
کتاب انسان در قرآن
پدیدآورندگان:
مرتضی مطهریانتشارات:
انتشارات صدرا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
|قافیه باران|
۱۹
همانا از آنان مباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند، خودشان را از یاد خودشان برد
Pariya
۱۰
از آنان مباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند، خودشان را از یاد خودشان برد
sh
۱۰
او هرگاه به سختی بیفتد و خود را گرفتار ببیند ما را در هر حال (به یک پهلو افتاده و یا نشسته و یا ایستاده) میخواند؛ همینکه گرفتاری را از او برطرف کنیم گویی چنین حادثهای پیش نیامده است
Pariya
۸
ایمان انسان را میسازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان مییابد و هم جهان.
sh
۵
نظر قرآن به این است که انسان همه کمالات را بالقوّه دارد و باید آنها را به فعلیت برساند و این خود اوست که باید سازنده و معمار خویشتن باشد. شرط اصلی وصول انسان به کمالاتی که بالقوّه دارد «ایمان» است.
Mohammad Ali Zareian
۵
آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان مییابد و هم جهان.
Pariya
۴
این خود انسان است که باید درباره خود تصمیم بگیرد و سرنوشت نهایی خویش را تعیین نماید.
زهرا
۳
علم و ایمان هرکدام نقشی متفاوت در سازندگی آینده انسان دارند. نقش علم این است که راهِ ساختن را به انسان ارائه میدهد. علم انسان را توانا میکند که هرگونه «بخواهد» آینده را همانگونه بسازد. و اما نقش ایمان این است که انسان را به سوی اینکه خود را و آینده را «چگونه» بسازد که برای خویشتن و برای جامعه بهتر باشد میکشاند. ایمان مانع آن میگردد که انسانْ آینده را بر محور مادی و فردی بسازد. ایمان به خواست انسان جهت میدهد
sh
۳
انسانِ منهای ایمان، کاستیگرفته و ناقص است. چنین انسانی حریص است، خونریز است، بخیل و ممسک است، کافر است، از حیوان پستتر است.
hossein2324
۳
ایمان انسان را میسازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان مییابد و هم جهان.
m_rezaei1
۳
وقتی انسان روح خود را از دست بدهد، فتح دنیا به چه درد او میخورد؟
زهرا
۲
انسان قادر است و توانایی دارد که در برابر میلهای درونی خود ایستادگی کند و فرمان آنها را اجرا نکند. این توانایی را انسان به حکم یک نیروی دیگر دارد که از آن به «اراده» تعبیر میشود. اراده به نوبه خود تحت فرمان عقل است؛ یعنی عقل تشخیص میدهد و اراده انجام میدهد.
زهرا
۲
ایمان انسان را میسازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان مییابد و هم جهان.
زهرا
۲
علم وسیله جهانآگاهی و ایمان سرمایه خودآگاهی است.
زهرا
۲
علم سعی دارد انسان را همانگونه که به جهانآگاهی میرساند به خودآگاهی نیز برساند. علمالنّفسها چنین وظیفهای بر عهده دارند. اما خودآگاهیهایی که علم میدهد مرده و بیجان است، شوری در دلها نمیافکند و نیروهای خفته انسان را بیدار نمیکند، برخلاف خودآگاهیهایی که از ناحیه دین و مذهب پیدا میشود که با یک ایمان پیریزی میشود. خودآگاهی ایمانی، سراسر وجود انسان را مشتعل میسازد.
زهرا
۲
هر موجودی که پا به جهان میگذارد و آفریده میشود همان است که آفریده شده است، یعنی ماهیت و واقعیت و چگونگیهایش همان است که به دست عوامل خلقت ساخته میشود، اما انسان، پس از آفرینش، تازه مرحله اینکه چه باشد و چگونه باشد آغاز میشود. انسان آن چیزی نیست که آفریده شده است، بلکه آن چیزی است که خودش بخواهد باشد؛ آن چیزی است که مجموع عوامل تربیتی و از آن جمله اراده و انتخاب خودش او را بسازد.
سید محمد هاشمیان
۲
مالکیت نفس و تسلط بر خود و رهایی از نفوذ جاذبه میلها هدف اصلی تربیت اسلامی است.
rezvan
۲
۹. او جز با یاد خدا با چیز دیگر آرام نمیگیرد. خواستهای او بینهایت است، به هرچه برسد از آن سیر و دلزده میشود مگر آنکه به ذات بیحد و نهایت (خدا) بپیوندد:
همانا تنها با یاد او دلها آرام میگیرد
z.kiani135
۲
انسان به هر اندازه که تسلیم میلها بشود خود را رها میکند و به حالت لَختی و سستی و زبونی درمیآید و سرنوشتش در دست یک نیروی خارجی قرار میگیرد که او را به این سو و آن سو میکشاند، ولی نیروی عقل و اراده نیرویی درونی و مظهر شخصیت واقعی انسان است.
Mohammad Ali Zareian
۲
خودشناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند؛ بداند خاکی محض نیست، پرتوی از روح الهی در او هست؛ بداند که در معرفت میتواند بر فرشتگان پیشی بگیرد؛ بداند که او آزاد و مختار و مسئول خویشتن و مسئول افراد دیگر و مسئول آباد کردن جهان و بهتر کردن جهان است (او شما را از زمین بیافرید و عمران آن را از شما خواست)؛ بداند که او امانتدار الهی است؛ بداند که بر حسب تصادف برتری نیافته است تا استبداد بورزد و همه چیز را برای شخص خود تصاحب کند و مسئولیت و تکلیفی برای خویشتن قائل نباشد.
|قافیه باران|
۱
او همینکه از این جهان برود و پرده تن که حجاب چهره جان است دور افکنده شود، بسی حقایق پوشیده که امروز بر او نهان است بر وی آشکار گردد:
همانا پرده را کنار زدیم، اکنون دیدهات تیز است
زهرا
۱
آگاهی و شناختی که حواس به حیوان و یا انسان میدهد سطحی و ظاهری است؛ به عمق ماهیت و ذات اشیاء و روابط منطقی آنها نفوذ ندارد.
کاربر ۱۴۱۶۲۲۹
۱
و جز با یاد خدا با چیز دیگر آرام نمیگیرد. خواستهای او بینهایت است، به هرچه برسد از آن سیر و دلزده میشود مگر آنکه به ذات بیحد و نهایت (خدا) بپیوندد:
همانا تنها با یاد او دلها آرام میگیرد.
ای انسان! تو به سوی پروردگار خویش بسیار کوشنده هستی و عاقبت او را دیدار خواهی کرد.
m_rezaei1
۱
رَحِمَ اللهُ امْرَءآ عَلِمَ مِنْ اَینَ؟ وَ فی اَینَ؟ وَ اِلی اَینَ؟
خدای رحمت کند آنکه را که بداند از کجا آمده؟ در کجاست؟ به کجا میرود؟
m_rezaei1
۱
هرکه او بیدارتر پردردتر
هرکه او آگاهتر رخ زردتر
پس بدان این اصل را ای اصل جو
هرکه را درد است او برده است بو
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
۱
حس پرستش که احیانآ از آن به «حس دینی» تعبیر میشود، در عموم افراد بشر وجود دارد. قبلا از اریک فروم نقل کردیم که:
انسان ممکن است جانداران یا درختان یا بتهای زرّین یا سنگی یا خدای نادیدنی یا مردی ربّانی یا پیشوایی شیطانیصفت را بپرستد؛ میتواند نیاکان یا ملت یا طبقه یا حزب خود یا پول و کامیابی را بپرستد... او ممکن است از مجموعه معتقَداتش به عنوان دین، ممتاز از معتقدات غیردینی، آگاه باشد و ممکن است برعکس، فکر کند که هیچ دینی ندارد. مسئله بر سر این نیست که دین دارد یا ندارد، مسئله بر سر این است که کدام دین را دارد
سائر
۱
او جز در راه پرستش خدای خویش و جز با یاد او خود را نمییابد، و اگر خدای خویش را فراموش کند خود را فراموش میکند و نمیداند که کیست و برای چیست و چه باید کند و کجا باید برود:
همانا از آنان مباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند، خودشان را از یاد خودشان برد.
سائر
۱
عیب اساسی که بر فرهنگ و تمدن غربی گرفتهاند این است که این فرهنگ، فرهنگ جهانآگاهی و خودفراموشی است. انسان در این فرهنگ به جهان آگاه میگردد، و هرچه بیشتر به جهان آگاه میگردد بیشتر خویشتن را از یاد میبرد. راز اصلی سقوط انسانیت در غرب همینجاست. انسان آنگاه که خود را، به تعبیر قرآن، ببازد (خسران نفس)، به دست آوردن جهان به چه کارش میآید؟
Mohammad Ali Zareian
۱
انسان به هر اندازه که تسلیم میلها بشود خود را رها میکند و به حالت لَختی و سستی و زبونی درمیآید و سرنوشتش در دست یک نیروی خارجی قرار میگیرد که او را به این سو و آن سو میکشاند، ولی نیروی عقل و اراده نیرویی درونی و مظهر شخصیت واقعی انسان است.
انسان آنجا که به عقل و اراده متکی میشود نیروهای خویش را جمع و جور میکند و نفوذهای خارجی را قطع مینماید و خویشتن را «آزاد» میسازد و به صورت «جزیرهای مستقل» درمیآید. انسان به واسطه عقل و اراده است که «مالک خویشتن» میشود و شخصیتش استحکام مییابد.
مالکیت نفس و تسلط بر خود و رهایی از نفوذ جاذبه میلها هدف اصلی تربیت اسلامی است. غایت و هدف چنین تربیتی «آزادی معنوی» است.
Mohammad Ali Zareian
۱
ایمان مانند قدرتی حاکم بر انسان عمل میکند و خواست او را در اختیار میگیرد و در مسیر حق و اخلاق سوق میدهد. ایمان انسان را میسازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان مییابد و هم جهان.