
شاهین
۱۷
مشکلی که با همکارانمان داریم، از چالشی اساسی شروع میشود: تلاش برای انتقال مفاهیم ذهنی خود به شخصی دیگر
Dexter
۱۴
از بزرگترین مصیبتهای شاغل بودن این است که احساس کنیم تنها بخش کوچکی از استعدادهای ما در فعالیتهای روزانه مورد استفاده قرار میگیرد. میتوانیم پیشرفتی ورای شغل خود داشته باشیم. عنوانی که روی کارت اشتغال ما نوشته شده، تنها یکی از هزاران توانایی ماست.
آیدا
۹
اما امروزه، بیشتر شغلها نیاز به درجهای از سلامت روانی دارند تا به بهترین نحو انجام شوند. یک نظر ناراحتکننده میتواند بهرهوری کل یک روز شخص را از بین ببرد.
بهناز
۶
مشکلی دنیای مدرن این است که ما را به سمت انتظارات بسیار بالا سوق میدهد و باعث رؤیاپردازی میشود و سپس ما را با حس تلخ شکست تنها میگذارد.
در گذشته باور مصمم در محدودیتهای زندگی، از مهمترین داراییهای بشر بوده، مانعی در برابر ناراحتی و حسادت؛ نوعی حکمت که توسط ایدئولوژی، انتظارات و توقعات نامحدود جهانبینیِ دنیای مدرن کمرنگ شده است.
دامون
۴
هزینهٔ زیادی برای اعتقاد به دنیایی منصفانه میپردازیم. اینکه در مسیر زندگیهای خود، مسئول کامل دستاوردها باشیم و بدتر از آن، شکستهایمان را بپذیریم.
بهناز
۴
سیاستمداران مدرن در طیفهای سیاسی مختلف دنیا توافق جالب توجهی بر یک هدف دارند: اینکه بتوانند جامعهای بر اساس شایستهسالاری ایجاد کنند. جامعهای که در آن تمام افراد سطح بالا به دلیل ذکاوت و توانمندی خود به این سطح رسیده باشند، نه به دلیل داشتن فرصتهای غیرمنصفانه والدین سطح بالا یا داشتن روابط. هدف این است که سلسلهمراتبی بر اساس توانایی ایجاد کنیم که بتواند جایگزین معیارهای بیارزشی مانند رنگ پوست و جنسیت شود که در قرون گذشته رایج بود.
foad fahmide
۳
وقتی در مورد شغلی صحبت میکنیم ــ یعنی شغلی که جالب بوده و خستهکننده نیست ــ به شغلی اشاره داریم که درجهای از اختیار، سلیقهٔ شخصی و خلاقیت (بدون معنای هنرمندانه) در آن وجود دارد. در شغل جذاب، ما فقط از دستورات پیروی نمیکنیم، بلکه کلیت مسیر را برای انجام کار در نظر میگیریم و بهترین راهحل ــ از نظر خود ــ را انتخاب میکنیم. بنا به این تعریف، شغل خوب یعنی شغلی که به حد کافی به شخصی کردن مجال بدهد: یعنی شغلی که فرصت داریم به طور مستقیم شخصیت خودمان را در مواجه با آن، انعکاس دهیم. در نهایت قادر خواهیم بود تا بهترین قسمتهای شخصیت خود را در کالاها یا خدماتی که فراهم نمودهایم، ببینیم.
لاله
۳
گذشت بیشتر در برابر شکستهای خود و مهربانتر در برابر شکستهای دیگران باشیم و تا آن زمان که خود را از دست ندادهایم تواناییمان را برای تمرکز روی چیزی که واقعاً مهم است، افزایش دهیم.
مَهسا
۳
ما قطعاً با تخصصی شدن ثروتمندتر میشویم، اما ــ همانطور که مارکس با قطعیت گفت ــ باعث ایجاد رکود در زندگی و زایل شدن استعدادهای ما میشود. مارکس در توصیف جامعهٔ کمونیستی و آرمان شهر خود، تأکید زیادی بر تعدد شغل برای هر کس داشت. هیچ تخصصی نباید وجود داشته باشد. در تفسیری بر اسمیت، مارکس مینویسد:
در جامعهٔ کمونیستی... هیچ کس نباید تخصص انحصاری در یک فعالیت داشته باشد، بلکه هر شخصی باید بتوانند در هر زمینهای که به آن علاقه دارد پیشرفت کند... بنابراین من میتوانم امروز یک فعالیت و فردا فعالیت دیگری داشته باشم؛ صبح به شکار بروم، عصر به ماهیگیری، شب به پرورش احشام و پس از شام به نقادی بپردازم... بدون اینکه هیچ وقت شکارچی، ماهیگیر، چوپان یا منتقد شوم.
(کارل مارکس، ایدئولوژی آلمانی، ۱۸۴۶)
مَهسا
۳
همیشه شکافی بین دستاورد و خواسته وجود دارد. احساس شکست خوردن قیمت غیر قابل اجتنابی است که باید برای داشتن هر گونه جاهطلبی، آماده پذیرش آن باشیم.
PARNIAN
۲
درک اینکه شخصیت ما چگونه تحت تأثیر شغلمان قرار میگیرد، برای خودمان دشوار است، چرا که چشماندازهای ما برای خودمان عادی به نظر میرسد، اما میتوانیم در حضور اشخاصی با حرفههای مختلف، تعریفی از خصوصیات رفتاری آنها داشته باشیم. معلمین مدارس حتی با اشخاص میانسال طوری رفتار میکنند که گویی نیاز به راهنمایی دارند، روانشناسان شیوهای از گوش فرا دادن با ذهن باز و قضاوت نکردن را مطالعه کردهاند، سیاستمدار نیز در جشن شام خودمانی تمایل به ایراد سخنرانی دارند.
ZinBook
۲
با اینکه شغلمان میتواند تأثیرات مثبتی در شخصیت ما داشته باشد، ظرفیت زیادی هم برای محدود کردن روحیهٔ ما دارد.
دامون
۱
نظام شایستهسالاری تنها توانسته به معضل فقر، توهین شرمساری را نیز اضافه کند.
کاربر ۱۳۷۱۸۰۳
۱
۷. اهداف بلند (و عدم توانایی در رسیدن به آن) باعث میشود زندگی برایمان تلخ شود.
۸. نظام شایستهسالاری جهانی، باری از مسئولیت سنگین در برابر نقاط ضعفمان بر دوش ما میگذارد.
بهناز
۱
جاهطلبی ما تعیینکنندهٔ این موضوع است که چه چیزی را پیروزی تفسیر کنیم و چه چیزی در ذهن ما شکست به شمار بیاید. جیمز مینویسد: «بدون تلاش، شکستی هم در انتظار ما نخواهد بود، و این بدان معناست که شرمسار نخواهیم شد، چون در واقع شکستی نداشتیم. بنابراین اعتماد به نفس ما در این دنیا کاملاً به این موضوع بستگی دارد که چه انتظاری از خود داشتهایم.
Arefeh
۱
کار معنادار هر فعالیتی است که بتواند تأثیر مثبتی روی زندگی یک فرد بگذارد، چه با کاهش رنج چه با افزایش لذت در وی.
bahari.@ra
۱
شرمساری تنها وقتی به سراغمان میآید که غرور و احساس خود را در دستاوردی قرار داده باشیم و سپس نتوانیم به آن برسیم. جاهطلبی ما تعیینکنندهٔ این موضوع است که چه چیزی را پیروزی تفسیر کنیم و چه چیزی در ذهن ما شکست به شمار بیاید.
مَهسا
۱
جنبهٔ ناراحتکننده در روانشناسی این است که دیگران نمیتوانند به صرف غریزه متوجهٔ نیازها و خواستههای ما باشند. هرچند به نظر میرسد که باید اینگونه باشد. درک این مسئله که سایرین مثل ما نیستند و نمیتوانند خواستهٔ ما را حدس بزنند، زمان زیادی میبرد و باعث میشود این تفکر همیشه قدری غریب و غیرمنصفانه به نظر برسد.
fatemeh
۱
موفقیت امری مطلق نیست، به خواستهٔ ما بستگی دارد.
