جملات زیبای کتاب بوی وانیل | طاقچه
تصویر جلد کتاب بوی وانیل

کتاب بوی وانیل

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳۰۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
الناز پاکپور
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
گلبرگ
۳۷
ــ مگه چیزی هست که ندونم؟ ــ آره. دلم ریخت: ــ چی؟ ــ این‌که چه‌قدر دوستت دارم!
Butterfly
۲۱
ــ گاهی آدم باید پاک کنه و از اول... از سر خط زندگیشو بنویسه.
zahra.s
۱۶
از روی سنگ زندگیت، خودت بپر، قبل از این‌که زندگی با لگد پرتت کنه. دردت می‌آد اون وقت! زندگی به آدم فرصت رکود نمی‌ده،
Butterfly
۱۴
ــ مگه چیزی هست که ندونم؟ ــ آره. دلم ریخت: ــ چی؟ ــ این‌که چه‌قدر دوستت دارم!
الهه کاوه
۱۳
قبل‌ترها نه خیلی قدیم، همین زمان مامان اینا... تعهد به زندگی زناشویی به قدری یه مطلب اساسی بود که کسی به خودش زحمت شک کردن بهشو نمی‌داد، اما تو روابط این روزهای آدم‌ها به سختی گیر می‌آد..
mobina
۱۳
اسمش و حسش مثل هق هق مانده در گلو بود. درد داشت وقتی نفس عمیق می‌کشیدم.
Butterfly
۱۱
گرفتار یه حس شدن هیچ جواب منطقی‌ای نداره
گلبرگ
۱۱
این را افتخار می‌دانست که حرف دل و زبانش یکی است، خب این بد نبود، اما بدی ماجرا این بود که حرف دلش تند و تیز بود و زخم می‌زد!
Butterfly
۱۰
ــ هر کسی تو یه دوره‌ای از زندگیش بی‌اعصابه
گلبرگ
۸
هرگز در زندگی‌ام با مَثَل انگلیسی بی‌خبری خوش خبری موافق نبودم. هیچ چیز بی‌خبری حس خوبی نداشت به خصوص برای من که در ذهنم همیشه غوغا بود و در دلم موج موج حرف و روی لبم هیچ!
nikoo
۶
فقط نگاهم کرد و دستی به موهایش کشید: ــ باشه تو سکوت کن من حرف می‌زنم؛ تنبیه تو دردش بیشتره، چون... چون تو رو خیلی بیشتر دوست دارم... تو رو جور دیگه‌ای دوست دارم... تو رو توی سی و دو سالگی دوست دارم... تو رو وقتی زندگی بهم خیلی چیزا یاد داد دوست دارم. نفسم حبس شد... من اینجا بین بوی قهوه و وانیل، بین حجم زیادی از پچ‌پچ‌های رفیقانه و عاشقانه، بین رنگ‌های چوب، دقیقا روبه‌روی دو چشم سیاه براق چهار بار شنیده بودم دوستت دارم... قلبم نمی‌زد انگار که هیچ خونی در رگ‌هایم نبود!
melika
۴
از روی سنگ زندگیت، خودت بپر، قبل از این‌که زندگی با لگد پرتت کنه. دردت می‌آد اون وقت! زندگی به آدم فرصت رکود نمی‌ده، فرار نکن!
bamdad74
۳
دیار... از روی سنگ زندگیت، خودت بپر، قبل از این‌که زندگی با لگد پرتت کنه. دردت می‌آد اون وقت! زندگی به آدم فرصت رکود نمی‌ده، فرار نکن!
bamdad74
۳
یه پیله هست... همه آدم‌ها دورشون دارن، اونایی که به هر دلیلی کمی آسیب بیششتری خوردن، این پیله‌شون کمی کلفت‌تر و سخت‌تره.
bamdad74
۳
محکم وایسا... تا اونم با آرامش این مراحل رو طی کنه...
m.b
۲
ــ باشه تو سکوت کن من حرف می‌زنم؛ تنبیه تو دردش بیشتره، چون... چون تو رو خیلی بیشتر دوست دارم... تو رو جور دیگه‌ای دوست دارم... تو رو توی سی و دو سالگی دوست دارم... تو رو وقتی زندگی بهم خیلی چیزا یاد داد دوست دارم.
shaghaayegh.9473
۲
یه روزی چشمات رو باز می‌کنی و می‌بینی تو نگاه یکی، تو نفس یکی، تو قدم‌های یکی گیر افتادی. مثل یه جاده پر پیچ و خم که هی پیچاش بیشتر و بیشتر می‌شه.
