جملات زیبای کتاب رستاخیز | طاقچه
تصویر جلد کتاب رستاخیزsubscriptionAvailable

کتاب رستاخیز

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۰۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
لئو تولستوی، پرویز شهدی
انتشارات: 
انتشارات به سخن

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
💚💜F.T.M.H💜💚
۳۱
هریک از ما به‌طور حتم کاری را که می‌کند، مفید و مهم به‌شمار می‌آورد. بنابراین هر آدمی در هر وضعیتی که باشد، از زندگی اجتماعی‌اش برداشتی دارد که به او اجازه می‌دهد فعالیتش را مهم و مفید بپندارد.
زهره
۲۵
در ژرفای وجودش می‌دانست که داشتن وجدانی ناپاک، فطرتی پست و کار بی‌رحمانه‌اش نه‌تنها حق داوری دربارهٔ دیگران را از او می‌گیرد، بلکه حتا حق ندارد به چهرهٔ آن‌ها نگاه کند، این وضعیت به او اجازه نمی‌داد از این پس خود را جوانی شرافتمند، سرشار از نجابت و جوانمردی بداند. بااین‌همه، برای ادامه‌دادن به این زندگی ننگ‌آور و لذت‌جویانه، تنها یک راه وجود داشت: از یادبردن این ماجرا.
💚💜F.T.M.H💜💚
۲۳
«انسان‌ها شبیه رودخانه‌اند. همگی از یک عنصر ساخته شده‌اند، اما گاهی باریک می‌شوند، گاه سریع، گاه آرام و گاه پهناور، زلال یا گل‌آلود، سرد یا ولرم. آدم‌ها این‌گونه‌اند. هریک جرثومهٔ کیفیت‌ها و ویژگی‌های انسانی را در خود دارد، گاه یک روی سکهٔ سرشتش و گاه روی دیگر، گاهی هم هردو با حفظ طبیعت ضدونقیض واقعی‌اش به شکلی کاملا متفاوت با آن‌چه هست، جلوه‌گر می‌شوند.»
💚💜F.T.M.H💜💚
۲۱
نوشتن خاطرات، بازی کودکانه نیست، بلکه گفت‌وشنودی است، با خودم، با خود درونی واقعی‌ام
آوای دوست
۱۹
درست نیست بگوییم یک نفر خوش‌نیت یا هوشمند است و دیگری بدجنس یا خنگ. بااین‌همه به این صورت درباره‌شان قضاوت می‌کنیم. این کار غلط است. آدم‌ها شبیه رودخانه‌ها هستند: همگی از یک عنصر ساخته شده‌اند، اما گاهی باریک یا پهن هستند، گل‌آلود یا زلال، سرد یا ولرم. آدم‌ها هم این‌گونه‌اند. هر کس بذر همهٔ ویژگی‌های انسانی را در خودش دارد و گاه این سوی سرشتش را نشان می‌دهد و گاه سوی دیگر را، حتا خیلی وقت‌ها هم ضمن حفظ سرشت واقعی‌اش، کاملا متفاوت با آن‌چه هست به‌نظر می‌رسد.
شراره
۱۵
«باید همه را بخشید، بارها و بارها این بخشش را انجام داد، چون هیچ آدمی وجود ندارد که مرتکب خطا نشده باشد و درنتیجه مجاز نیست خطاکار دیگری را تنبیه یا اصلاح کند.»
pejman
۱۰
فقر و زندان با یکدیگر همزادند
زهره
۹
دیمیتری مانند مردهای دیگر دارای دو شخصیت کاملا متضاد بود: شخصیتی پیرو موازین اخلاقی که باعث خشنودی خودش و دیگران می‌شد و شخصیتی غریزی و حیوانی که آماده بود برای لذت‌جویی دنیایی را به‌هم بریزد و یا فدا کن
محسن
۹
یکی از فکرهای باطلی که از همه شناخته‌تر است و کم‌وبیش در همه کس یافت می‌شود، این است که همه گمان می‌کنند هر فردی دارای خصلت‌هایی مشخص و قطعی است: آدم‌هایی خوبند و آدم‌هایی بد، تیزهوش یا خنگ و احمق، پرشور و شوق یا بی‌تفاوت و بی‌احساس و از این قبیل. آدم‌ها این‌گونه ساخته نشده‌اند.
