فقرشان، نادانیشان، توسریخوریشان، حرفشنویشان سرمایههای ما منورالفکرهاست. اینها باید دست نخورده بمانند. به مسجد و زیارت بروند، سینه و قمه بزنند، نماز بخوانند، روزه بگیرند، عرق بخورند و مست کنند، سفره حضرت فاطمه بیندازند و به هم فحش خواهر و مادر بدهند. یارب مباد آنکه گدا معتبر شود، هرچه ابلهتر، خودپسندتر، وقیحتر و مطیعتر بهتر. حالا این دوستان شما..»
Narges
گرفتار بیکاری شدن اسیر شکست شدن است.
Narges
«اگر هم یکبار بشکنید نهراسید، زانو به زمین نزنید و روز به شام نرسیده برخیزید، تر و تازه خود را آماده کنید و بستیزید. پس از شکستهای پی در پی هنوز هم آزاد هستید، آزادتر میشوید، مشتهای شما فشردهتر میشود و یورشهایتان مؤثرتر.
Narges
پرسشهای بیپاسخ یک عمر او را رنج داد. خوشا به حال آنهائی که عقلشان پاره سنگ میبرد، نادان به دنیا میآیند و نادانتر میروند.
Narges
تمام زندگی او تلاشی است به منظور رهائی از چنگ سرنوشت و این یک امر دشواری بود که زورش به آن نرسید.
Gisoo
ایمان، دل بستن به چیزی که نیست و وجود خارجی ندارد و روزی ممکن است وجود خارجی پیدا کند. کاشتنی نیست باید از خود در قلب و روح آدم جوانه بزند و بروید و انسان را به از خود گذشتگیهائی وادارد که عقل آن را منع میکند.
Narges