
fifi
۴۰
چیزی که میسازی، دیگران میتوانند نابود کنند. درهرحال، بساز. چون در پایان، مسئله میان تو و خداوند است. هیچگاه میان تو و دیگران نبوده.
mahbube
۲۹
کلمات چیزهای کوچکی نیستند.
zahra
۲۷
پدر یا مادر بودن باعث میشود احساس کنید پتویی هستید که همیشه کوچک است. مهم نیست چقدر سخت تلاش کنید تا همه را بپوشانید، همیشه کسی دارد یخ میزند.
Amir Hasany
۱۹
«وقتی بچه بودم، بابام عادت داشت وقتی شیر رو زمین میریزممن رو بزنه. این کارش به هم یاد نداد که چیزی نریزم. باعث شد از شیر بترسم. اینو یادت باشه لئو.»
Mahya☔
۱۹
زمان همیشه به یک میزان حرکت میکند، تنها احساسات هستند که سرعت مختلف دارند. هرروزمیتواند یک عمر زندگی باشد یا یک تپش قلب، بستگی دارد که آن را با چه کسی بگذرانید.
Amir Hasany
۱۶
تنها راه مقابله با ترس از تاریکیِ بیرون این است که در درون خودت، تاریکی بزرگتری پیدا کنی.
Haiku
۱۱
جوانی در سکوت بیرتاون را ترک کرد و وقتی به خانه بازگشت برای کلمات خیلی دیر بود. نمیشود در چشمان سنگقبر نگاه کرد و طلب بخشش کرد.
رها
۱۱
اما این روزها تقریباً همه از خودشان میپرسند آیا واقعاً ممکن است. ادامهٔ زندگی در اینجا. از خودشان میپرسند آیا چیزی باقیمانده است، جدا از اموالی که به نظر میرسد با سرعت دما از ارزششان کم میشود.
Haiku
۱۰
«ما بازندههای بد هستیم چون بازندههای خوب کسانی هستند که به باختن عادت دارند!»
parisa_msi
۹
به پا داشتن کفشِ اسکیت هیچوقت برایش عجیب نبود. کاملاً برعکس، وقتی یک جفت کفش معمولی به پا میکند، احساس میکند دریانوردی است که پا بر ساحل گذاشته و از دریا دور شده.
Haiku
۸
وقتیکه اولین دستمزدش به حسابش واریز بشود، وسایل نظافت را از مادرش میگیرد و اجازه نمیدهد که دوباره آنها را ببیند.
Zohal
۸
هرکسی قبل از وقوع حادثه هزاران آرزو دارد، اما یک آرزو پس از آن.
Ali Ferdosi
۷
اگر صادقی، ممکن است فریبت دهند. درهرحال صادق باش.
اگر مهربانی، ممکن است تهمت خودخواهی به تو بزنند. درهرحال مهربان باش.
هر کار خیری که امروز انجام دهی، فردا فراموشش میکنند. درهرحال کار خیر انجام بده.
A PERSON
۶
یکی از اثرات وحشتناک غم، این است که نبودش را نوعی خودپسندی تعبیر میکنیم.
Mahya☔
۶
جنگیدن سخت نیست. لحظهٔ پرتاب اولین مشت سخت است.
fafayzd
۶
اگر تمایل به برد قویتر از ترس از شکست باشد، در این صورت شانس داری. هیچکس برنده نخواهد شد، اگر بترسد.
A PERSON
۵
وقتی خیلی کوچک بود، آنا میخواست بازیکن حرفهای هاکی بشود. یکفصل در تیم دختران هِد بازی کرد اما آنقدربیقرار بود که نمیتوانستگفتهٔ مربیان را انجام بدهد و تمام مدت وارد درگیری میشد. سرانجام پدرش به او قول داد اگر مجبورش نکند تا او را به تمرینات ببرد، شکار با تفنگ را به او یاد بدهد. میتوانست بفهمد که پدرش از اینکه تا
این حد متفاوت است شرمنده است و پیشنهاد آموزش شکار آنقدر خوب بود که نمیتوانستنپذیرد.
وقتی کمی بزرگتر شد میخواستکارشناس ورزشی تلویزیون بشود، سپس دبیرستان شروع شد و یاد گرفت که دخترها نباید در بیرتاون، ورزش را دوست داشته باشند- نه بهاندازهای که او دوست داشت. نه تا آن حد. نه تا حدی که در مورد قوانین و تاکتیک سخنرانی بکند. دختران نوجوان باید به بازیکنان هاکی علاقه نشان میدادند نه هاکی.
پس سرش را خم کرد و خودش را وقف ورزش سنتی و واقعی بیرتاون کرد: شرم و سکوت.
Ali Ferdosi
۳
اگر صادقی، ممکن است فریبت دهند. درهرحال صادق باش.
اگر مهربانی، ممکن است تهمت خودخواهی به تو بزنند. درهرحال مهربان باش.
هر کار خیری که امروز انجام دهی، فردا فراموشش میکنند. درهرحال کار خیر انجام بده.
Toobakiani
۳
اولین بازی واقعیاش را آنبعدازظهر انجام داده بود و در ثانیههایآخر دروازه خالی را باز نکرده بود. تیم بیرتاون بازی را دوازده بر صفر برد و هر دوازده گل را کوین به ثمر رساند اما کسی نمیتوانست او را دلداری بدهد.
امیرمحمد قرائی
۳
کِرا زمانی را به یاد میآورد که از پیتر پرسید چرا همه از مردم شهرهای بزرگ بدشان میآید ودر پاسخ شنید: «مردم شهرهای بزرگ بهاندازهٔ کافی احساس شرم نمیکنند.»
zmoghani
۳
وقتی کودکی به دنیا میآید، والدینش آرزوی این را دارند که تا حد امکان منحصربهفرد باشدتا زمانی که مریض میشود و ناگهان، تنها چیزی که میخواهند این است که همهچیز معمولی باشد.
Mahya☔
۳
اتاق بهاندازهٔ کافی ساکت است تا همه صدای شکستهشدن قلبش را بشنوند.
Zohal
۳
مردم میگویند دیوانه شده، چون مردمی که چیزی دربارهٔ تنهایی نمیداننداینگونهمینامندش.
Zohal
۳
در تاریکی راه جنگل را در پیش میگیرد و بیاندازه از خانهای پر از آدم احساس امنیت دارد. هیچگاه طبیعت به او آسیب نرسانده است.
Zohal
۳
برای دنیا چه شرم وحشتناکی است که کسی که بیشترین همدردی را با دیگران دارد، همانقربانی است.
fafayzd
۳
«استعداد مانند این است که دو بادبادک را در هوا رها کنید: جالبترین چیز این نیست که کدام سریعترمیرود، بلکه کدام نخ بلندتری دارد»
fafayzd
۳
«ممکنه با خرسها بازی کنی؛ اما نباید فراموش کنی که یک شیری.»
fafayzd
۳
یکی از اثرات وحشتناک غم، این است که نبودش را نوعی خودپسندی تعبیر میکنیم.
Haiku
۲
«می دونم فقط یه بازیه؛ اما ما شهری تو وسط جنگلیم. نه گردشگر داریم، نه معدن و نه صنعت با فنّاوری بالا. ما تاریکی، سرما و بیکاری داریم.
z.gh
۲
«به اونایی که تو زندگی چیزی ندارن تا بیدلیل دوستش داشته باشن، اصلاًاعتماد نکن.»
