
Amir Ganjkhani
۲۲
کمیتههای نیکوکاری و انجمنهای خیریه و خدا میداند چه چیزهای دیگری را تشکیل دهیم. هدفمان هر قدر هم که مقدس و عالی باشد، هرگز نتیجهٔ خوبی از آن به دست نمیآید. علتش هم شاید این باشد که بهمحض تشکیل انجمن، گمان میکنیم به هدف رسیده و نتیجه گرفتهایم. اگر بهطور مثال برای کمک به بینوایان اعانه جمع کنیم، بیدرنگ مغرور از این اقدام، ضیافتهای مفصلی برای مقامهای بالا برپا میکنیم که نیمی از اعانههای جمع شده صرف آنها میشود و نیمهٔ دیگر هم صرف اجارهٔ ساختمانی مجلل با حرارت مرکزی و گماشتن نگهبان برای محل نشست انجمن میشود. در نهایت برای کمک به بینوایان پنج روبل و نیم توی صندوق میماند که حتا سر تقسیم آنهم میان اعضا اختلاف است،
Amir Ganjkhani
۱۵
آموزگار مدام تکرار میکرد: هوش و استعداد، چیزهایی چرند و بیهودهاند. من فقط به رفتار اهمیت میدهم. به کسانی که رفتارشان خوب و مناسب است، حتا اگر چیزی بلد نباشند، بهترین نمرهها را میدهم.
Amir Ganjkhani
۱۳
ترس، واگیرتر از طاعون در یک چشم بههم زدن به همه جا و در همه کس سرایت کرد. همگی حتا خطاهایی برای خودشان یافتند که مرتکب نشده بودند.
Amir Ganjkhani
۱۲
کسانی که از صفر شروع میکنند به جایی میرسند. آن کس که در خانوادهای ثروتمند به دنیا میآید، چیز بیشتری به دست نمیآورد. ذاتاً آدم هوسبازی است. باید از آغاز شروع کرد، نه از وسط
Dot
۱۱
همیشه همینطور است، کسانی که از صفر شروع میکنند به جایی میرسند.
Amir Ganjkhani
۸
کشاورز وقت برای کسل شدن ندارد. زندگیاش مدام و بیوقفه با کار و تلاش میگذرد.
Amir Ganjkhani
۷
ما همگی این نقطه ضعف را داریم که خطاهامان را نادیده میانگاریم و آنها را به گردن دیگران میاندازیم. به گردن همسر، کارمند زیردست، خدمتکار و یا حتا به گردن صندلیمان که لگدش میزنیم و به گوشهای پرتابش میکنیم تا آنجا بشکند و درهم بریزد.
Amir Ganjkhani
۷
واژهٔ سفر چه طنین دلپذیر و عجیبی دارد، چهقدر مسحورکننده است! خود سفر کردن گونهای جادوگری است.
Amir Ganjkhani
۷
باور کنید این عین حقیقت است. باید از صفر شروع کرد، از آغاز و نه از وسط
Amir Ganjkhani
۵
تلاش کن مورد توجه آموزگاران و مدیر مدرسه قرار بگیری. به این ترتیب حتا اگر خداوند به تو استعداد و قریحه عطا نکرده باشد، تو راهت را خواهی گشود و از دیگران جلو خواهی زد.
Dot
۵
آدم خطاکار دوست دارد دیگران را هم همراه خودش به زیر بکشد
Amir Ganjkhani
۴
وقتی دوران جوانی و شادابی را پشت سر میگذارید، برای ایام کهنسالی هم چیزهایی ذخیره کنید، صفات انسانی و بشردوستی را در روحتان نگه دارید وگرنه به پیری که رسیدید دیگر هیچ یک از آنها را نخواهید یافت
Amir Ganjkhani
۴
کسالت و ملال اختراعی است جدید. در گذشته هیچکس ملول نمیشد
Amir Ganjkhani
۴
همه از خودشان میپرسند چهگونه میتوان رعیتی را تربیت و آزموده کرد؛ ابتدا شکمش را سیر و زندگیاش را تأمین کنید، از او کشاورز خوبی بسازید، پس از آن خودش تعلیم دیده خواهد شد.
Amir Ganjkhani
۲
بیشتر بزرگان و ثروتمندان حاضرند نیمی از رعیتها و زمینهای به گرو گذاشته شده یا نشده و همهٔ امکاناتشان را بدون چک و چانه زدن بدهند و معدهٔ قوی و اشتهای تیز این مردمان طبقهٔ متوسط را به دست بیاورند. بدبختانه، هیچ زمینی، هیچ رعیتی، هیچ مال و منال و هیچ سبک زندگی اشرافیای نمیتواند چنین آرزویی را برآورده کند.
Amir Ganjkhani
۲
زبان انگلیسی آشنایی ژرفی از روحیه و شیوهٔ زندگی مردمانش را نشان میدهد، زبان فرانسه تعیین کنندهٔ روحیهٔ درخشان، سرزنده، شوخ و لذتطلب مردمش است، آلمانی واژههایی را به کار میبرد که سنگین و برای همه کس قابل فهم و درک نیستند، اما هیچ کلمهای را هم فکر نکرده و نسنجیده ادا نمیکند. اما در هیچ زبانی واژهها و اصطلاحها به اندازهٔ زبان روسی پرمعنا، جاندار و سرزنده نیستند و بیشتر از هر زبانی منظور و مقصود گوینده را به روشنی بیان میکنند.
Amir Ganjkhani
۲
اگر به جوان آتشین مزاج امروزی چهرهٔ کریه دوران پیریاش را نشان بدهید، از وحشت رم میکند.
