کلیدر؛ جلد سوم و چهارم

دانلود و خرید کلیدر؛ جلد سوم و چهارم

۴٫۶ از ۲۷ نظر
۴٫۶ از ۲۷ نظر

برای خرید و دانلود   کلیدر؛ جلد سوم و چهارم  نوشته  محمود دولت‌آبادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
در این دوره مثل این است که آدم میان یک بیابان پربرف دارد راه می‌رود. خودش، شاید نداند؛ اما چشمهای گرگهایی مراقبش هستند که ببینند کی او دست و پاهایش کرخ می‌شود و به زانو در می‌آید. یک دم این چشمها از آدم غافل نیستند. همین که دیدند قدمهای تو کمی می‌لقّند و بوران گیجت کرده، یواش‌یواش پیداشان می‌شود و دوره‌ات می‌کنند. وقتی که دوره‌ات کردند، دیگر کار تمام است.
کاربر ۱۵۳۴۷۴۷
از مادرت زاییده می‌شوی و خیالش را هم در سر نداری! غافل از اینکه او هم، مرگ هم با تو از مادر زاییده است. پا به پای تو. قدم به قدم. شاید او مرگ از مادری دیگر، از مادر خود، زاییده باشد! اما با هر نفس، با هر گام، با هر دم و آن، تو به او نزدیک می‌شوی و او به تو. رو به تو می‌آید. مثل چیزی که تو رو به آیینه بروی. تو رو به آیینه می‌روی، چیزی هم شبیه تو، همتو، رو به تو می‌آید. دیر یا زود به هم می‌رسید. تو و مرگ.
maede