جملات زیبای کتاب ستاره ها در دست | طاقچه
تصویر جلد کتاب ستاره ها در دست

کتاب ستاره ها در دست

نوع کتاب
۳.۰(از ۵ امتیاز)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۸۱
در برابرِ آینه می‌ایستم نه برای آنکه خود را ببینم بل تا یقین پیدا کنم: آیا به‌راستی این که می‌بینم منم؟
Mohammad
۶۳
زمانْ بادی است که از سمتِ مرگ می‌وزد.
Mohammad
۲۰
به‌راستی که زندگی را خانه‌ای است که همه چیز در او می‌گنجد، و مرگ را خانه‌ای است که تنها یک چیز در او می‌گنجد: مرگ.
YaSaMaN
۹
رؤیا اسبی است که ما را به دوردست می‌برد بی‌آنکه از جای خود تکان بخورد.
YaSaMaN
۷
چین و چروک‌ها ـ چاک‌هایی است در رخسار حفره‌هایی در دل.
YaSaMaN
۶
پس از فرازْ فرود است؟ باور نمی‌کنم؛ بلند همیشه به بلندتر راه می‌بَرَد.
جو مارچ
۶
بگو، ای آیینه از کجا آورده‌ای این تاریکی را که جز نور را منعکس نمی‌کند؟
YaSaMaN
۵
به هر جا که سفر کنی، به هر سو که رو نهی: اعماقِ تو دوردست‌ترین جاهاست.
جو مارچ
۵
سفر به من آموخته است که وقت را هنگامی که دستِ ابر آن را می‌نویسد بخوانم.
YaSaMaN
۳
تشنه‌ام و عطشم را فرونمی‌نشاند جز آبی که به آن نتوانم رسید.
YaSaMaN
۳
روشنایی نه درخواست می‌کند و نه چیزی می‌گیرد: همیشه عطا می‌کند.
جو مارچ
۳
هنوز پشتِ سرِ کودکی راه می‌روم که همچنان در اندام‌های من راه می‌سپارد؛
ali73
۲
از هر چیز می‌توانی پوشیده بمانی جز از زمان.
جو مارچ
۲
حقایق را به‌ندرت می‌پذیریم مگر از لبانی که مرده باشد.