جملات زیبا از متن کتاب ضد | طاقچه
تصویر جلد کتاب ضد
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ضد

۴.۴(از ۲۰۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
فاضل نظری

۳۵۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۱۷۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

همراه بسیار است، اما همدمی نیست مثل تمام غصه‌ها، این هم غمی نیست
mohan
۷۲۰
برکه‌ای گفت به خود، ماه به من خیره شده‌است ماه خندید که من چشم به «خود» دوخته‌ام
🌱
۲۷۱
در این فکرم که در پایان این تکرار پی‌درپی اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست
مستورع
۲۰۸
من از سرمایهٔ عالم همین یک «قلب» را دارم
ali
۱۷۲
چقدر چون همگان، مثل دیگران باشم به جای عشق، به دنبال آب و نان باشم اگر پرنده مرا آفریده‌اند چرا قفس بسازم و در بند آشیان باشم
م.حکیمی
۱۷۲
قصهٔ فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه دل به‌دست آوردن از کشورگشایی بهتر است
ویکتـوریـا
۱۵۰
غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شد مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
محدثه
۱۳۶
خدا کسی‌است که باید به عشق او برسی خدا کسی که از آن سخت می‌هراسی نیست
Parinaz
۱۳۲
چشم‌انتظار حادثه‌ای ناگهان مباش با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
مستورع
۱۲۵
چه شوری بهتر از برخورد برق چشم‌ها باهم نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن
محدثه
۱۲۰
مپرس از من چرا در پیلهٔ مهر تو محبوسم که عشق از پیله‌های مرده هم پروانه می‌سازد
•Nastaran•
۱۱۴
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر
مینا
۱۰۲
به اسم صبر، کم با زندگی امروز و فردا کن
nia
۹۵
هر لحظهٔ همراهی ما خاطره‌ای بود اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی
منتظر
۷۶
کاش دست دوستی هرگز نمی‌دادی به من «آرزوی وصل» از «بیم جدایی» بهتر است
SARA
۶۹
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی
هُـــو
۶۸
حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود
کاربر ۳۸۱۸۲۹۰
۶۳
داوری عادل‌تر از تاریخ در تاریخ نیست نور هرگز در شب ظلمت نمی‌گردد هلاک
فریماه کریم‌زاده
۶۳
برکه‌ای گفت به خود، ماه به من خیره شده‌است ماه خندید که من چشم به «خود» دوخته‌ام
ساده بگیر همه چیز را🌿
۵۵
مرگ در قاموس ما از بی‌وفایی بهتر است در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است قصهٔ فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه دل به‌دست آوردن از کشورگشایی بهتر است
بانوی نویسنده
۵۴
ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود
MrM
۵۳
مگو شرط دوام دوستی دوری‌است باور کن همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می‌سازد
•Nastaran•
۵۳
برف غمخوار من به خانهٔ غم‌ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می‌زنند می‌بینمت برای تماشا خوش آمدی راه نجاتم از شب گیسوی دوست نیست ای دل به آخرین شب دنیا خوش آمدی پایان ماجرای دل و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی با برف پیری‌ام سخنی غیر از این نبود منّت گذاشتی به سر ما خوش آمدی ای عشق! ای عزیزترین میهمان عمر دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی
مادربزرگ💝
۴۹
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم یک آه و کشیدیم رسیدیم به معراج
.
۴۹
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم از سایهٔ سنگین تو من کمترم آیا؟! بگذار به دنبال تو خود را بکشانم
عشق شعر
۴۸
به فکر هیچ‌کسی جز خودت مباش ای دل که خودشناسی تو جز خداشناسی نیست
آفتاب
۴۵
داد از این طرز مسلمانی که هرکس در نظر قبله را می‌جوید اما از خدا برگشته است خیمه خورشید را «دین‌دارها» آتش زدند آه معنای حقیقت تا کجا برگشته است
aryan
۴۵
عقل برمی‌گشت راهی را که دل پیموده بود
آسمان :)
۴۴
عقل ظاهربین، چه تردید عجیبی ساخته‌است
Aysan
۴۴
رنج فراق هست و امید وصال نیست این «هست و نیست» کاش که زیر و زبر شود
SARA
۴۲