ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی
MMahdiGhafuri
۳۷۷
در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش
دنیا نه به جمشید وفا کرد، نه کورش
شیلا در جستجوی خوشبختی
۲۱۲
از رستم پیروز همین بس که بپرسند:
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟
ترمه🍁
۲۰۴
فریبخوردهٔ عقلم، شکستخوردهٔ عشق
من از که شکوه کنم؟ چون به خود ستم کردم
همیشه جای شکایت ز خلق بسیار است
ولی برای تو از خود شکایت آوردم
م.حکیمی
۱۶۷
مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم
هزار روحم و در یک بدن نمیگنجم
فریبا
۱۶۶
تعریف تو از عقل همان بود که باید
عقلی که نمیخواست سر عقل بیاید
Mahya
۱۶۰
اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
که آنچه «کاخ» تو را «خاک» میکند ستم است
مادربزرگ💝
۱۴۰
تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۱۳۵
تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد
Sana
۱۳۲
ای که گفتی عشق را از یاد بردن سخت نیست
«عشق» را شاید، ولی هرگز «مرا» نشناختی
up
۱۲۷
کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم
در فکر چراغیست که از من برباید
ژنرالیسم
۹۹
برکهٔ بخت من از ماهی دلمرده پر است
شیلا در جستجوی خوشبختی
۹۸
قلندرها و درویشان و حقگویان و عیّاران!
من از راهی خبر دارم که ذکرش قلهوالله است
AVA
۹۶
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
وگرنه فاصلهٔ ما هنوز یک قدم است
MrM
۷۶
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی
من به خاک افتادم اما این جوانمردی نبود
میتوانستی نتازی بر من، اما تاختی
ای که گفتی عشق را از یاد بردن سخت نیست
«عشق» را شاید، ولی هرگز «مرا» نشناختی
Melika_SA
۷۶
تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
zahra
۶۸
شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهاییست
•Nastaran•
۶۵
ای عمر! چیستی که بههرحال عاقبت
جز حسرت گذشته در آیندهٔ تو نیست
شیلا در جستجوی خوشبختی
۶۲
با آن که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید
azami
۵۸
من پشیمان نیستم، اما نمیدانم هنوز
دل چرا در بازی نیرنگها یکرنگ بود
zahra
۵۸
سهم ماهیهای عاشق را چه خوش پرداختی
آساره
۵۷
دلخوش به جمعکردن یک مشت «آرزو»
khazar
۵۷
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی
شیلا در جستجوی خوشبختی
۵۵
ما اهلی عشقیم چه بهتر که بمیریم
جایی که در آن شرط حیات است توحش
♡
۵۲
نمیخوانم خدایش گرچه از اوصاف او پیداست
که هم بر عیب ستّار است، هم بر غیب آگاه است
آساره
۴۹
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پردهٔ عالم، هزار زیر و بم است
min
۴۷
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی
سکوت
۴۷
خوش باد روح آنکه به ما با کنایه گفت
گاهی بهقدر صبر بلا میدهد خدا
محمدلو
۴۷
گمان مکن که تو مختاری و جهان مجبور
که اختیار تو را هم خدا به جبر نوشت
کاربر ۴۵۹۵۳۳۰
۴۷
به «سلطان جهان»، «شاه عرب» گفتند و عیبی نیست
به هر تقدیر دست لفظ، از توصیف کوتاه است