
بریدههایی از کتاب و تو چه می دانی درد یعنی چه؟
۲٫۵
(۸)
زن، عادیترین شکل زیباییست
شعبدهباز واژگان
تو فکر میکنی خیره شدن طولانی به دیواری سفید
از خراب کردن آن راحتتر است؟
نه دوست من!
هنوز نمیدانی
درد کشیدن چیست
mobina
من تاریخ خواندهام
اما هرگز در سالنامهها جایی به اشک چشمی برنخوردم، فرزندم!
آدمهای سوخته، درختها، خانهها، در تاریخ فقط اعداد و ارقام هستند
میدانی پسرم؟ تاریخ یک ریاضیات بیرحم و وحشی دارد
خانههایی که هر کدام پُر از زندگی و خاطرات تلخوشیریناند
برای تاریخ تنها اشکالی هندسی محسوب میشوند
بدان فرزندم
که تاریخ با هندسه هم تسویهحسابهای وحشیانه کرده است
یا همهچیز تاریخ است ــ و تمام نشده، یا تاریخ تمام شده و هیچچیز نیست
کمیل
نمیخواهم حرفهای باشکوه و خوشآبورنگ بزنم
برای این حرفها دیر است
میگویم
کاش کمی کودک بودیم.
min
چه کسی
سطرسطر، چروکهای پیشانیمان را خواهد خواند؟
mobina
کاش کمی کودک بودیم
شعبدهباز واژگان
این روزها
سکوت تندتند حرفم را قطع میکند
خون مثل سابق در رگهایم نمیجوشد
نگاهم را مدام از آیینه میدزدم
نامم را هم دیگر بر دیوارِ عرقکرده
نمینویسم
mobina
اگر روزی تصمیم گرفتید نویسنده بشوید،
سرزنشهای بسیاری در لباس طنز و طعنه و کنایه خواهید شنید
شعبدهباز واژگان
در تنهایی
حتی چای درون استکان هم
زودتر یخ میکند
masoome
«پدر! خدا کیه؟»
«خدا تو و مادربزرگت و پدربزرگت و مادرت و همه رو آفریده.»
«تو رو هم؟»
«...»
Ehsan Agp
زن، عادیترین شکل زیباییست
masoome
میپرسید: «نوشتن برای شما چه مفهومی دارد و از چه زمانی شروع کردید به
نوشتن؟»
البته نوشتن...
اولین چیزی که به ذهنم میرسد این است که نوشتن گردش و تفریح دست
است؛ از چپ به راست
و بیشتر اگر بخواهم توضیح بدهم،
نوشتن، زندگی عمودی خسته و ناراحتمان را
کمی روی سطرهای افقی خواباندن و استراحت دادن است
گاهی هم نوشتن، انتقام از زندگی است
خلاصه که نوشتن روش و تخصصی برای تغییر زندگی است
کمیل
تا حالا هیچوقت به چشمهای نوزادی سهروزه نگاه کردهای؟
دیدهای دنیا در چشمهایش چه اندازه اسرارآمیز است؟
تا حالا به چشمهای پیرمردی هنگام مرگ خیره شدهای؟
در چشمهای او هم دنیا به همان اندازه رازآلود مانده است
تا امروز،
نه کودک برای پرسشهای خود پاسخی یافته است
و نه پیرمرد از پاسخهایی که پیدا کرده، راضیست
و اگر کسی به یک زندگی پُر از پاسخ امید بسته
و دیگری ــ برای رهایی از سؤالها ــ به مرگ امید دارد،
چرا شباهت مرگ و زندگی به فکر من نمیرسد؟
pariyabz
ما را نه روباهها فریب دادند و نه گرگها دریدند
تنها انسانهای حرامزاده و درنده...
YaSaMaN
گاهی تیرهای امیدمان حتی به سنگ هم نمیرسند
همانطور در هوا ذوب میشوند و محو میشوند.
کمیل
اگر راهم را بکشم و بروم
کفشهایت را برای همراهی خواهی پوشید؟
شعبدهباز واژگان
«شعر چیه؟»
«چیزی شبیه لالاییهایی که مادرت برات میخونه.»
شعبدهباز واژگان
و درخواهی یافت
منشأ هر چیزی در این جهان
دوست داشتن است
همین.
masoome
انسان همیشه میخواهد حرف بزند
اما اغلب جایی که باید باشد یا کنار آدمهایی که دوست دارد باشد نیست
masoome
گاهی تیرهای امیدمان حتی به سنگ هم نمیرسند
همانطور در هوا ذوب میشوند و محو میشوند.
masoome
میگویند به این عشق بهروسی میگویند: «odnolyub»
چه فرقی دارد؛ موش در عین موش بودن کمی فاره هم هست
کمیل
بوسهاش را
ــ حتی اگر آخرینش باشد ـ
دوست دارم.
شعبدهباز واژگان
پس چه کسی مرا بشنود؟
شعبدهباز واژگان
وقتی عشق هست، شعر هست و نوشتن هست
شعبدهباز واژگان
حسابهای دردناک
۱
«چی شده؟»
«از پسرت بپرس.»
«حرف بزن!»
«نمرهٔ هفده گرفتم.»
«چرا؟»
«معلم پرسید: سه سال قبل چند سالت بود؟»
«بعد...»
«من هفت سال دارم، پس باید سهتا از هفت کم کنیم.
پس، سه سال قبل من چهار سال داشتم، درست است پدر؟»
«همینطور است...»
«بعد پرسید: سه سال بعد چند سالم میشود؟»
«و...؟»
«این را نمیدانستم.»
کمیل
و لبت بهخنده باز خواهد شد، قطعاً
تعجبی هم ندارد
اگر در یک زندگانی طولانی
تمام روزها
پایانی داشته باشند
و
یک روزش
یک روزش
زیباتر باشد از همه.
masoome
من تاریخ خواندهام
اما هرگز در سالنامهها جایی به اشک چشمی برنخوردم، فرزندم!
آدمهای سوخته، درختها، خانهها، در تاریخ فقط اعداد و ارقام هستند
میدانی پسرم؟ تاریخ یک ریاضیات بیرحم و وحشی دارد
خانههایی که هر کدام پُر از زندگی و خاطرات تلخوشیریناند
برای تاریخ تنها اشکالی هندسی محسوب میشوند
masoome
دستهایی را میبینم
کارگری خواهند کرد
نامههای عاشقانه خواهند نوشت
درها را خواهند کوبید
و هنگامی که گمان میرود به قصد کاشتن درختی بیل در دست گرفتهاند
خاکی را بیل خواهند زد
که قرار است جنازهای در آن دفن شود.
masoome
میپرسید حالم چهطور است؟
البته، کمی خوب، کمی بد
masoome
من تاریخ خواندهام
اما هرگز در سالنامهها جایی به اشک چشمی برنخوردم، فرزندم!
آدمهای سوخته، درختها، خانهها، در تاریخ فقط اعداد و ارقام هستند
میدانی پسرم؟ تاریخ یک ریاضیات بیرحم و وحشی دارد
خانههایی که هر کدام پُر از زندگی و خاطرات تلخوشیریناند
برای تاریخ تنها اشکالی هندسی محسوب میشوند
بدان فرزندم
که تاریخ با هندسه هم تسویهحسابهای وحشیانه کرده است
یا همهچیز تاریخ است ــ و تمام نشده، یا تاریخ تمام شده و هیچچیز نیست
fateme.mo0
حجم
۶۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۲۳ صفحه
حجم
۶۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۲۳ صفحه
قیمت:
۸۲,۰۰۰
تومان