مادرم توی وان حمام هم سیگار میکشید، همانجا که دستآخر یک روز پیدایش کردیم درحالیکه سروته توی وان غرق شده بود. سر غذا هم سیگار میکشید و معمولاً خاکستر سیگارش را در همان ظرف نیمخوردهاش میریخت. دیدگاهش هم این بود که اگر یکی غذا بپزد و ظرفها را هم خودش بشورد، اجازه دارد هر کاری که دوست دارد با ظرفها بکند. از نظر ما هم حرفش منطقی بود.
سوم شخص
مشکل این نوع آدمهای غیرسیگاری این است که در دلشان خیال میکنند این کارشان نشانهٔ نهایت لطفشان در حق خود توست. فکر میکنند که بالاخره روزی تو برمیگردی و در دل ازشان بابت آن پانزده ثانیهٔ گرانبهایی که به زندگیات اضافه کردهاند تشکر میکنی. به مغزشان خطور هم نمیکند که این پانزده ثانیه را تو فقط صرف نفرت از این آدمها خواهی کرد.
مهرنوش
من تا حالا بارها تن دخترم داون را بخیه زدهام. همینقدر کافی است که شما فرضاً بلد باشید یک دکمه را به لباس بدوزید. فقط حواستان باشد که سوزن تیز و تمیز دم دست داشته باشید و نخ محکم. بهشخصه نخ دندان ساده را توصیه میکنم.
avajahangiry
البته باید کر و کور و نادان باشی که ندانی با این کار، خودت را وارد چه دردسری میکنی و سرآخر هم اگر قرار است کسی سرزنش شود، آن کس خودت هستی.
مهرنوش