Sara
۲
چه‌طور می‌توانستم احساساتم را با او در میان بگذارم؟! امکان پذیر نبود! فقط نگاهم کرد و دستی به موهایش کشید: ــ باشه تو سکوت کن من حرف می‌زنم؛ تنبیه تو دردش بیشتره، چون... چون تو رو خیلی بیشتر دوست دارم... تو رو جور دیگه‌ای دوست دارم... تو رو توی سی و دو سالگی دوست دارم... تو رو وقتی زندگی بهم خیلی چیزا یاد داد دوست دارم. نفسم حبس شد... من اینجا بین بوی قهوه و وانیل، بین حجم زیادی از پچ‌پچ‌های رفیقانه و عاشقانه، بین رنگ‌های چوب، دقیقا روبه‌روی دو چشم سیاه براق چهار بار شنیده بودم دوستت دارم... قلبم نمی‌زد انگار که هیچ خونی در رگ‌هایم نبود!
Sara
۲
چه‌طور می‌توانستم احساساتم را با او در میان بگذارم؟! امکان پذیر نبود! فقط نگاهم کرد و دستی به موهایش کشید: ــ باشه تو سکوت کن من حرف می‌زنم؛ تنبیه تو دردش بیشتره، چون... چون تو رو خیلی بیشتر دوست دارم... تو رو جور دیگه‌ای دوست دارم... تو رو توی سی و دو سالگی دوست دارم... تو رو وقتی زندگی بهم خیلی چیزا یاد داد دوست دارم. نفسم حبس شد... من اینجا بین بوی قهوه و وانیل، بین حجم زیادی از پچ‌پچ‌های رفیقانه و عاشقانه، بین رنگ‌های چوب، دقیقا روبه‌روی دو چشم سیاه براق چهار بار شنیده بودم دوستت دارم... قلبم نمی‌زد انگار که هیچ خونی در رگ‌هایم نبود!
bamdad74
۲
چرخان مثل فرفره بین همه و در حقیقت بی‌مکان!
bamdad74
۲
قدری بهم برخورده بود و دلم شکسته بود که حتی دلم نمی‌خواست دعوا کنم.
گلبرگ
۱
هیچ آدمی تو دنیا با حسادت کردن خوشگل نشده... منم نشدم و نمی‌شم.
m.b
۱
دیار... از روی سنگ زندگیت، خودت بپر، قبل از این‌که زندگی با لگد پرتت کنه. دردت می‌آد اون وقت! زندگی به آدم فرصت رکود نمی‌ده، فرار نکن!
shaghaayegh.9473
۱
اعتماد جمله غریبیه این روزها... باید با من تو دادگاه‌ها بیای تا ببینی اعتماد چه نقش مهمی تو زندگی ایفا می‌کنه. قبل‌ترها نه خیلی قدیم، همین زمان مامان اینا... تعهد به زندگی زناشویی به قدری یه مطلب اساسی بود که کسی به خودش زحمت شک کردن بهشو نمی‌داد، اما تو روابط این روزهای آدم‌ها به سختی گیر می‌آد.
weareone
۱
از روی سنگ زندگیت، خودت بپر، قبل از این‌که زندگی با لگد پرتت کنه.
weareone
۱
از روی سنگ زندگیت، خودت بپر، قبل از این‌که زندگی با لگد پرتت کنه. دردت می‌آد اون وقت! زندگی به آدم فرصت رکود نمی‌ده، فرار نکن! ــ من فرار... ــ فرار همیشه دویدن نیست... پنهون شدن تو آشپزخونه و حرف نزدن به زبون مادری به خاطر ترسیدن از ارتباط‌گیری هم فراره...
bamdad74
۱
دایره‌ی تکرار گذشته در بیان!