جملات زیبای کتاب شهربندان و عادل‌ها: دو نمایشنامه | طاقچه
تصویر جلد کتاب شهربندان و عادل‌ها: دو نمایشنامهsubscriptionAvailable

کتاب شهربندان و عادل‌ها: دو نمایشنامه

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، محمدعلی سپانلو
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Saleh Ghs
۰
استپان: تا وقتی که توی این دنیا حتی از یک نفر بهره‌کشی بشود آزادی هم یک نوع زندان است. من آزاد بودم ولی دائم به روسیه و بردگانش فکر می‌کردم.
Saleh Ghs
۰
شعر هم انقلابی است.
Saleh Ghs
۰
استپان: همه دروغ می‌گویند. چیزی که لازم است بهتر دروغ گفتن است. وینوف: کار آسانی نیست. وقتی که دانشجو بودم رفقایم مرا مسخره می‌کردند. برای این که بلد نبودم حرف را تو دلم نگه دارم. هرچه به فکرم می‌رسید می‌گفتم. بالاخره از دانشگاه اخراجم کردند. استپان: برای چه؟ وینوف: سرِ درس تاریخ، استاد از من پرسید چطور پطر کبیر سن‌پطرزبورگ را ساخت؟ استپان: سوال خوبی است. وینوف: من جواب دادم با خون و شلاق. بلافاصله بیرونم کردند.