آه! در چه لحظه هیولایی شیفتگی و غروری دعا کرده بود که پرترهاش، بارِ روزهایش را بر دوش گیرد و او شکوهِ به ننگ آلودهنشده جوانی ابدی را نگاه دارد! همین علت تمامی شکستهایش بود. همان بهتر که هر گناهی که در زندگی مرتکب شده بود، مجازاتش را بیدرنگ با خود به همراه میآورد. در مجازات تزکیه و پالایش بود. دعای آدمیزاد در پیشگاه دادگسترترین پروردگار نباید این باشد که "ما را برای گناهانمان ببخشای" بلکه در عوض باید این باشد که "ما را برای گناهانمان مجازات کن."