Ana
۷
هیچ آدمی وجود ندارد که مرتکب خطا نشده باشد و درنتیجه مجاز نیست خطاکار دیگری را تنبیه یا اصلاح کند.»
زهره
۵
زندان‌ها نمی‌توانند آسودگی‌مان را تأمین کنند، چون زندانی‌ها برای ابد آن‌جا نمی‌مانند و سرانجام روزی رهاشان می‌کنند. برعکس در چنین جاهایی میزان فساد را در آن‌ها به بالاترین درجه افزایش می‌دهند، یا درواقع به‌میزان خطر می‌افزایند.
چڪاوڪ
۵
نباید خودمان را به‌دست احساس‌های شخصی‌مان بسپاریم که به هرجا دل‌شان می‌خواهد ببرندمان.
_mahdi.shh_
۴
«آه! آه! چه کثافتی هستم! فقط آدمی بی‌سروپا و پست‌فطرت می‌توانست به آن شکل عمل کند! و من همان آدم بی‌سروپا و همان پست‌فطرت هستم.
پویا پانا
۴
هر آدمی در هر وضعیتی که باشد، از زندگی اجتماعی‌اش برداشتی دارد که به او اجازه می‌دهد فعالیتش را مهم و مفید بپندارد.
pejman
۴
«تو می‌خواهی از طریق من خودت را نجات دهی. تو در این دنیا از من لذت برده‌ای و می‌خواهی در دنیای دیگر نجات پیدا کنی!
چڪاوڪ
۴
«بارها کوشیده‌ای خودت را به سرحد کمال برسانی، آدم بهتری بشوی اما موفق نشده‌ای.» این صدای آن عامل وسوسه‌کننده در وجودش بود که می‌گفت: «چه فایده دارد باز هم امتحان کنی؟ تو تنها کسی نیستی که به این مشکل دچاری، همهٔ مردم دنیا مثل تو گرفتارش هستند. زندگی است دیگر، چه می‌شود کرد؟»
سیدمحمدحسین
۴
عشق متقابل به همنوع قانون اصلی زندگی است.
eln_pr
۴
«من فکر می‌کنم اگر بخواهیم تلاش‌مان را به جایی برسانیم، پیش از همه‌چیز باید قوهٔ تخیل‌مان را مهار کنیم و مسایل را آن‌گونه که هستند ببینیم
Hossein shiravand
۴
کاری که به‌نظرشان ناممکن می‌آید، اگر ایمان داشته باشند امکان‌پذیر می‌شود.
زهره
۳
این واقعیت را هم به‌خوبی می‌دانست که فرانسه و انگلیسی و آلمانی را بدون لهجه حرف‌زدن، پیراهن‌ها و لباس‌هایی از پارچه‌های لطیف و گران‌قیمت پوشیدن، کراوات‌ها و دکمه‌سردست‌هایش را از بهترین مغازه‌ها خریدن، به‌هیچ‌وجه دلیل معتبری برای تأیید برتری‌اش نسبت به دیگران به‌شمار نمی‌آید. با این‌همه این برتری را حق خودش می‌دانست،
شراره
۳
«انسان‌ها شبیه رودخانه‌اند. همگی از یک عنصر ساخته شده‌اند، اما گاهی باریک می‌شوند، گاه سریع، گاه آرام و گاه پهناور، زلال یا گل‌آلود، سرد یا ولرم. آدم‌ها این‌گونه‌اند. هریک جرثومهٔ کیفیت‌ها و ویژگی‌های انسانی را در خود دارد، گاه یک روی سکهٔ سرشتش و گاه روی دیگر، گاهی هم هردو با حفظ طبیعت ضدونقیض واقعی‌اش به شکلی کاملا متفاوت با آن‌چه هست، جلوه‌گر می‌شوند.»