Amir Ganjkhani
۲
بله، آدمها با گذشت زمان عوض میشوند. پسری چنان ساعی، چنان آرام، قدیسی کوچک، هیچ انتظارش را نداشتم چنین تغییر شخصیت بدهد!
Amir Ganjkhani
۲
شاید نویسنده در مورد انتقاد میهنپرستانی قرار بگیرد که با خیال راحت به کارهای بیارزشی اشتغال دارند و پول پارو میکنند و خوشبختی و رفاه خود را به بهای تیرهروزی و تهیدستی دیگران تأمین میکنند. اما بهمحض اینکه حادثهای اتفاق میافتد که بهنظر آنها برای میهن توهینآور است، یا کتابی منتشر میشود که نویسنده در آن حقیقتهای تلخی را آشکار میکند، همه مانند عنکبوتی که مگسی در تار و پودشان گرفتار آمده باشد، به سویش حملهور میشوند و فریادزنان میگویند: «این مطالبی که در کتاب آمدهاند به همهٔ ما مربوط میشوند، آیا نویسنده حق دارد آنها را فاش سازد و به رخ همه بکشد؟ خارجیها دربارهٔ ما چه قضاوتی خواهند کرد؟ آیا قابل تحمل است آدم حرفهای زشتی دربارهٔ خودش بشنود؟ این کار توهینآور نیست؟ آیا میهن و دوست داشتنش را از یاد بردهایم؟»
zeynab
۲
هیچ کار از زندگی انزواگرایانه، تماشای طبیعت و خواندن کتاب لذتبخشتر نیست،
toruk makto
۲
از این گونه چهرهها که طبیعت در حقشان کم لطفی کرده زیاد یافت میشوند. طبیعت سوهان و مته و سایر لوازم ظریفکاری را کنار گذاشته و با چند ضربهٔ تبر یک بینی، یک جفت لب و با مته دستی چشمها را ساخته و با توهین و تمسخر گفته: «همینطوری خوب است
Dot
۲
اگر قرار است فساد همهٔ جهان را در بر بگیرد، دست کم من در آن شرکت نمیکنم.
ایراندُخت
۲
مشت گره شدهٔ آدمهای خسیس را نمیشود باز کرد، اگر یکی دو انگشتش را هم بتوان باز کرد، کار بدتر میشود. اگر یکی از این گونه آدمها نور دانش به دلشان بتابد ــ در هر رشتهای میخواهد باشد ــ یا مقامی در اختیارش گذاشته شود، آنوقت با فضلفروشی دمار از روزگار دانشمندان واقعی درمیآورد.
the great ET
۲
صفات انسانی و بشردوستی را در روحتان نگه دارید وگرنه به پیری که رسیدید دیگر هیچ یک از آنها را نخواهید یافت.
کاربر ۳۹۴۸۵۳۹
۲
گفتههایتان را درک کنم، در هنر حرف زدن هم مهارت چندانی ندارم ...
Cherry🍒
۲
شروع کرده بود به درک این مهم که هر فردی روی زمین وظیفه و رسالتی به عهده دارد که بهرغم شرایط نامساعد، دشواریها و آشفتگیهایی که او را در بر گرفتهاند، باید روی زمین انجام دهد.
توکا
۲
تا زمانی که آدمها آنچه را که در این دنیا سرش دعواست کنار نگذارند، به مسایل اخلاقی اهمیتی ندهند، آسودگی جسمی و فکری نصیبشان نخواهد شد. قحطی، گرسنگی و بیماری میتواند در همه جا به سراغ آدمها بیاید، در این شکی نیست. اما هر چه بگویید، باید قبول داشته باشید که رفاه و آسودگی جسم به روح وابسته است.
Amir Ganjkhani
۱
برای اولین بار فهمیدند دادستان روحی هم داشته است: بیشک به علت فروتنی و شکسته نفسی هرگز چنین چیزی را از خود نشان نداده بود. از اینها گذشته معلوم شد مرگ بین آدمهای فروتن و خاموش و آدمهای بزرگ و پرجنب و جوش هیچ تفاوتی قایل نمیشود
Sadegh Azizi
۱
در تاریخچهٔ زندگی بشر قرنهایی وجود دارند که انسان مایل است آنها را انگار بیثمر باشند، بزداید، محوشان کند. طی این قرنها آنقدر اشتباههایی صورت گرفته که امروز حتا از یک کودک هم سر نمیزند. بشریت در جستوجوی حقیقت ابدی، در چه راههای باریک، پرپیچ و خم، بیراهه و غیرقابل عبور که گام نگذاشته است، حال آنکه خیابانی پهن و سرراست، مانند خیابانهایی که به کاخ شاهان ختم میشود، پیش رو داشته است. این راه که در روز آفتابی است و شب نورانی، همهٔ شکوهمندیهای دیگر را پشت سر میگذارد، با این همه انسانها بیآنکه متوجه شوند همواره در راههایی تاریک گام نهادهاند. اگر هم تحت تأثیر الهامهایی آسمانی به راه درست و روشن قدم گذاشته باشند، به زودی منحرف میشوند و در روشنایی روز خود را درون تار و پودی عبورناپذیر میاندازند و از اینکه چشم به روی حقیقت ببندد لذت میبرند و به بیراهه میروند تا اینکه به لب پرتگاه برسند، آنوقت از یکدیگر میپرسند: «گذرگاه کجاست؟ راه درست کدام است؟
Dot
۱
آدم چشم و دل سیر را با همان نگاه اول میشود تشخیص داد. وقتی سیر باشد دیگر اصراری به خوردن ندارد، حال آنکه آدمهای حقهباز اگر هم سیر باشند باز از خوردن آنچه تعارفشان میکنند چشم نمیپوشند.
