جملات زیبای کتاب دلهره های کودکی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دلهره های کودکیsubscriptionAvailable

کتاب دلهره های کودکی

جست‌وجوی خود واقعی

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۵۲ رأی)
انتشارات: 
نشر نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Harmony
۱۳۵
بی‌احترامی سلاح افراد ضعیف است
Harmony
۸۶
کودکی که دوست داشته می‌شود از همان ابتدا یاد می‌گیرد دوست داشتن چیست. ولی کودکی که نادیده گرفته می‌شود و مورد سوءاستفاده و بدرفتاری قرار می‌گیرد مثل من نمی‌تواند معنی دوست داشتن را درک کند.
فرشته
۵۶
بسیاری از انسان‌ها در تمام طول عمر خود از چنین احساسِ گناهِ ظالمانه‌ای رنج می‌برند و حس می‌کنند انتظارات والدینشان را برآورده نکرده‌اند. این احساس بسیاری قوی‌تر از استدلال‌های عقلی آن‌هاست، استدلال‌هایی از قبیل این‌که وظیفهٔ کودک برآورده کردن نیازهای والدین نیست.
فرشته
۵۴
ما در بزرگسالی عشق بی قید و شرط لازم نداریم، حتی از سوی درمانگران. این یک نیاز کودکانه است و هرگز در دوره‌های بعدی زندگی برآورده نمی‌شود و اگر کسی این واقعیت را نپذیرد، دچار توهم محض است.
فرشته
۴۴
برآورده کردن نیازهای والدین اغلب اوقات (اما نه همیشه) منجر می‌شود به خلق «شخصیت ساختگی». این افراد به‌گونه‌ای رشد می‌یابند که فقط آنچه را دیگران از آن‌ها انتظار دارند نشان می‌دهند و چنان در رفتار خود غرق می‌شوند که به‌ندرت می‌توان حدس زد پشت چهرهٔ ساختگی‌شان چیز دیگری نیز پنهان باشد. آن‌ها نمی‌توانند شخصیت واقعی خود را پرورش و آن را تمیز بدهند، زیرا نمی‌توانند با آن زندگی کنند. قابل درک است که این افراد دچار حس پوچی، بیهودگی، یا بی‌خانمانی هستند و حس پوچی آن‌ها کاملاً واقعی است.
Harmony
۴۳
در ابتدا برای او تحقیرآمیز است که ببیند آدمی نیست که همیشه بتواند خوب و فهیم و صبور و باادب باشد، چون تا به حال داشتن این صفات اساس عزت نفس او به شمار می‌رفته است. در طول جلسات درمان، متوجه می‌شویم همیشه آن‌قدر که احساس می‌کنیم گناهکار هستیم گناهکار نیستیم
Harmony
۴۰
اگر مادری نتواند نیازهای کودکش را شناسایی و برآورده کند و در عین حال خود او هم محتاج توجه دیگران باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ این مادر به‌صورت کاملاً ناخودآگاهی می‌کوشد نیازهای خود را از طریق کودک برآورده سازد.
Elaheh
۳۹
نقطه‌مقابلِ واقعیِ افسردگی نه شادمانی و نه فقدان درد، بلکه سرزندگی است؛ یعنی داشتن آزادی عمل برای بروز احساساتِ خودجوش.
Harmony
۳۶
در محیطی که به احساسات کودک احترام گذاشته شود، کودک در مرحلهٔ جدایی قادر خواهد بود همزیستی با مادر را قطع کند و گام‌های بعدی را به‌سوی استقلال و کشف فردیت خود با موفقیت بردارد.
Mohamad Mahdavi
۳۴
تنها افرادی می‌توانند افسردگی را از خود دور نگه دارند که عزت نفسشان بر پایهٔ اصالت احساساتشان شکل گرفته باشد، نه براساس چند خصوصیت ویژه.
Elaheh
۱۷
باید بپذیریم برای از دست ندادن «عشق» والدینمان مجبور بودیم با قربانی کردن رشد احساسی خودمان نیازهای ناخودآگاه آن‌ها را برآورده سازیم.
Elaheh
۱۶
آسیب‌های سال‌های اولیهٔ زندگی اغلب در پشت تصویری زیبا و شاعرانه از آن دوران پنهان می‌مانند یا به خاطر ضعف حافظه به دست فراموشی سپرده می‌شوند.