شراره
۳
«هیچ‌وقت درصدد برنمی‌آییم شرایطی که افراد را به ارتکاب چنین کارهایی وامی‌دارند ازبین ببریم. برعکس مؤسسه‌هایی را که چنین افرادی را به‌وجود می‌آورند تقویت می‌کنیم. این مؤسسه‌ها کدام‌ها هستند؟ کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، رستوران‌ها، میخانه‌ها، عشرتکده‌ها که همه با آن‌ها آشنایی داریم. نه‌تنها این مؤسسه‌ها را نابود نمی‌کنیم، بلکه ضروری‌شان می‌دانیم، از آن‌ها حمایت می‌کنیم و مراقب هستیم به‌خوبی به کارشان ادامه دهند.
پویا پانا
۳
یکی از فکرهای باطلی که از همه شناخته‌تر است و کم‌وبیش در همه کس یافت می‌شود، این است که همه گمان می‌کنند هر فردی دارای خصلت‌هایی مشخص و قطعی است: آدم‌هایی خوبند و آدم‌هایی بد، تیزهوش یا خنگ و احمق، پرشور و شوق یا بی‌تفاوت و بی‌احساس و از این قبیل. آدم‌ها این‌گونه ساخته نشده‌اند. می‌توانیم این را دربارهٔ یک نفر بگوییم که خود را خوب یا بد نشان می‌دهد، بیش‌تر وقت‌ها باهوش است یا خنگ، پرشور و شوق یا بی‌تفاوت و بی‌احساس و یا برعکس، اما درست نیست بگوییم یک نفر خوش‌نیت یا هوشمند است و دیگری بدجنس یا خنگ. بااین‌همه به این صورت درباره‌شان قضاوت می‌کنیم. این کار غلط است. آدم‌ها شبیه رودخانه‌ها هستند: همگی از یک عنصر ساخته شده‌اند، اما گاهی باریک یا پهن هستند، گل‌آلود یا زلال، سرد یا ولرم. آدم‌ها هم این‌گونه‌اند. هر کس بذر همهٔ ویژگی‌های انسانی را در خودش دارد و گاه این سوی سرشتش را نشان می‌دهد و گاه سوی دیگر را، حتا خیلی وقت‌ها هم ضمن حفظ سرشت واقعی‌اش، کاملا متفاوت با آن‌چه هست به‌نظر می‌رسد.
pejman
۳
بدون عارف‌بودن شعر و شاعری هم مفهومی ندارد. عرفان غیرشاعرانه، خرافه‌پرستی است و شعر بدون عرفان هم، نثری بیش نیست
eln_pr
۳
در بعضی‌ها، بیش‌تر وقت‌ها، اندیشیدن جز بازی‌ای روشنفکرانه چیز دیگری نیست. رفتارشان تحت‌تأثیر استدلال‌هاشان است، اما در عمل دربرابر افکار دیگران تسلیم می‌شوند: تسلیم عادت‌ها، سنت‌ها و قانون
Hossein shiravand
۳
همه غرق شادمانی بودند: گیاهان، پرنده‌گان، حشره‌ها، بچه‌ها. اما آدم‌ها، بزرگ‌سالان، آدم بزرگ‌ها، مدام یکدیگر را گول می‌زدند، همدیگر را شکنجه می‌دادند
Hossein shiravand
۳
نگاه‌ها، لبخندها، سکوت‌کردن‌ها و ایما و اشاره‌هایی در کار بودند. به‌همین دلیل هم اکنون او را مال خودش می‌دانست و ازدست‌دادنش برایش بسیار دردناک بود.
زهرا موحد
۳
جمله‌ای از تورو، نویسندهٔ امریکایی افتاد که گفته بود در کشوری که برده‌داری آزاد است و قانون هم از آن پشتیبانی می‌کند، تنها جایی که برای زندگی‌کردن برای آدمی شرافتمند مناسب است، زندان است.
Sahia
۳
نوشتن خاطرات، بازی کودکانه نیست، بلکه گفت‌وشنودی است، با خودم، با خود درونی واقعی‌ام که در وجود هر آدم دیگری هم حضور دارد.
:)
۲
آن عشق صاف و پاک حقیقی که از چشمهٔ زلال احساس‌های واقعی انسان‌ها سیراب می‌شود.