جملات زیبا از متن کتاب ندای کوهستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب ندای کوهستانsubscriptionAvailable

کتاب ندای کوهستان

۴.۲(از ۱۱۷ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
خالد حسینی، مهدی غبرایی
انتشارات: 
نشر ثالث

قیمت:

۲۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
*Narges*
۴۷
معجونی که خاطرات را پاک کرده بود.
narges
۲۳
طنابی که از سیل نجاتت دهد، می‌تواند دور گردنت خِفت شود
*Narges*
۲۰
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
تینا
۱۸
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۱۲
رفتار آدم‌ها کلافی است سردرگم و پیش‌بینی‌ناپذیر و ربطی به کنش و واکنش مقارن و متناسب ندارد.
*Narges*
۱۱
جنگ. یا به عبارت بهتر جنگ‌ها. نه یکی، نه دوتا، بلکه جنگ‌های بسیار، کوچک و بزرگ، عادلانه و ناعادلانه، جنگ‌هایی با بازیگران متغیر که قهرمان و ضد قهرمان فرض می‌شوند. که هر قهرمان تازه‌ای آدم را وا می‌دارد حسرت ضد قهرمان قبلی را بخورد. اسم‌ها عوض می‌شوند و همین‌طور چهره‌ها، اما من از بابت این همه عداوت‌های حقیر، تک تیراندازها، مین‌های زمینی، بمباران‌ها، موشک‌باران‌ها، قتل و غارت و تجاوز، توی صورت همه‌شان به طور مساوی تف می‌اندازم.
toruk makto
۱۰
تا من بدیدم روی تو، ای ماه و شمع روشنم هر جا نشینم خرمم، هر جا روم در گلشنم هر جا خیال شه بود، باغ و تماشاگه بود در هر مقامی که روم، بر عشرتی برمی‌تنم
*Narges*
۹
همه چیزهای خوب زندگی شکننده و ناپایدارند
تینا
۹
اگر زیر آوار بهمن گیر کنی، نمی‌شود بگویی بالا و پایین کجاست. می‌خواهی برف‌ها را پس بزنی و بیرون بیایی، اما بیش‌تر فرو می‌روی و گور خودت را می‌کنی.
*Narges*
۸
لازم نبود تمام وقت مواظب حرف‌هایم باشم که مبادا برنجد
Z.B
۸
آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۸
می‌گویند هدفی در زندگی داشته باش و با آن زندگی کن، اما گاهی فقط پس از این‌که زندگی را پشت سرگذاشتید می‌فهمید زندگیتان هدفی داشته و به احتمال قوی هدفی که هرگز به ذهنتان هم نمی‌رسد.
تینا
۸
«کابل یعنی...» دنبال جمله مناسب می‌گردد: «هزار مصیبت در هر کیلومتر مربع.»
کتاب خوار
۶
روزی روزگاری، در ایامی که دیوها و اجنه و غول‌ها در زمین پرسه می‌زدند
narges
۵
آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
phoenix
۵
تعریف کردن از زن خودش یک جور هنر است
شیلا در جستجوی خوشبختی
۵
آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
کتاب خوار
۵
گریه را نشانه ضعف می‌داند، التماس زننده‌ای برای جلب‌توجه، و از آن چشم نمی‌پوشد. نمی‌تواند به کسی دلداری بدهد. به بزرگسالی که رسیدم، فهمیدم این نمایش قدرت او نیست. از نظر او هر کس باید بار غم و غصه‌اش را خودش به دوش بکشد، نه آن‌که جار بزند.
تینا
۵
پدرم می‌گفت همه چیزهای خوب زندگی شکننده و ناپایدارند
Z.B
۴
طنابی که از سیل نجاتت دهد، می‌تواند دور گردنت خِفت شود.
تینا
۴
آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امیدها و رؤیاها و غم‌ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی است.
تینا
۴
بی‌رحمی و خیرخواهی طیف‌های یک‌رنگند.
تینا
۴
زمان مثل زیبایی است. هرگز آن‌قدر که دلت می‌خواهد نصیبت نمی‌شود.
ریحانه
۳
اگر خوشرفتاری خودت را جار بزنی، لطفش از دست می‌رود. کار خیر را باید در خلوت و باوقار انجام داد. نیکی آن وقت مهم است که پیش عموم برملا نشود.
Samira
۳
آدم یاد می‌گیرد با تصور نکردنی‌ترین چیزها بسازد.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۳
زیبایی موهبت بزرگی است که به طور تصادفی و احمقانه و بدون توجه به شایستگی نصیب بعضی‌ها می‌شود.
کتاب خوار
۳
آدم یاد می‌گیرد با تصور نکردنی‌ترین چیزها بسازد.
تینا
۳
می‌گفت اگر فرهنگ خانه آدم باشد، زبان کلید در ورودی و در نتیجه اتاق‌های خانه است. می‌گفت بدون این کلید آدم آواره می‌شود، بی‌خانمان و بی‌هویت می‌شود
تینا
۳
از او می‌رنجم که طاقتم را طاق کرده و سبب شده بهترین سال‌های جوانی‌ام تلف شود. روزهایی هست که فقط می‌خواهم از دست او، از بهانه‌جویی‌هایش و از نیازهایش خلاص شوم. نه، من هیچ شباهتی به قدیسه‌ها ندارم.
تینا
۳