جملات زیبای کتاب بانوی میزبان | طاقچه
تصویر جلد کتاب بانوی میزبان

بریده‌هایی از کتاب بانوی میزبان

انتشارات:نشر ماهی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۳از ۷۷ رأی
۳٫۳
(۷۷)
به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست‌بسته برایت پس می‌آورد.
محمد کمالی
می‌دانی، وقتی غصه داری وقت دوبرابر می‌شود، انگاری شب نمی‌خواهد صبح شود.
Nazanin
چرا برای درد یک نفر دیگر اشک می‌ریزی؟ اشک‌هایت را نگه دار برای وقت ماتم خودت، وقتی تنها شدی! وقتی تنهایی خواست دلت را بشکند و کسی را نداشتی...
pejman
روحم مال خودم است. آن را به هیچ‌کس نداده‌ام. آن را مثل بعضی‌ها که قول وقرارشان را فراموش کرده‌اند نفروخته‌ام. روح من فروختنی نیست.
*CORALINE*
می‌خواست بگرید اما در سراسر عالم گوشه‌ای نبود که در آن پناه جوید و پنهان شود.
Nazanin
«نباید کسی را سرزنش کرد. یکی این‌جور است یکی آن‌جور. خیال می‌کنی می‌شود دانست که چرا دل دنبال این می‌رود و نه دنبال آن؟
zombie
از من به تو نصیحت، ضعیف نباش! آدم که ضعیف بود تاب تنهایی ندارد. هرچه داری به او بده، خودش برمی‌گردد و همه را در دستت می‌گذارد. نصف دنیا را هم که به او بدهی خیال می‌کنی احساس بزرگی و قدرت می‌کند؟ ابدآ! فورآ از وحشت کز می‌کند و به قدری خودش را درهم می‌کشد که توی یک لنگه کفش جا گیرد و بتواند در آن قایم شود. به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست‌بسته برایت پس می‌آورد. برای یک دل سادهٔ بیچاره آزادی هم ارزشی ندارد. کسی که این‌جور باشد درمی‌ماند. زندگی برایش ممکن نیست. من این حرف‌ها را برای این به تو می‌زنم که می‌بینم زیادی جوانی. من هیچ دشمنی‌ای با تو ندارم. آمدی و رفتی. تو، یا یک جوان دیگر! برایم بی‌تفاوت است! من از همان اول می‌دانستم که آمدن و رفتنت چیزی را عوض نمی‌کند. دخالت هیچ فایده‌ای نداشت. اگر می‌خواهی زندگی به کامت باشد، نباید مخالفت کنی. مخالفت هیچ چیزی را درست نمی‌کند.»
zombie
از قدیم گفته‌اند: "آزادی از نون بهتره، از آب و آفتاب خوش‌تره"،
AS4438
و او از کودکی رنج می‌برد از این‌که شباهتی با همسالان خود ندارد
*CORALINE*
حالا آیا غصه و مصیبت در انتظار توست؟ بار دردهای انسانی سنگین است، اما این بار برای دل‌های ضعیف نیست. درد تیغ خود را فقط برای دل‌های استوار تیز می‌کند. زهرابهٔ غم در سکوت و پنهانی به صورت اشک خون در جگر مرد خالی می‌شود و از پیوند با دل‌های نرم شرم دارد.
reza
به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست‌بسته برایت پس می‌آورد.
niloufar.dh
به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست‌بسته برایت پس می‌آورد.
کاربر ۹۵۵۹۳۶۸
سیل احساس‌هایی که برایش تازگی داشت بر او بار خستگی می‌نهاد.
*CORALINE*
از قدیم گفته‌اند: "آزادی از نون بهتره، از آب و آفتاب خوش‌تره"، بلندشو عزیزم، پاشو پسرجان!»
خاطره
هرچه بیش‌تر در کوچه‌ها پرسه می‌زد بیش‌تر از این کار لذت می‌برد. همه‌چیز را از چشم یک خیابانگرد بی‌خیال تماشا می‌کرد
*CORALINE*
وقتی دوست ساده‌ای که شاید خاصه به سبب همین ساده‌دلی‌اش دوستش می‌داریم ناگهان هوس کند در پوست بصیرت رود، دیگر چنگی به دل نمی‌زند.
پــــرنیـــ♪ــانـــــــ
فکر تازه‌ای آرامی از روحش ربود. ناگهان به یادش آمد که تمام عمر تنها بوده و هیچ‌کس دوستش نداشته و او خود نیز در بند آن نبوده است به کسی دل ببندد.
روژینا
به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست‌بسته برایت پس می‌آورد.
Shizoku
«...سنگینی بار کتاب! حضرت والا بیش از اندازه دانشمند شده. ما دهاتی‌ها در زبان روسی خودمان می‌گوییم از بس کتاب خوانده از مرز عقل گذشته، کمالاتش زیادی بالا رفته...»
کاربر ۹۵۵۹۳۶۸
بخواب، غصه‌هایت را فراموش کن، عزیزکم، فردا صبح خورشید به رویت می‌خندد.»
کوثر
اغلب چیز بی‌اهمیتی توجهش را جلب می‌کرد و فکری در ذهنش برمی‌انگیخت و برای اول بار افسوس می‌خورد که خود را در دخمه‌اش زنده‌به‌گور کرده است
*CORALINE*
زندگی‌اش همیشه خالی از ماجرا و در نهایت عزلت گذشته بود.
روژینا
وقتی غصه داری وقت دوبرابر می‌شود، انگاری شب نمی‌خواهد صبح شود.
کاربر نیوشک
بگو این دل جوان و پرسوز من تنها خواهد ماند و پیش از وقت خاموش خواهد شد یا عاقبت دلی نظیر خودش پیدا خواهد کرد که تا اندوه بعدی در شادی به آهنگ آن بتپد؟
کاربر نیوشک
به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست‌بسته برایت پس می‌آورد
زهرآ
چقدر دلش می‌خواست برای اولین بار در زندگی بگوید: «سلام، روزت به خیر، عزیز دلم!»
MuhammadhasanJabbarian
همچون ذرهٔ غباری در سراسر این جهان بی‌پایان شگفت‌انگیز
Shizoku
گاهگاه با آهی عمیق هوا را حریصانه به اعماق سینه‌اش می‌کشید.
کاربر ۹۵۵۹۳۶۸
«این‌ها آخرین اشک‌های منند. بخواب، غصه‌هایت را فراموش کن، عزیزکم، فردا صبح خورشید به رویت می‌خندد.»
golpari
آمدم دنبال تو، قشنگم. همان‌طور که به این خراب‌شده‌ام کشاندی، حالا از این‌جا بیرونم ببر. سلامت روحم را به پای تو گذاشتم. روح من با هیچ دعایی از این شب سیاه نجات‌دادنی نیست. هیچ بخشایشی برای من وجود ندارد. مگر این‌که دعامان را در هم اندازیم و با هم دعا کنیم!
Mahsa Saadati

حجم

۱۰۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۱۴۳ صفحه

حجم

۱۰۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۱۴۳ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان