
shokoufeh
۳۴
این یکی از رازهای بزرگ زندگی است. این روزها مردمان از نوعی عقل سلیم خزنده میمیرند و بسیار دیر پی میبرند که تنها چیزی که هرگز نباید افسوسش را بخورند، اشتباهاتشان است
کتاب باز
۱۲
عادیترین چیز را هم وقتی پنهانش کنی، خوشآیند میشود
ا.م
۱۱
زندگی کنید. آن زندگی خارقالعادهای را که در درونتان است زندگی کنید!
کتاب باز
۱۰
چیزی به اسم کتاب اخلاقی و غیراخلاقی وجود ندارد.
کتابها یا خوب نوشته شدهاند، یا بد.
کتاب باز
۹
هدف به تماشا گذاشتن هنر و پنهان کردن هنرمند است.
کاربر ۱۴۲۹۴۸۱
۹
آه! در چه لحظه هیولایی شیفتگی و غروری دعا کرده بود که پرترهاش، بارِ روزهایش را بر دوش گیرد و او شکوهِ به ننگ آلودهنشده جوانی ابدی را نگاه دارد! همین علت تمامی شکستهایش بود. همان بهتر که هر گناهی که در زندگی مرتکب شده بود، مجازاتش را بیدرنگ با خود به همراه میآورد. در مجازات تزکیه و پالایش بود. دعای آدمیزاد در پیشگاه دادگسترترین پروردگار نباید این باشد که "ما را برای گناهانمان ببخشای" بلکه در عوض باید این باشد که "ما را برای گناهانمان مجازات کن."
کتاب باز
۸
اما در جایی که حال و هوای روشنفکرانه آغاز میشود، زیبایی، زیبایی واقعی پایان میپذیرد
کتاب باز
۸
طبیعی بودن فقط اَداست و از بدترین گونهٔ آن
nothing
۸
من عاشقِ لذتهای سادهام. آنها آخرین پناه پیچیدگیاند.
ا.م
۶
بدشگونی وجود ندارد. تقدیر برای ما منادی نمیفرستد
محمد
۶
حتی کسانی که بدترین چیزها را در بارهٔ او شنیده بودند، هر از گاه شایعههای غریبی در بارهٔ شیوهٔ زندگی او در لندن میپیچید و موضوع داغ صحبت در باشگاهها میشد، با دیدن او نمیتوانستند هیچ گونه بیاحترامی را بر او روا دارند.
𓆟
۴
مردها از خستگی ازدواج میکنند و زنان به دلیل کنجکاوی؛ و هر دو سرخورده میشوند.
مریم
۳
نبوغ بیشتر از زیبایی عمر میکند. برای همین است که این همه برای تحصیلات بیشتر به خودمان زحمت میدهیم. در این کشاکش جنونآمیز برای حیات، میخواهیم چیزی ماندگار داشته باشیم، و ذهن خود را با آت و آشغال و واقعیت پر میکنیم،
𓆟
۳
من از خوشبینی به شدت منزجرم.
نیکا
۲
"ما همه از ترس به خاطر خودمان، دوست داریم دیگران را خوب ببینیم. بنیان خوشبینی، دهشت محض است. ما تصور میکنیم آدمهای بخشندهای هستیم چون به همسایهمان برای دارا بودن آن فضایلی که احتمالاً خیرش به ما میرسد، اعتبار میدهیم.
Sayeh
۲
این روزها مردم قیمت همه چیز را میدانند و ارزش هیچ چیز را نمیشناسند."
Sayeh
۲
"آدمها سخت مشتاقاند چیزهایی را ببخشند که خود به شدت به آنها نیاز دارند. این همان چیزی است که من عمق بخشندگی مینامم."
Sayeh
۲
زنان با حمله از خود دفاع میکنند. درست همانطور که با تسلیم ناگهانی و غریب حمله میکنند.
Sayeh
۲
هنگامی که تهیدستی از زیرِ در به درون میخزد، عشق از پنجره به بیرون پرواز میکند.
Sayeh
۲
وقتی شادیم، همیشه آدمهای خوبی هستیم، اما وقتی آدم خوبی هستیم، الزاماً شاد نیستیم
شاهین صفری
۲
زشتها و ابلهها بیشترین لذت را در جهان میبرند. میتوانند راحت بنشینند و با چشمانی خیره، بازی را تماشا کنند. اگر چیزی از پیروزی نمیدانند، دستکم دانش و شناخت شکست هم بر آنها بخشوده شده است. آنها به شیوهای زندگی میکنند که همه باید زندگی کنند، بدون هیچ دغدغهای، بیتفاوت و بدون ناآرامی. آنها نه باعث بدبختی کسی میشوند و نه هیچ دست بیگانهای میتواند آنها را به بدبختی بکشاند. جاه، مقام و ثروت تو هاری، هوش و مغز من به شکلی که هستند، هنرم ـ هر ارزشی که داشته باشد، ظاهر زیبای دوریان گری ـ ما همه از خوبیهایی که به ما داده شده، رنج میبریم، رنجی وحشتناک.»
کوهی کار
۲
آدم سطحی به واقع کسی است که فقط یکبار در زندگی عاشق میشود. آنچه که آنها وفاداری و پایبندی مینامند، من آن را یا سستی و کاهلی آداب و رسوم مینامم، یا کمبود نیروی خیالپردازی. وفاداری همان نقشی را در زندگی عاطفی دارد که پیوستگی و انسجام در عقل. خیلی ساده، اعتراف به شکستها و کوتاهیهاست.
ریحان
۲
نمیخواستم چیزی از بیرون روی من تأثیر بگذارد.
🌊tanin
۲
من عاشقِ لذتهای سادهام. آنها آخرین پناه پیچیدگیاند
من
۲
تماشاچی زندگی خود شدن، فرار از رنج زندگی است.
Della
۲
"نمایندهٔ بقا و پایندگی جسارت و پشتکار است."
"تکامل جزئی از آن است."
"تجزیه و فساد بیشتر مرا جذب میکند."
"هنر چی؟"
"بیماری است."
"عشق؟"
"توهّم است."
"مذهب؟"
"جایگزین متداول باور."
"تو آدمِ شکگرایی هستی."
"هرگز! شکگرایی آغاز ایمان است."
"چه هستی؟"
"تعریف کردن، محدود کردن است."
samaak
۲
برای بازگرداندن جوانی، آدم باید حماقتهایش را تکرار کند."
𓆟
۲
وقتی کسی را خیلی دوست دارم نمیتوانم نامش را به هیچکس بگویم. مانند این است که بخشی از او را تسلیم کرده باشم.
𓆟
۲
تو معنای دوستی را نمیفهمی. معنای دشمنی را هم درک نمیکنی. تو همه را دوست داری، که معنایش این است که نسبت به همه بیتفاوتی.
𓆟
۲
هیچکدام از ما نمیتوانیم کسانی را تحمل کنیم که همان کاستیها و معایب ما را دارند.