جملات زیبای کتاب تبصره ۲۲ | طاقچه
تصویر جلد کتاب تبصره ۲۲

کتاب تبصره ۲۲

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۶۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
جوزف هلر، احسان نوروزی
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
zrbdr
۶۹
«هر چیزی که ارزش داشته باشه براش زندگی کنی ارزش مُردن هم داره.»
❤ محمد حسین ❤
۵۳
دنیایی که هرگز گرما و غذا و عدالت کافی برای همه فراهم نکرده است، جز برای مشتی آدمی زرنگ و بی‌همه‌چیز. عجب دنیای نکبتی!
❤ محمد حسین ❤
۵۰
ممکنه برای آدمِ اشتباهی گریه کنی.
❤ محمد حسین ❤
۳۱
همه همیشه با او خیلی صمیمانه رفتار می‌کردند ولی هیچ‌کس واقعاً با او خوب نبود؛ همه با او حرف می‌زدند و هیچ‌کس به او چیزی نمی‌گفت
zrbdr
۳۰
فخر فروختن و بالیدن به چیزی که باید ازش خجالت بکشیم. این ترفند همیشه جواب داده
❤ محمد حسین ❤
۲۹
این روزها هر احمقی می‌تونه پول دربیاره و اغلب‌شون هم درمی‌آرن. ولی آدم‌های بااستعداد و باشعور چی؟ مثلاً یک شاعر رو اسم ببرید که پول دربیاره.»
zrbdr
۲۴
«هیچ‌وقت تابه‌حال تو موقعیتی قرار گرفتهٔ که فکر کنی قبلاً هم توش بودهٔ، با این‌که می‌دونی اولین‌باره که تو اون موقعیتی؟»
❤ محمد حسین ❤
۲۲
نمی‌توانست به‌شان بفهماند که یه پیر هاف‌هافوی امّل بیست و هشت‌ساله است
❤ محمد حسین ❤
۲۱
«باهام ازدواج نمی‌کنی چون من دیوونه‌م و می‌گی دیوونه‌م چون می‌خوام با تو ازدواج کنم. درسته؟»
teOdOr
۱۹
سرهنگ کارگیل در یکی از یادداشت‌های اندرزگونه‌اش که با امضای ژنرال پکم تکثیر شده بود، چنین نوشت؛ «برای پول درنیاوردن باید کلی فکر کنی. این روزها هر احمقی می‌تونه پول دربیاره و اغلب‌شون هم درمی‌آرن. ولی آدم‌های بااستعداد و باشعور چی؟ مثلاً یک شاعر رو اسم ببرید که پول دربیاره.»
Mostafa F
۱۲
سرتاسر دنیا، پسران تمام طرف‌های درگیر بر سر چیزی جان می‌دادند که به آن‌ها گفته شده بود وطن‌شان است، و به‌نظر نمی‌رسید که برای کسی هم مهم باشد، دست‌کم برای خود این پسرانی که جان جوان‌شان را از کف می‌دادند.
❤ محمد حسین ❤
۱۲
این‌همه نبردی که کردم واسه حفظ کشورم بوده. حالا می‌خوام یه‌کم برای حفظ خودم بجنگم. کشور دیگه در خطر نیست، ولی من هستم.
❤ محمد حسین ❤
۱۰
توی هواپیما هیچ جای دیگری در جهان نبود که بشود رفت آن‌جا مگر قسمت دیگری از هواپیما.
zrbdr
۹
معمولاً تعداد مریض‌های بیمارستان به اندازهٔ مریض‌هایی نبود که یوساریان خارج از بیمارستان می‌دید، و تعداد کسانی که در بیمارستان واقعاً مریض بودند هم معمولاً خیلی کمتر بود.
❤ محمد حسین ❤
۹
این دنیا با یه‌کم روغن‌کاریه که داره می‌چرخه. یه دست، دستِ دیگه رو می‌شوره. می‌گیری منظورمو؟ تو پشت منو می‌خارونی و من پشت تو رو.»
❤ محمد حسین ❤
۹
فخر فروختن و بالیدن به چیزی که باید ازش خجالت بکشیم. این ترفند همیشه جواب داده.»
zrbdr
۸
می‌دانست که هیچ راهی برای فهم واقعی هیچ‌چیز وجود ندارد، حتا راهی برای فهم این نکته که هیچ راهی برای فهم واقعی هیچ‌چیز وجود ندارد.
❤ محمد حسین ❤
۸
کل این دنیای لعنتی بوی مُرده‌شورخونه گرفته
❤ محمد حسین ❤
۸
برای کسی که مُرده کوچیک‌ترین فرقی نداره که کی جنگ رو می‌بره
❤ محمد حسین ❤
۸
وقتی به اون بالا نگاه می‌کنم آدم‌هایی رو می‌بینم که دارن منفعت می‌برن. نه بهشتی می‌بینم و نه فرشته و قدیسی. آدم‌هایی رو می‌بینم که از هر اقدام خیرخواهانه و هر تراژدی انسانی‌ای پول درمی‌آرن.
zrbdr
۷
«مسلمه که تبصره داره. تبصرهٔ ۲۲. هر کس که می‌خواد از وظیفهٔ نبرد سر باز بزنه واقعاً دیوانه نیست.»
Mostafa F
۷
برای دعا خیلی دیر بود؛ بااین‌حال این تنها کاری بود که او می‌دانست چه‌طور انجامش دهد.
❤ محمد حسین ❤
۷
این‌که انسان‌ها می‌میرند ناگزیر است، اما این‌که کدام انسان‌ها بمیرند نتیجهٔ موقعیت است، و یوساریان حاضر بود قربانی هر چیزی باشد الّا موقعیت.
❤ محمد حسین ❤
۷
اون دیوونهٔ عوضی احتمالاً تنها آدم عاقلیه که باقی مونده
بهرام
۶
او مردی خودساخته بود که عدمِ‌موفقیتش را مدیون هیچ‌کس نبود
❤ محمد حسین ❤
۶
«من هم به اندازهٔ تو یه ملحد درست‌وحسابی‌ام، ولی حتا من هم حس می‌کنم باید همه‌مون شکرگزار خیلی چیزها باشیم و نباید از نشون دادنش خجالت بکشیم.»
❤ محمد حسین ❤
۶
اصلاً واسه چی می‌خوان مُردنِ پسرشون رو تماشا کنن؟» دکتر تأیید کرد «من هم هیچ‌وقت از این قضیه سر درنیاوردم، ولی خونواده‌ها همیشه کارشون همینه.
❤ محمد حسین ❤
۶
اصلاً اعصابش رو ندارم که ببینم این‌جور جدی روی یه چیزایی کار می‌کنی که این‌قدر کوچیک و بی‌اهمیتن.» «چون کوچیکن دلیل نمی‌شه که بی‌اهمیت باشن.»
zrbdr
۵
تبصرهٔ ۲۲ می‌گه که تا وقتی نتونیم جلوشون رو بگیریم اونا می‌تونن هر کاری دل‌شون می‌خواد انجام بدن
Mostafa F
۵
تعصب نژادی چیز افتضاحیه، یوساریان. واقعاً افتضاحه. افتضاحه که با یه سرخ‌پوست محترم و صادق مثل کاکاسیاه‌ها، جهودها، ایتالیایی‌ها یا اسپانیایی‌تبارها رفتار بشه.