جملات زیبای کتاب دایی جان ناپلئون | طاقچه
تصویر جلد کتاب دایی جان ناپلئون
off
٪۵۰

کتاب دایی جان ناپلئون

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۲۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
ایرج پزشکزاد
انتشارات: 
فرهنگ معاصر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mahdi Hoseinirad
۳۶۸
جسم آدم توی کارخانه ننه آدم درست می‌شود امّا روح آدم توی کارخانه دنیا ...
گلی
۲۶۷
آدم چطور می‌فهمد که عاشق شده است؟ ــ واللّه، بابام‌جان ... دروغ چرا؟ ... اونکه ما دیدیم این‌جوری است که وقتی خاطر یکی را می‌خواهی.. آن وقتی که نمی‌بینیش توی دلت پنداری یخ می‌بنده ... وقتی می‌بینیش یک هُرمی توی این دلت بلند می‌شه، پنداری تنور نانوایی را روشن کردند ... همه چیز دنیا را، همه مال و منال دنیا را برای اون می‌خواهی، پنداری حاتم طایی شدی ... خلاصه آرام نمی‌گیری مگر اینکه آن دختر را برات شیرینی بخورند
نگین
۲۰۷
به قول ناپلئون اقرار به ناتوانی نوعی توانایی است.
zahra.n
۱۹۳
عاشقی چه کار سختی است! از درس حساب و هندسه هم سخت‌تر است
امیر
۱۶۲
از کیف مادرم یک سکه یک قرانی دزدیدم و به بهانه خرید کتابچه زیر بازارچه رفتم. شمع خریدم و در سقاخانه زیر بازارچه روشن کردم: ــ خدایا! اولاً مرا ببخش که با پول دزدی شمع روشن می‌کنم. ثانیاً یا به من کمک کن که این اختلاف بین آقاجان و دایی‌جان را حل کنم یا خودت حلش کن. ولی اطمینان داشتم که خدا بین این دو راه‌حل اگر بخواهد کمکی بکند دومی را انتخاب می‌کند. این را می‌دانستم فقط راه حل اول را برای تعارف گفته بودم.
___fareee___
۱۶۰
«باباجان، زیاد غصه نخور! با همه اینها، باز برنده هستی که عشق را شناختی. سعادتی بردی که در عمر کوتاه آدم نصیب همه کس نمی‌شود»
الی
۱۳۱
ممکن است آدم از یک فکر احمقانه خنده‌اش نگیرد ولی دلیل نمی‌شود که احمقانه نباشد.
shima mousavi
۱۲۰
من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعدازظهر، عاشق شدم. تلخی‌ها و زهر هجری که چشیدم بارها مرا به این فکر انداخت که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود، شاید اینطور نمی‌شد.
Mahdi Hoseinirad
۱۰۹
گندت بزنند! چه آن وقت که بچه بودی، چه آن وقت که جوان بودی، چه حالا، عرضه سانفرانسیسکو نداشتی و نداری ...
اِیْ اِچْ|
۱۰۶
گاهی فحش‌ها و ناسزاهایی که زیر لب نثار می‌کرد و خط و نشانی که برای انتقام از مسبّبین این واقعه می‌کشید می‌شنیدم و می‌دیدم.
کاربر ۷۲۷۴۵۵۰
۵۳
غصه من برای خودم نیست. هزارها مثل من فدای مملکت! ... من غصه مملکت را می‌خورم. دریغا از ایران که ویران شود، کنام پلنگان و شیران شود.
گلی
۴۵
ممکن است آدم از یک فکر احمقانه خنده‌اش نگیرد ولی دلیل نمی‌شود که احمقانه نباشد. مگر ممکن است آدم اینطور بدون مقدمه عاشق بشود؟
feri
۴۴
به قول ناپلئون آن چیزی که حدی ندارد خریت است.
نگین
۳۸
عشق‌های تند و سوزان نوجوانی ضمانت دوام بیشتر از شش ماه و یک سال ندارد.
مستاصل!
۳۷
زیاد هم دلواپس نباش. خدا با آدم‌های عاشق است.
جهان
۳۴
مرده‌ها راحت ِ خدایی هستند. فقط زنده‌ها را می‌اندازند توی گرفتاری .
Thebahara
۳۲
خوشبختانه بچه، حتی اگر عاشق باشد، خواب مهلتش نمی‌دهد که تا سحر بیدار بماند. ظاهراً این گرفتاری‌ها مال آدم‌های بزرگ عاشق است.
AmirS
۳۱
زیاد غصه نخور! با همه اینها، باز برنده هستی که عشق را شناختی. سعادتی بردی که در عمر کوتاه آدم نصیب همه کس نمی‌شود
zahra.n
۳۰
وقتی خاطر یکی را می‌خواهی.. آن وقتی که نمی‌بینیش توی دلت پنداری یخ می‌بنده ... وقتی می‌بینیش یک هُرمی توی این دلت بلند می‌شه، پنداری تنور نانوایی را روشن کردند ... همه چیز دنیا را، همه مال و منال دنیا را برای اون می‌خواهی، پنداری حاتم طایی شدی ...
shima mousavi
۳۰
آدم تو حیزی هم باید ظرافت داشته باشد!
سحر
۳۰
ــ من لیلی را دوست دارم. ــ از کی تا حالا؟ ــ از سیزده مرداد پارسال. ــ بارک‌اللّه چه تاریخ دقیقی! لابد ساعتش را هم می‌دانی! ــ از ساعت سه و ربع کم.
Mohammad Zarei
۲۸
خانواده اشرافی، نوه‌های پلنگ‌السلطنه و ببرالدوله، که به کونشان می‌گفتند همراه ما نیا بو می‌دهی، حالا باید با اصغر دیزل و آسپیران غیاث‌آبادی هم‌پیاله بشوند!
نیلوفر معتبر
۲۷
به قول ناپلئون در مدرسه جنگ یک سردار باید بیش از درس فتح، درس شکست را یاد بگیرد.
zanyar
۲۵
دلم می‌خواهد بمیرم و از دست این زندگی راحت بشوم.
مهدی
۲۱
«باباجان، زیاد غصه نخور! با همه اینها، باز برنده هستی که عشق را شناختی. سعادتی بردی که در عمر کوتاه آدم نصیب همه کس نمی‌شود»
m amini
۲۰
خدا با آدم‌های عاشق است.
میشه گفت کتابخوان
۱۹
باید قبول کرد که سانفرانسیسکو بهترین دوای امراض روحی است!
Fatemeh Abdi ☁️
۱۹
اگر توی اقیانوس غرق شده باشی و در آخرین لحظه که دارد جانت با زجر و شکنجه از بدنت درمی‌رود یک نهنگ هم نجاتت بدهد به چشمت شکل ژانت مک‌دونالد می‌شود.
Ali Mohammad
۱۵
... اندر بلای سخت پدید آرند/فضل و بزرگ‌مردی و سالاری ...
دختر بهاری
۱۵
به قول ناپلئون آن چیزی که حدی ندارد خریت است.