جملات زیبای کتاب غرور و تعصب | طاقچه
تصویر جلد کتاب غرور و تعصبsubscriptionAvailable

کتاب غرور و تعصب

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳۹۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
جین آستن، الهام رحمانی
انتشارات: 
انتشارات پر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
sᴍMahdi Ziaei
۱۳۷
خانم‌ها خیال می‌کنند که هر کسی از آن‌ها تعریف و تمجید می‌کند منظوری فراتر دارد و شاید علاقه‌ای در کار باشد.
sᴍMahdi Ziaei
۱۰۸
شخصیت‌های پیچیده سرگرم کننده‌ترند. آن‌ها حداقل این برتری را دارند که جالب‌تر باشند.
B-vafa
۱۰۱
هر چه که می‌گذرد از دنیا ناراضی‌تر می‌شوم و هر روز باورم در مورد بی‌ثباتی شخصیّت همه آدم‌ها بیشتر می‌شود
Somayeh
۷۸
خوشبختی در ازدواج کاملاً شانسی است
golmohammad10
۶۸
البته، تکبّر و غرور کاملاً با هم فرق دارند، هر چند این واژه‌ها هم معنا به کار می‌روند. شخصی ممکن است بدون داشتن تکبّر، مغرور باشد و غرور، برداشت ما از خودمان است و تکبّر، برداشتی است که دیگران در مورد ما دارند."‌
|هیـچِ‌مطلقـ|
۵۹
هیچ چیز لذّت‌بخش‌تر از کتاب خواندن نیست! هر چیزی ممکن است زود آدم را خسته کند اما کتاب نه!
B-vafa
۵۲
غرور، برداشت ما از خودمان است و تکبّر، برداشتی است که دیگران در مورد ما دارند.
B-vafa
۴۲
من حقّ ندارم درباره دیگران قضاوت کنم که آیا خوشایند هستند یا نه. من صلاحیّت این را ندارم در مورد کسی نظر بدهم
sᴍMahdi Ziaei
۳۸
"‌کاملاً حقّ با توست، فاش کردن اشتباهات ویکهام ممکن است او را برای همیشه نابود کند شاید حالا از کارهایی که کرده متأسف باشد و بخواهد شخصیتش را از نو بسازد، ما نباید ناامیدش کنیم."
sᴍMahdi Ziaei
۳۷
دارسی به طرف دیگر اتاق رفت و الیزابت هم که با نگاهش او را دنبال می‌کرد، به هر کسی که دارسی با او مشغول گفت و گو می‌شد حسادت می‌‌ورزید.
sᴍMahdi Ziaei
۲۱
چقدر به شما مدیونم! شما درسی به من دادید که در ابتدا بسیار سخت اما بسیار مفید بود.
sᴍMahdi Ziaei
۲۰
"‌خیالم راحت است که این فقط خواب و خیالی در ذهن خودم بوده و ضرری برای کسی جز خودم نداشته."
B-vafa
۲۰
ما همه دوست داریم چیزی را به دیگران بقبولانیم که دل‌مان می‌‌خواهد در حالی که ممکن است آن چیز اصلاً ارزش بیان کردن نداشته باشد.
B-vafa
۲۰
هر دوی‌شان بی‌نهایت قدردان زحمات کسانی بودند که با آوردن الیزابت به دربیشایر، مقدمات رسیدن آن‌ها به هم را فراهم کرده بودند. پایان
عرفانه
۱۶
جورجیانا بسیار مؤدبانه و کمی دستپاچه از آن‌ها استقبال کرد که آن هم ناشی از کمرویی و ترس از اشتباه بود و آن‌هایی که به نوعی فرودست بودند این رفتار او را غرور و خودبینی تلقی می‌کردند.
SARA
۱۵
اغلب سخاوتمند و بخشنده باشد و پولش را با دست و دلبازی ببخشد و مهمان‌نواز باشد، به مستأجرانش کمک کند و به فقرا یاری برساند
B-vafa
۱۳
"‌دلم نمی‌خواهد در مورد کسی عجولانه قضاوت کنم، ولی همیشه نظرم را می‌گویم."
B-vafa
۱۳
خواهیم دید که چه همسایه نازنینی داریم.
Somayeh
۱۲
"‌نمی‌توانم ساعت، محل، نگاه یا جمله‌ای مشخص را بگویم که این علاقه را در من ایجاد کرد. فکر می‌کنم که از مدّت‌ها پیش به وجود آمد، قبل از این‌که بفهمم از کی شروع شده درگیرش شده بودم
sayna.s
۱۲
آدم‌های کمی هستند که واقعاً از صمیم قلب دوست‌شان دارم و کسانی که فکر می‌کنم خوبند از این تعداد هم کمترند. هر چه که می‌گذرد از دنیا ناراضی‌تر می‌شوم و هر روز باورم در مورد بی‌ثباتی شخصیّت همه آدم‌ها بیشتر می‌شود، البته کمتر می‌توان از روی ظاهر، لیاقت و شعور فرد را تشخیص داد.
ENFJ
۱۲
یکی همه خوبی‌ها را دارد و دیگری فقط خوب به نظر می‌‌رسد.
B-vafa
۱۱
اما تعداد کمی از ما شجاعت کافی به خرج می‌دهیم که واقعاً بدون هیچ دلگرمی عاشق شویم.
Mars
۹
زن ممکن است در رفتار با شوهرش آزادی‌هایی داشته باشد که هیچ وقت یک برادر اجازه این رفتارها را به خواهر جوان بیش از ده سال کوچکتر از خودش نمی‌دهد.
B-vafa
۹
آدم‌های کمی هستند که واقعاً از صمیم قلب دوست‌شان دارم و کسانی که فکر می‌کنم خوبند از این تعداد هم کمترند.
جَوَنده‌ی‌کتاب👒
۹
"‌من خودم به شخصه شعر را غذای عشق می‌دانم."
SARA
۸
رفتار خویشاوندش مانند همیشه بود و ازدواج، او را عوض نکرده بود، ادب و نزاکت رسمی‌اش درست مانند قبل بود.
رزا
۸
تکبّر و غرور کاملاً با هم فرق دارند، هر چند این واژه‌ها هم معنا به کار می‌روند. شخصی ممکن است بدون داشتن تکبّر، مغرور باشد و غرور، برداشت ما از خودمان است و تکبّر، برداشتی است که دیگران در مورد ما دارند."‌
eamirh
۷
علاقه صادقانه به اندازه کافی در هر کسی وجود دارد و هر جایی می‌توان آن را دید، اما صداقت بدون تظاهر و ریا چیزی است که به دشواری می‌توان به آن پی برد
sᴍMahdi Ziaei
۷
یا چرا اصلاً باید یک روز زودتر از زمانی که منتظرش بودند می‌آمد؟ اگر آن‌ها فقط ده دقیقه زودتر می‌رفتند دیگر سر راه دارسی قرار نمی‌‌گرفتند چون مشخص بود تازه رسیده و از اسب یا کالسکه‌اش پیاده شده بود.
sᴍMahdi Ziaei
۷
"‌دارسی وقتی در شهر بود می‌توانست برای دایی و زن دایی‌ام دوست‌داشتنی و خوشایند باشد ولی چرا با من این‌طور نیست؟ اگر از من می‌‌ترسد چرا این‌جا آمده؟ اگر علاقه‌ای به من ندارد چرا سکوت می‌کند؟ مردم آزار، آدم مردم آزار! دیگر در موردش فکر نمی‌کنم."