
کتاب احیای تفکر اسلامی
پدیدآورندگان:
مرتضی مطهریانتشارات:
انتشارات صدرا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
زهره
۳۳
برای ما لازم و ضروری است که تفکر اسلامی خودمان را به شکل زندهای درآوریم، تلقی خودمان را از اسلام عوض کنیم، نگاهی کنیم شاید مثل کسی که قبایی یا کتی را وارونه پوشیده، ما هم لباس اسلام را وارونه پوشیدهایم.
sky
۱۷
انسان به هر نسبت که آگاهی بیشتری دارد حیات بیشتری دارد، به هر نسبت که تحرّک و جنبش بیشتری دارد حیات بیشتری دارد، و به هر نسبت که آگاهی کمتری دارد و بیخبرتر است مردهتر است، به هر نسبت که ساکنتر است مردهتر است. به هر نسبت که بیخبری را بیشتر میپسندد مردگی در مردگی دارد، و به هر نسبت که سکون را بیشتر میپسندد مردگی در مردگی دارد.
masum75
۱۰
آنها که چشمشان از تقلید و بردگی کور شده است نمیتوانند حقایق بیپرده را درک کنند.
masum75
۱۰
عادت دلبستگی میآورد و دلبستگی اسارت
masum75
۹
اروپایی میگوید انسان، ولی عملاً انساندوست نیست. اروپایی میگوید حقوق بشر، ولی عملاً و واقعا احترامی برای بشر و حقوق بشر قائل نیست.
masum75
۷
خدا مرا پیشوا قرار داده است و من وظیفه خاصی دارم که در خوراک و پوشاک و در زندگیم مانند ضعیفترین افراد امّت باشم، تا فقیر به این وسیله تسکین خاطری پیدا کند و غنی هم که مرا میبیند که در رأس اجتماع هستم غنایش او را طاغی و یاغی نکند.
masum75
۶
تاریخ نشان میدهد که خلفای بنیامیه از نظر اینکه خودشان در عمل فاسق و فاسد بودند و این امر را نمیتوانستند از مردم کتمان کنند و مردم هم میدانستند که اینها از نظر عمل فاسدند، این فکر را ترویج میکردند که اساس این است که ما ایمان داشته باشیم، اگر ایمان درست باشد عمل اهمیتی ندارد.
masum75
۵
عقل به تنهایی قادر نیست که بشر را نجات بدهد و بزرگترین عیب فرهنگ اروپا این است که میخواهد با عقل به تنهایی (بدون اینکه با روح، با وجدان، با ایمان پیوندی داشته باشد، فقط با نیروی عقل) کشتی بشریت را از مهلکه نجات بدهد.
masum75
۵
ایمان با سه چیز محقّق میشود: اعتقاد قلبی، اقرار به زبان و عمل با اعضا و جوارح
فاطمه
۵
حیات یعنی حقیقت مجهولالکنهی که دو خاصیت دارد، یکی آگاهی و دیگری جنبش.
فاطرا
۳
قرآن تصریح کرده است که ما خوشیها را در دنیا حلال کردیم. میگوید هرچه خوشی و هرچه پاکیزگی و هرچه را که بدبختی برای بشر نمیآورد حلال کردیم.
قرآن میگوید ما آن لذّتی را حرام کردیم که واقعا لذت نیست، بدبختی است.
Hossein
۲
گاهی شرایط ایجاب میکند که ما به خاطر فلسفه خاصی از نعمتهای دنیا صرفنظر کنیم. یکی از آن فلسفهها این است که در یک زمان ممکن است شرایط زندگی عموم مردم سخت و مشکل باشد، به اصطلاح در جامعهای باشیم که وضع اقتصادی آن خوب نیست. اگر ما در چنین جامعهای قرار بگیریم، چنانچه امکانات شخصی ما هم اجازه بدهد که از یک زندگی عالی بهرهمند شویم نباید بهرهمند شویم برای اینکه اگر بهرهمند شویم با برادران خود و انسانهای دیگر همدردی و همدلی نکردهایم. ولی یک وقت در شرایطی زندگی میکنیم که وضع عموم مردم خوب است. در چنین وقتی دلیل ندارد که ما از لباس خوب چشم بپوشیم.
فاطرا
۲
به هر اندازه که انسان بیشتر به اشیاء عادت داشته باشد، بیشتر به آنها بسته است و اسیر آنهاست، و به هر اندازه که انسان اسیر باشد آزادی ندارد.
