
٪۵۰
کتاب متغیر منصور (مجموعه داستان)
پدیدآورندگان:
یعقوب یاد علیانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
sadafi
۳
دارد به چشمهای نازی نگاه میکند، طوری که اولینبار باشد ببیندشان. چهطور میتواند برای اولینبار به چشمهای زنش نگاه کند، جوری که تازه باشد و دلش را به تپش وادارد؟ میشود بعد از نُه سال؟ باید بتواند. به خاطر تصمیمی که گرفته. تغییر همین است دیگر. اینکه برای اولینبار به چشمهای زنش نگاه کند و معجزه ببیند؛ یا چیزی مثل معجزه که دلش تازه بشود، دوست داشته باشد لبخند بزند، چروکهای ریزِ صورتِ تازهبیدارشده و آرایشنکردهٔ اول صبحش را ندیده بگیرد و همچنان لبخند بزند. این شروعِ صبحی قشنگ است؛ شروعِ یک تغییرِ قشنگ.
mojgan
۱
که ما اغلب شورِ احترام را درمیآوریم و به حد لوس و گاه مزورانهای تعارف میکنیم.
بهناز
۱
هر چه باشد، فیدل کوبا را به این حالوروز دچار کرده که مردمش هنوز سوار ماشینهای از ردهخارجِ پنجاه شصت سال پیش میشوند، اجازهٔ مالکیت خصوصی ندارند، و به خاطر کوچکترین انتقادی به زندان میافتند. وقتی فکر میکنم چهطور افکار احمقانهٔ یک نفر میتواند چند نسل از مردمِ یک کشور را به فنا بدهد، سرگیجه میگیرم؛ کسی که با شعارهای آزادیخواهانه و رهایی مردم از قیدِ دیکتاتوری خودش را به عنوان منجی قالب میکند و مردم را فریب میدهد. در بهترین حالت میتوان گفت طرف از اول صادقانه حرف میزند اما وقتی مزهٔ قدرت و ثروت زیرِ دندانش میرود، همهٔ اصول اخلاقی را یکجا بالا میآورد تا سوءهاضمهٔ ناشی از قدرتِ مطلق، باعث بیخوابیِ شبانهاش نشود!
