مادرم توی وان حمام هم سیگار میکشید، همانجا که دستآخر یک روز پیدایش کردیم درحالیکه سروته توی وان غرق شده بود. سر غذا هم سیگار میکشید و معمولاً خاکستر سیگارش را در همان ظرف نیمخوردهاش میریخت. دیدگاهش هم این بود که اگر یکی غذا بپزد و ظرفها را هم خودش بشورد، اجازه دارد هر کاری که دوست دارد با ظرفها بکند. از نظر ما هم حرفش منطقی بود.