او استقامت مورچهها را داشت: لانهٔ مورچهها را خراب کنید، همان لحظه شروع میکنند به دوبارهساختنش. دوباره آن را خراب کنید، دوباره میسازندش. و همینطور الی آخر، خستگیناپذیر.
او هم موجودی بود لانهساز و اهلی. میتوانستی از چهرهاش هم بخوانی که راهش را پیدا میکند، لانهاش را میسازد و حتی شاید چیزی برای روز مبادا ذخیره کند.