فاطرا
۲
فلسفه زهد گاندی چه بود؟ گاندی از یک طرف در متن اجتماع وارد است، میخواهد جامعهای را از چنگال استعمار نجات بدهد، و از طرف دیگر آنچنان زاهدانه زندگی میکند که با دو پارچه و یک بز بسر میبرد و به ملت هند هم دستور میدهد که اگر میخواهید از چنگال استعمار رهایی پیدا کنید باید زاهد باشید؛ یعنی یک زندگی ساده پیشهکن تا بتوانی آزاد شوی؛ بعد که آزاد شدی، اگر میخواهی زندگیت را پرتجمّل بکنی بکن، ولی تا خودت را از قیودی که خودت برای خودت ساختهای آزاد نکردهای نمیتوانی آزاد شوی. این، نوع دیگر زهد است که فلسفه آن آزادی و آزادگی است.
فاطرا
۲
اگر ما خودمان را غرق در لذات مادی دنیا کنیم، مثلاً سرشب بنشینیم دور هم و شروع کنیم به گفتن و خندیدن و فرضا غیبت هم نکنیم که حرام است، صرفا شوخیهای مباح بکنیم، و بعد سفره را پهن کنیم و آنقدر بخوریم که به قول طلبهها حتّی اِذا بَلَغَ الْعِمامَةَ به عمامه برسد، نفس کشیدن برایمان دشوار شود، فکر و مزاج خودمان را خسته کنیم و بعد مثل یک مرده بیفتیم در رختخواب، آیا در این صورت توفیق پیدا میکنیم که سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شویم و بعد، از عمق روح خودمان یارب یارب بگوییم؟ اساسا بیدار نمیشویم و اگر هم بیدار شویم درست مثل مستی که چند جام شراب خورده است تلوتلو میخوریم.
فاطرا
۲
به خدا قسم لذاتی که یک مرد با ایمان در آن وقت شب ـ که بلند میشود و چشمش به آسمان پر ستاره میافتد و این چند آیه قرآن را که صدای هستی است و از قلب وجود برخاسته است میخواند و با هستی همصدا میشود ـ احساس میکند، برابر است با یک عمر لذت مادی در این دنیا.
"مُسٰافِرِمٰاھ؛
۲
اسلام نمرده است، مسلمین مردهاند
"مُسٰافِرِمٰاھ؛
۲
ائمه ما عمل را جزو ایمان شمردهاند، یعنی کسی که عمل ندارد ایمان ندارد. دلش را خوش نکند بگوید ایمان مجزای از عمل میتواند وجود داشته باشد.
raha
۲
امروز غالبا میبینیم معانی و مفاهیمی که ما از اسلام داریم خاصیت حیاتبخشی و ایجاد زندگی ندارد، پس ناچار باید تجدیدنظری در این معانی و مفاهیم بکنیم، شاید مفهوم و تصور ما درباره این معانی و مفاهیم اشتباه باشد، ما باید تصور خودمان را تصحیح کنیم
raha
۲
عادت دلبستگی میآورد و دلبستگی اسارت
به هر اندازه که انسان بیشتر به اشیاء عادت داشته باشد، بیشتر به آنها بسته است و اسیر آنهاست، و به هر اندازه که انسان اسیر باشد آزادی ندارد.
ali
۱
در یک زمان ممکن است شرایط زندگی عموم مردم سخت و مشکل باشد، به اصطلاح در جامعهای باشیم که وضع اقتصادی آن خوب نیست. اگر ما در چنین جامعهای قرار بگیریم، چنانچه امکانات شخصی ما هم اجازه بدهد که از یک زندگی عالی بهرهمند شویم نباید بهرهمند شویم برای اینکه اگر بهرهمند شویم با برادران خود و انسانهای دیگر همدردی و همدلی نکردهایم.
mohan
۱
هرکسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است. تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است، اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب میشود.
این نشانه یک جامعه مرده است، ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلّم هستند نه ساکت، متحرّکند نه ساکن، باخبرترند نه بیخبرتر.
فاطرا
۱
مَثَلُ الْمُؤْمِنینَ فی تَوادُدِهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ اِذَا اشْتَکی مِنْهُ عُضْوٌ تَداعی لَهُ سایرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمّی.
فاطرا
۱
لَیسَ لِلاِْنْسانِ اِلاّ ما سَعی برای بشر جز آنچه که کوشش کرده است نیست
"مُسٰافِرِمٰاھ؛
۱
ایمان با سه چیز محقّق میشود: اعتقاد قلبی، اقرار به زبان و عمل با اعضا و جوارح.
کاربر ۵۲۴۰۷۹۵
۱
تکیهگاه تعلیم و تربیت اسلامی عمل است.
raha
۱
روح اسلام در جامعه اسلامی مرده است
raha
۱
هرکسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است. تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است، اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب میشود.
raha
۱
بین اینکه یک آیین و مکتب، خودش در ذات خود زنده باشد و اینکه طرز تلقی مردمی که آن را پذیرفتهاند به صورت زندهای باشد. ممکن است خود آیین، جوهر حیاتی داشته باشد ولی آن طرز تفکری که مردم درباره آن دارند طرز تفکر صحیحی نباشد.
raha
۱
اسلام دین عمل است.