fatemeh
۱
اما امروزه، بیشتر شغلها نیاز به درجهای از سلامت روانی دارند تا به بهترین نحو انجام شوند
دامون
۰
بهطور ذاتی ناسپاس هستیم، و تنها زمانی احساس سرزندگی میکنیم که نبردی را برگزیده باشیم و شانس خوبی برای شکست خوردن و تحقیر شدن خود داشته باشیم.
farnaz hp
۰
باید هوشمندانه بپذیریم که اندوه و پریشانی در رابطه شغل وجود دارد، بر پایه این درک که این اندوه حاصل شده فقط برای ما نیست و این که این رنج و درد ما در میان عموم بشریت مشترک است. این مسئله نباید ما را مأیوس و ناامید کند، بلکه باعث گذشت بیشتر در برابر شکستهای خود و مهربانتر در برابر شکستهای دیگران باشیم و تا آن زمان که خود را از دست ندادهایم تواناییمان را برای تمرکز روی چیزی که واقعاً مهم است، افزایش دهیم.
آیدا
۰
مشکلی دنیای مدرن این است که ما را به سمت انتظارات بسیار بالا سوق میدهد و باعث رؤیاپردازی میشود و سپس ما را با حس تلخ شکست تنها میگذارد
free&fly
۰
در درازمدت ثابت شده است که نظام سرمایهداری پیچیده است و رضایت از عملکرد خود و کامیابی در شغلمان امری مشکل است. اگر در این سیستم اغلب نقص یا شکستی احساس میکنیم، دلیل مطلق آن خود ما نیستیم.
free&fly
۰
ر زمینههایی که در آنها توانایی دارد، بیتفاوت میشود. با اینکه شغلمان میتواند تأثیرات مثبتی در شخصیت ما داشته باشد، ظرفیت زیادی هم برای محدود کردن روحیهٔ ما دارد.
bfs
۰
همچنین یادآور این واقعیت هستیم که این فقدان رضایت در هر شغلی که انتخاب میکنیم، همراه ما خواهد بود: نباید سعی کنیم با تغییر شغل بر آن فائق آییم. هیچ شغلی به تنهایی رضایتبخش نخواهد بود
bfs
۰
برای ایجاد تعادل نسبت به اتفاقاتی که در محل کار رخ داده، ممکن است به طور غریزی به سوی چیزی تمایل داشته باشیم که شدیداً شیرین، پر نمک، حواسپرتکن، ساده، پر زرق و برق، انفجاری، جنسی و عاطفی باشد.
bfs
۰
در نتیجه اکنون، تقریباً هیچ انرژی دیگری برای صرف کردن به زندگی شخصی نداریم. دائماً در جستجوی هدف والا و دستنیافتنیای هستیم که مجلات آن را «تعادل بین کار و زندگی» میشناسند. اما کسی که معتقد است چنین تعادلی میتواند رخ دهد، از منطق سرمایهداری چیزی نمیداند.
bfs
۰
نبردی کشنده قرار دارند. شغل شانس بیشتری برای برنده شدن دارد. انتقادات عشق به شغل مشخص است: ما هیچ گاه حضور نداریم، همیشه خسته هستیم، هیچ گاه توجه کامل خود را برای شریک زندگی نمیگذاریم و تأکید بسیاری روی دفتر کار خود داریم. مفید است که بدانیم ایدههای مدرن عشق در اواخر قرن ۱۸ توسط هنرمندانی ایجاد شد که شغلهای واقعی نداشتند و بنابراین نمایشنامههایی در اهمیت گذراندن زمان با معشوقه و بیان احساسات و غنیمت شمردن تمایلات و تمنیات قلبی نوشتند
foad fahmide
۰
در جامعهٔ کمونیستی... هیچ کس نباید تخصص انحصاری در یک فعالیت داشته باشد، بلکه هر شخصی باید بتوانند در هر زمینهای که به آن علاقه دارد پیشرفت کند... بنابراین من میتوانم امروز یک فعالیت و فردا فعالیت دیگری داشته باشم؛ صبح به شکار بروم، عصر به ماهیگیری، شب به پرورش احشام و پس از شام به نقادی بپردازم... بدون اینکه هیچ وقت شکارچی، ماهیگیر، چوپان یا منتقد شوم.
(کارل مارکس، ایدئولوژی آلمانی، ۱۸۴۶)