جملات زیبا از متن کتاب سوء تفاهم | طاقچه
تصویر جلد کتاب سوء تفاهم
off
٪۵۰

کتاب سوء تفاهم

۳.۶(از ۸۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، خشایار دیهیمی
انتشارات: 
نشر ماهی
categoryدسته‌بندی: 
نمایشنامه

۸۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۴۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بعضی‌وقتا خیلی لذتبخشه که آدم کسی رو داشته باشه که وقتی راجع به خودش حرف می‌زنه به حرفهاش گوش بده.
boratav
۳۰
من آزادیم رو از دست داده‌م. جهنم از اینجاست که شروع می‌شه!
soniya
۲۴
من هم دیگه از این جایی که هیچ چشم‌اندازی نداره و مدام به قلبم فشار می‌آره حالم به هم می‌خوره، تا سرحد مرگ، و فکر می‌کنم دیگه طاقت حتی یه ماه دیگه زندگی‌کردن توی این جای نکبتی رو ندارم.
Mohammad Hassan Hajivandi
۱۵
حالا من توی خونهٔ خودم توی کشور خودم یه تبعیدی‌ام.
zahra rahimzadeh
۱۲
همه‌مون رودست خوردیم. همه‌مون فکر می‌کنیم توی زندگی یه چیزی ما رو به خودش می‌خونه، یه روحی داره یه خبری بهمون می‌ده. اینهمه شیون و زاری برای چی؟ برای عشق، برای دریا؟ همه‌ش چرنده. همه‌ش مسخره‌بازیه. شوهرت حالا جواب رو پیدا کرده. همه‌مون یه خونه بیشتر نداریم، همون خونهٔ مخوفی که دست‌آخر همه‌مون رو می‌چپونن توش، بغل به بغل همدیگه.
reyhan
۱۱
زخمی که زُق‌زُق می‌کنه و هر حرکتی سوزشش رو بیشتر می‌کنه و انگار خوب‌شدنی هم نیست. من این زخم رو خوب می‌شناسم. ترسه، ترس از تنهایی، ترسی که از وقتی به دنیا می‌آییم باهامونه. رسیدن به این نتیجه که جوابی در کار نیست.
Mohammad Hassan Hajivandi
۱۰
من بهشون احتیاجی ندارم، ولی می‌دونم که اونا به من احتیاج دارن و آدم هیچ‌وقت فقط به خاطر خودش زندگی نمی‌کنه.
𝙴𝚃𝙴𝚁𝙽𝙸𝚃𝚈
۱۰
توی این دنیایی که از هیچی نمی‌شه مطمئن بود بعضی چیزها قطعی هستن.
soniya
۸
می‌بینی که اشک نریختم. این فقط عذاب زنده‌شدن دوبارهٔ عشقه، عشقی که زنده می‌شه ولی درست همون‌موقع هم از تو دور می‌شه و باید شاهد رفتنش باشی.
Faezeh ☕
۷
من آزادیم رو از دست داده‌م. جهنم از اینجاست که شروع می‌شه!
𝙴𝚃𝙴𝚁𝙽𝙸𝚃𝚈
۶
خوشحالی و خوشبختی همه‌چیز نیست و آدمها وظیفه‌هاشون رو هم دارن.
فاطمه
۵
توی یه کتاب خوندم که آفتاب حتی روح رو هم می‌سوزونه و باعث می‌شه تن آدمها بدرخشه ولی توش خالی باشه.
𝙴𝚃𝙴𝚁𝙽𝙸𝚃𝚈
۵
دلم می‌خواد کاری کنم که تکلیفم با این آرزوها یه‌سره بشه. برای همین هم که شده باید یه چند قدمِ دیگه تو این زندگی که می‌خوایم ولش کنیم و از شرش خلاص شیم برداریم.
درجستجو‌ی معنا...
۵
من از اون چیزی که دلم واسش پر می‌کشید خیلی دورم و این دوری علاجی هم نداره.
درجستجو‌ی معنا...
۵
اینهمه شیون و زاری برای چی؟ برای عشق، برای دریا؟ همه‌ش چرنده. همه‌ش مسخره‌بازیه. شوهرت حالا جواب رو پیدا کرده. همه‌مون یه خونه بیشتر نداریم، همون خونهٔ مخوفی که دست‌آخر همه‌مون رو می‌چپونن توش، بغل به بغل همدیگه. (با نفرت) تو هم به همین جواب می‌رسی. و اگه اون وقتی که به این جواب رسیدی دیگه جونش رو داشته باشی با یه‌جور کیف و لذت یاد یه همچو روزی می‌افتی که هنوز فکر می‌کردی سرخطِ تلخ‌ترین تبعید هستی که اسمش رو گذاشتیم تنهایی.
