درخت.
دوستانی، بهتر از آب روان.
و خداییکه در این نزدیکی ست
Arina
من به سیبی خوشنودم
و به بوییدن یک بوته بابونه.
پاییز بانو
حوض نقاشی من بیماهی ست.
پاییز بانو
من زنی را دیدم نور در هاون میکوبید.
ظهر در سفره آنان نان بود، سبزی بود، دوری شبنم بود،
کاسه داغ محبت بود.
پاییز بانو
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن میگفت: «شما»
پاییز بانو
من قطاری دیدم روشنایی میبرد.
من قطاری دیدم فقه میبرد و چه سنگین میرفت.
من قطاری دیدم که سیاست میبرد (و چه خالی میرفت.)
پاییز بانو
جنگ خونین انار و دندان.
پاییز بانو
من به آغاز زمین نزدیکم.
نبض گلها را میگیرم.
پاییز بانو
گاه زخمی که به پا داشتهام
زیر و بمهای زمین را به من آموخته است.
پاییز بانو
در دل من چیزی ست، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بیتابم که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی ست که مرا میخواند.
پاییز بانو
پدرم پشت زمانها مرده است.
پدرم وقتی مرد، آسمان آبی بود،
مادرم بیخبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد.
پدرم وقتی مرد، پاسبانها همه شاعر بودند.
پاییز بانو
زندگی رسم خوشایندی است.
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه عشق.
زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.
پاییز بانو
زندگی حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد.
پاییز بانو
بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت.
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمیآید
و کتابیکه در آن پوست شبنم تر نیست
و کتابیکه در آن یاختهها بیبعدند.
پاییز بانو
ریگی از روی زمینبرداریم
وزن بودن را احساس کنیم.
پاییز بانو
کار ما نیست شناسائی «راز» گل سرخ،
کار ما شاید این است
که در «افسون» گل سرخ شناور باشیم.
پشت دانایی اردو بزنیم.
دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم.
پاییز بانو
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
پاییز بانو
نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین میآرد.
پاییز بانو
من پر از فانوسم.
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت.
پرم از راه، از پل، از رود، از موج.
پرم از سایه برگی در آب:
چه درونم تنهاست.
پاییز بانو
زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست.
پاییز بانو
آدم اینجا تنهاست
و، در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.
پاییز بانو
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجرهها ست.
پاییز بانو
بهترین چیز رسیدن به نگاهی ستکه از حادثه عشق تر است
پاییز بانو
حجم
۱۴۴٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۲
تعداد صفحهها
۱۹۹ صفحه
حجم
۱۴۴٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۲
تعداد صفحهها
۱۹۹ صفحه
قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان