
MMahdiGhafuri
۳۶۸
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی
شیلا در جستجوی خوشبختی
۲۰۶
در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش
دنیا نه به جمشید وفا کرد، نه کورش
ترمه🍁
۲۰۰
از رستم پیروز همین بس که بپرسند:
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟
م.حکیمی
۱۶۴
فریبخوردهٔ عقلم، شکستخوردهٔ عشق
من از که شکوه کنم؟ چون به خود ستم کردم
همیشه جای شکایت ز خلق بسیار است
ولی برای تو از خود شکایت آوردم
فریبا
۱۶۲
مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم
هزار روحم و در یک بدن نمیگنجم
Mahya
۱۵۷
تعریف تو از عقل همان بود که باید
عقلی که نمیخواست سر عقل بیاید
مادربزرگ💝
۱۳۹
اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
که آنچه «کاخ» تو را «خاک» میکند ستم است
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۱۳۳
تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
Sana
۱۳۱
تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد
up
۱۲۵
ای که گفتی عشق را از یاد بردن سخت نیست
«عشق» را شاید، ولی هرگز «مرا» نشناختی
ژنرالیسم
۹۸
کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم
در فکر چراغیست که از من برباید
شیلا در جستجوی خوشبختی
۹۶
برکهٔ بخت من از ماهی دلمرده پر است
AVA
۹۳
قلندرها و درویشان و حقگویان و عیّاران!
من از راهی خبر دارم که ذکرش قلهوالله است
Melika_SA
۷۵
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی
من به خاک افتادم اما این جوانمردی نبود
میتوانستی نتازی بر من، اما تاختی
ای که گفتی عشق را از یاد بردن سخت نیست
«عشق» را شاید، ولی هرگز «مرا» نشناختی
MrM
۷۴
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
وگرنه فاصلهٔ ما هنوز یک قدم است
zahra
۶۸
تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
•Nastaran•
۶۵
شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهاییست
شیلا در جستجوی خوشبختی
۶۲
ای عمر! چیستی که بههرحال عاقبت
جز حسرت گذشته در آیندهٔ تو نیست
azami
۵۸
با آن که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید
zahra
۵۸
من پشیمان نیستم، اما نمیدانم هنوز
دل چرا در بازی نیرنگها یکرنگ بود
آساره
۵۷
سهم ماهیهای عاشق را چه خوش پرداختی
khazar
۵۷
دلخوش به جمعکردن یک مشت «آرزو»
شیلا در جستجوی خوشبختی
۵۴
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی
♡
۵۲
ما اهلی عشقیم چه بهتر که بمیریم
جایی که در آن شرط حیات است توحش
آساره
۴۹
نمیخوانم خدایش گرچه از اوصاف او پیداست
که هم بر عیب ستّار است، هم بر غیب آگاه است
min
۴۷
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پردهٔ عالم، هزار زیر و بم است
سکوت
۴۷
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی
محمدلو
۴۷
خوش باد روح آنکه به ما با کنایه گفت
گاهی بهقدر صبر بلا میدهد خدا
کاربر ۴۵۹۵۳۳۰
۴۶
گمان مکن که تو مختاری و جهان مجبور
که اختیار تو را هم خدا به جبر نوشت
Neda.R.R
۴۴
به «سلطان جهان»، «شاه عرب» گفتند و عیبی نیست
به هر تقدیر دست لفظ، از توصیف کوتاه است