Mohammad Hassan Hajivandi
۴
من بهشون احتیاجی ندارم، ولی می‌دونم که اونا به من احتیاج دارن و آدم هیچ‌وقت فقط به خاطر خودش زندگی نمی‌کنه.
درجستجو‌ی معنا...
۴
آدم برای اینکه یه جایی بمونه باید دلایلی داشته باشه، یا آدمهایی که دوستشون داره. وگرنه چه فرقی می‌کنه که آدم اینجا بمونه یا جای دیگه. و چون آدم نمی‌تونه حدس بزنه چه استقبالی ازش می‌شه
Amir Roghani
۳
پاییزی که یه بهارِ دوباره‌س که برگها همه‌شون شبیه گلها می‌شن. (با سماجت نگاهش را به او می‌دوزد) اگه درست نگاه کنین بعضی زندگیها هم همینطوری بهار می‌کنن، فقط به شرطی که با صبر و حوصله‌تون بهشون مجال بدین.
.GH.
۳
من این زخم رو خوب می‌شناسم. ترسه، ترس از تنهایی، ترسی که از وقتی به دنیا می‌آییم باهامونه. رسیدن به این نتیجه که جوابی در کار نیست.
soniya
۳
تنها چیز انسانی که تو وجود من هست میل من به اینه که به هرچی دلم می‌خواد برسم و برای رسیدن به چیزهایی که دلم می‌خواد حاضرم هرچیزی رو که سر راهمه خُرد و نابود کنم.
Reza.golshan
۳
فکرش رو بکن دنیا چه‌جور جایی می‌شد اگه همهٔ محکومها با جلادهاشون درددل می‌کردن و همهٔ زجرهای روحی‌شون رو به جلادها می‌گفتن؟
alirezashah
۳
من همین حالاش هم خسته‌م، خستهٔ سالها، خستهٔ سالهای سال، طوری که دیگه رسوب کرده توی خونم، توی رگهام
dorsa
۳
یه عمر فقط منتظر این موج موندم که بیاد منو با خودش ببره و حالا دیگه می‌دونم خبری از اون موج نیست!
Hela mir
۳
از روزی که اومدم اینجا، به این مملکت، به همه‌چی بدگمون شدم؛ بس که هرچی دنبال یه قیافهٔ خوشحال گشتم پیدا نکردم. از وقتی اومدیم اینجا دیگه ندیده‌م که تو بخندی
𝙴𝚃𝙴𝚁𝙽𝙸𝚃𝚈
۳
بعضی‌وقتا خیلی لذتبخشه که آدم کسی رو داشته باشه که وقتی راجع به خودش حرف می‌زنه به حرفهاش گوش بده.
negin
۳
ولی اینجا این نسیم قبل از اینکه به من برسه می‌خوره به کوهها و وای‌می‌ایسته. نه، دیگه هیچ‌وقت به اون چیزی که حقم بود نمی‌رسم.
negin
۳
آدم برای اینکه یه جایی بمونه باید دلایلی داشته باشه، یا آدمهایی که دوستشون داره. وگرنه چه فرقی می‌کنه که آدم اینجا بمونه یا جای دیگه.
Pendar Ghorbani
۳
آخ، مادر! وقتی یه‌عالمه پول جمع کردیم و تونستیم این سرزمین بی‌افق رو ترک کنیم و از این مسافرخونه، از این شهر بارونی، بذاریم بریم و این سرزمین تاریکی رو فراموش کنیم، وقتی بالاخره تونستیم روبه‌روی دریا باشیم که من اینهمه خوابش رو می‌بینم، اونوقت توی یه همچه روزی لبخند رو روی لبهای من می‌بینی.
samane mosavi
۲
جدایی همیشه فقط برای اونایی معنا داره که عاشق هم هستن
soniya
۲
پاییزی که یه بهارِ دوباره‌س که برگها همه‌شون شبیه گلها می‌شن. (با سماجت نگاهش را به او می‌دوزد) اگه درست نگاه کنین بعضی زندگیها هم همینطوری بهار می‌کنن، فقط به شرطی که با صبر و حوصله‌تون بهشون مجال بدین.
soniya
۲