بهترین جملات زیبا و معروف از کتاب آنگاه که یاری شدی | طاقچه
کتاب آنگاه که یاری شدی اثر علی صفایی حائری

بریده‌هایی از کتاب آنگاه که یاری شدی

امتیاز:
۴.۱از ۹ رأی
۴٫۱
(۹)
طبیعت تو همین بود که طبیعی نمانی و در سطح طبیعت محبوس نشوی.
امیری حسین
شهادتی است بالاتر از شهادت خون و آن فداشدن عنوان‌ها و شهادتِ نام است. و این شهادت سنگین است؛ و این شهادت، ذبح جان نیست، که ذبح نام است؛ و نامی که ذبیح اللّه نشود، ننگ است.
مهدی نادریان
آنجا که با کفر، پفیوزها می‌توانند به وسعت‌صدر برسند و با یکدیگر برای خوردن، پیمان ببندند، شرم‌آور است که ما نتوانیم با ایمانمان وسعتی بسازیم که دوستانمان را تحمل کنیم.
مهدی نادریان
همراه تولد انسانی خویش، به غربت و تنهایی می‌رسی. تو که تا دیروز همه‌کس می‌فهمیدت و احساست می‌کرد و درکت می‌نمود، اکنون دیگر با آنها احساسی مشترک و ادراک مساوی نداری. تو از شکم عادت‌ها و تقلیدها و بازتاب‌ها بیرون آمده‌ای. تو از خودت متولد شده‌ای. طبیعت تو همین بود که طبیعی نمانی و در سطح طبیعت محبوس نشوی. اکنون تو با آنها که هنوز زندانی خویش‌اند و هنوز در فکر توپ و عروسک‌هاشان هستند، النهایه توپ‌هایی به‌بزرگی زمین و عروسک‌هایی، به‌اندازهٔ خودشان، چگونه می‌توانی زندگی کنی؟ چگونه می‌توانی تحملشان کنی؟ این است که در جمعشان تنهایی؛
m_rezaei1
از فریب و مکر دشمن ناامید مشو، که سیاهی و ظلمت، خود زمینهٔ نور است.
مهدی نادریان
پس از این سه مرحلهٔ تحمل و طلب و اقدام، نوبت نصر می‌رسد و با این سه مرحله، تو آمادهٔ وصال نصر می‌شوی و در این لحظه نصر می‌آید: (اِذا جآءَ نَصر اللّهِ وَالفتح).
کاربر ۳۶۵۶۷۳۸

حجم

۷۶٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۹۲ صفحه

حجم

۷۶٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۹۲ صفحه

قیمت:
۱۲,۰۰۰
۶,۰۰۰
۵۰%
تومان
صفحه قبل
۱
صفحه بعد