مینا جعفری
۱۴
همهٔ ما در دوران کودکی تلاش می‌کنیم خواسته‌های والدینمان را برآورده کنیم، چه این خواسته‌ها به زبان آورده شده باشند و چه بیان نشده باشند، چه منطقی باشند و چه غیرمنطقی. در این روند، چشممان را بر نیازها و احساسات واقعی خودمان می‌بندیم. در زندگی بزرگسالی، این امر مانند هدایت کشتی بدون استفاده از قطب‌نماست. اگر ندانیم چه کسی هستیم و احساساتمان چیست و چه می‌خواهیم، حتی در بزرگسالی نیز تحت تأثیر انتظاراتی قرار می‌گیریم که از دوران اولیهٔ کودکی بر ما تحمیل شده‌اند، همان انتظاراتی که به هر حال نه به خاطر عشق، بلکه به خاطر توهم عشق برآورده کرده‌ایم. بدون این توهم نمی‌توانستیم از دوران کودکی خود جان سالم به‌در بریم.
کاربر ۲۹۰۴۲۸۴
۱۴
ما هرگز با یک تصمیم‌گیری آنی و ساده نمی‌توانیم خود را از تکرار الگوهای رفتاری والدینمان ـ که آن الگوها را در دوران اولیهٔ زندگی به‌ناچار یاد گرفته‌ایم ــ خلاص کنیم. ما تنها زمانی می‌توانیم از تکرار آن‌ها خلاص شویم که تمام و کمال رنجی را که آن‌ها به ما تحمیل کرده‌اند احساس کنیم و بشناسیم. تنها در آن صورت است که می‌توانیم آشکارا از وجود این الگوهای رفتاری آگاهی یابیم و بی چون و چرا از آن‌ها پرهیز کنیم.
موفنری
۱۳
«ممکن است شیطان را از باغ خود بیرون کنید، ولی آن را دوباره در باغ پسرتان می‌یابید.»
فرزانه
۱۲
بی‌احترامی سلاح افراد ضعیف است و به‌عنوان دفاعی در برابر احساسات ناخوشایند و ناخواسته‌ای به کار می‌رود که ممکن است خاطراتی از زندگی گذشتهٔ واپس‌راندهٔ آن‌ها را یادآوری کند
کاربر ۹۸۸۹۵۷
۱۱
چیزی که معمولاً از بیماران صعب‌العلاج درخواست می‌شود این است که دیگران را ببخشند و مراقبه کنند و قاطع باشند. به آن‌ها گفته می‌شود «افکار مثبت» داشته باشند و عاشق و شجاع باشند. این‌ها دقیقاً همان درخواست‌های قدیمی هستند که روزی به کودک تحمیل می‌شد تا از پدر و مادرش حمایت کند و آزارهای آن‌ها را لو ندهد، یعنی همان درخواست‌هایی که باعث بیماری او شده‌اند. اگر ما اجازه نداشته باشیم آنچه را بر سرمان آمده احساس و ابراز کنیم، زندگی‌مان بی‌معنا می‌شود.
فرشته
۱۱
خودآگاهیِ احساسیِ سالم یعنی این‌که ما بی چون و چرا یقین داشته باشیم احساسات و نیازهای ما جزوی از وجود ماست.
Nova
۱۱
آن‌ها فقط به احساساتی اجازهٔ بروز می‌دهند که سانسورچی درونشان، همان میراث والدینشان، تأییدشان کرده باشد.
Mike-Franklin
۱۰
فرد خودنما در واقع هیچ‌وقت آزاد نیست. اول به این دلیل که وابسته به تحسین دیگران است و دوم این‌که عزت نفس او وابسته به ویژگی‌ها و عملکرد و موفقیت‌های اوست که هر لحظه ممکن است از بین بروند.
Pardis Leyli
۱۰
. ما تنها اگر امروز، فردا، پس‌فردا، و برای همیشه با آغوش باز پذیرای احساسات مدام در حالِ تکاملمان باشیم و ابزارهای لازم را برای درک آن‌ها کسب کنیم می‌توانیم سلامتی و شفافیت و استقلال به دست بیاوریم و حفظشان کنیم.
هما
۱۰
در پشت خودنمایی آشکار، همواره افسردگی کمین کرده است و در پشت حالت‌های افسرده اغلب یک تاریخ غم‌انگیز ناخودآگاه (یا خودآگاه، اما پاره‌پاره) نهفته است. در واقع خودنمایی دفاعی است در برابر افسردگی و افسردگی دفاعی است در برابر درد عمیق ناشی از خودبیگانگی که محصول انکار گذشته است.
Elaheh
۱۰
کودک هنگامی می‌تواند احساساتش را آزادانه بروز دهد که شخصی در کنارش باشد و او را به‌طور کامل بپذیرد و همچنین درک و حمایتش کند.
محمدرضا
۱۰
والدینی که دردهای زندگی گذشته را شناسایی می‌کنند و با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند هرگز با فرزندان خود بدرفتاری نمی‌کنند. جلوگیری از کودک‌آزاری با افزایش آگاهی مردم امکان‌پذیر است. برای مثال، اگر در مورد کشفیات جدید در مورد اهمیت ارتباط بین مادر و نوزاد با چشم و تماس بدنی بیشتر اطلاع‌رسانی کنیم، از بسیاری از آسیب‌ها و ناراحتی‌های غیرضروری پیشگیری کرده‌ایم. برقراری چنین ارتباطی هورمون‌هایی را در بدن مادر آزاد می‌کند که فقط در آن لحظه و با حضور نوزاد ترشح و باعث عمیق‌تر شدن عشق مادر به فرزندش می‌شوند. نتیجه این است که فرزند در زندگی آینده‌اش احساس امنیت و آسایش بیشتری می‌کند. زنی که از همان روزهای اولیهٔ مادر شدن با فرزندش ارتباط برقرار می‌کند کمتر در معرض بدرفتاری با او قرار می‌گیرد و بهتر قادر خواهد بود او را از آسیب‌های زندگی گذشتهٔ خود و پدر فرزندش مصون نگه دارد. تجربهٔ عشق مادر به فرزند و عشق و وابستگی بی چون و چرای فرزند به مادر می‌تواند مادر را برانگیزد تا دردهای واپس‌رانده‌اش را رفع کند.
Elaheh
۹
برآورده کردن نیازهای والدین اغلب اوقات (اما نه همیشه) منجر می‌شود به خلق «شخصیت ساختگی».
فرشته
۸
پدر او را کتک می‌زد، افتخار می‌کرد که پسر گریه نمی‌کند. این کودک یاد گرفته بود جلو گریهٔ خود را بگیرد، چون اگر اشک می‌ریخت بیشتر کتک می‌خورد. او خودش نیز افتخار می‌کرد که می‌توانست با شجاعت خود چنین هدیهٔ ارزنده‌ای به پدر مورد تحسینش تقدیم کند. این مرد طوری در مورد کتک خوردن‌هایش صحبت می‌کرد انگار امری کاملاً عادی بوده‌اند (البته برای او کاملاً عادی بودند). او سپس گفت: «این کتک‌ها برای من هیچ ضرری نداشتند، بلکه مرا برای زندگی آماده و استوارتر ساختند و در نتیجه به من آموختند چگونه گلیمم را از آب بیرون بکشم.» و دقیقاً به همین دلیل بود که او توانسته بود با یک رژیم استبدادی کمونیستی به‌خوبی همکاری کند.
Afsaneh Habibi
۸
تک‌تک ما با این حق به دنیا آمده‌ایم که فردی خودآگاه و پراحساس باشیم و همان‌گونه نیز رشد کنیم. هدف طبیعی ما این نیست که از بی‌حسی و احساسات فروخورده‌شده جان سالم به در ببریم؛ بی‌حسی اضطراری بوده که بر ما تحمیل شده است.
NeginJr
۸
«اگر من نشان می‌دادم غمگین و خشمگین و عصبی و نیازمند مراقبت هستم، چه اتفاقی می‌افتاد؟ در آن صورت، عاشق چه‌چیز من می‌شدید؟ واقعیت این است که من تمام این احساسات را در خود داشتم. آیا این به آن معنی است که شما عاشق خود واقعی من نبودید و تنها عاشق کسی بودید که من وانمود می‌کردم هستم؟ یعنی همان کودک باادب و قابل اعتماد و دلسوز و فهیم و بی‌دردسری که در واقع اصلاً کودک نبود؟ چه بر سر کودکی من آمد؟ آیا شما کودکی مرا از من ندزدیدید؟ هرگز نمی‌توانم دوباره به دوران کودکی‌ام بازگردم. هرگز نمی‌توانم جبرانش کنم. من از همان ابتدا بزرگسالی کوچک بوده‌ام. پس توانایی‌های من چه؟ آیا از آن‌ها سوءاستفاده شده؟»
کاتاتونیسم
۸
به فکر خودکشی افتاده بودم. دلیل این افکار این بود که من به‌نوعی همیشه زندگی‌ای داشتم که مال من نبود و آن را دوست نداشتم و در نتیجه حاضر بودم آن را دور بیندازم.
Harmony
۷
تحمل هسه، مانند اغلب کودکان بااستعداد، برای پدر و مادرش نه «با وجودِ» بلکه «به خاطر» استعدادهای درونی‌اش بسیار دشوار بوده است.