
بریدههایی از کتاب پدیدارشناسی بسیجی شهید
۵٫۰
(۴)
اگر معیار، ذهنیت و قضاوتِ رزمندگان داوطلب ایرانی باشد، جنگ برای یک آیندهٔ مقدس، معنایی دقیقتر و درستتر از جنگ برای یک گذشتهٔ مقدس (قرآن، سنت، ...) دارد. جنگ برای گذشتهٔ مقدس، ویژگی بنیادگرایی و جهاد بنیادگرایانه است. حال آنکه ویژگی بارز دفاع مقدس، باور به زمینهسازی برای یک آیندهٔ مقدس و مهدویتی است.
سجاد
چنانکه یک بار بیان شد، هر نوع تفکر جهانگرایانهای که بر بستر انقلاب اسلامی در آینده پدید بیاید، برای آنکه تجدید نظر طلبانه نباشد و بتواند به خوبی از نیروی مندرج در تاریخ دفاع مقدس بهره بجوید، باید سه ویژگی داشته باشد: از نظر سیاسی شجاعانه باشد (شرمنده ـ گونه نباشد)، از نظر هدف، تقلیل گرایانه نباشد (میتواند سکوت کند یا از بازیهای کلامی حسب شرایط زمانه استفاده کند و مفاهیمی از مکاتب رایج زمانه را بکار گیرد، اما نباید اهداف آرمانگرایانه را حقیر سازد) و سرانجام، از نظر اعتقادی، التقاطی نباشد.
yanox
ایدهٔ بسیجی شهید، عامل تداوم حیات جمهوری اسلامی ایران است و با ضعف آن، دولت جمهوری اسلامی دچار خلاء معنا و سپس زوال میشود
عباس
دفاع دربرابر هجوم ارتش بعث بیدرنگ، دو ویژگی مردمی و اعتقادی یافت و بدینگونه دارای معنا و فلسفهٔ خاص خود شد؛ فلسفهای بسیار قدرتمند و برانگیزاننده، مبنی براینکه معنا و محتوای اصلی جنگ را نباید در دلایل و بسترهای بینالمللی و خارجی این تحول و نیز در زمینههای عینی و تجربی جست، بلکه به ترتیب، باید آن را در داخل کشور و در زمینههای معنوی و آرمانگرایانهاش یافت. آن بسترها و زمینهها، صورتسازند نه معناساز.
نسا جعفری
این مردم میاندیشیدند، میتوانند زنجیرهٔ تاریخی مظلومیت رهبران مذهبی معصوم خود را پایان بخشند.
عباس
بهرحال، چیزی جز وجودِ حسی از پیوند ایرانیِ شهید با تمامیت هستیِ اجتماعیِ «من»، نمیتوانست ضعف انگیزه برای اقدام براندازانهٔ داخلی در شهرهای بزرگ کشور را توضیح دهد. ظریفی میگفت با هربار تشییع پیکر شهیدان، سقوط جمهوری اسلامی (البته بزعم او!) چندین سال عقب میافتد! رمز مشروعیت پنهان و لایشعرِ نظام جمهوری اسلامی، حتی نزد طبقات مدرنتر جامعهٔ ایرانی، در آن است که این دولت محصول فضایلِ نهفتهٔ ایرانیان و نه رذایلِ ظاهری آنان است؛ محصولِ قیامی است که «برای شکم نبود».
سجاد خدائی
یک زمینهٔ هزاران ساله و باستانی در ظرف یک زمانه کوتاه جاری شده بود.
عباس
بسیجی امام خمینی (ره) معتقد است که نباید منتظر دخالت زیادهٔ خداوند به نفع او در حین مبارزه باشد. او دنیا را عرصه مبارزه، مسئولیت، درد و رنج میداند؛ جایی که در آن پیروزی و فتح تضمین شده نیست. او تکلیف مبارزه را برای خود قایل است، اما حق پیروزی را برای خداوند وامیگذارد.
عباس
بنابراین همه چیز به «ارادهٔ عمومی» ملت ایران بند است. او تا حدی به ایرانیان و هموطنانش برای تداوم انقلاب امیدوار است اما در عین حال، او به طور مکرر در وصیتهای خود، دلشورهٔ فراموش شدن حقیقت توسط هموطنانش را بروز میدهد. بنابراین تصور او در قبال هموطنان پشت جبههایاش آمیزهای از نگرانی (حفظ حرمت خون شهیدان) و امید (او مردم خود را شهیدپرور مینامد) است.
عباس
او «امید» به ایرانیان را از امام خمینی فراگرفته و «نگرانی» را از مشاهدهٔ روندهای رفاه طلبی در جامعه، اختلافات، توطئههای خارجی و غیره.
عباس
آگاهی بدون اطمینان، حقیقت بدون همراهی واقعیت و خلاصه لطف خداوند بدون لزومِ حمایتهایِ نزدیکِ او، در بسیجی، گونهای آگاهی اندوهبار یا وجدان معذب خلق میکند
عباس
بسیجی، صرفنظر از اینکه گونهای تداوم تاریخ فکری و فرهنگی ایران است، اوج ممکن آن نیز هست. میل به انضمامیسازیِ امر قدسی، اختراعی از جانب انقلاب اسلامی و انسان آن نیست، بلکه احیای آن است.
عباس
امریکا، صدام، شیوخ منطقه و دولتهای اروپای غربی برای او در سطح اصولی، پدیدههای قابل اعتنایی نبودند. آنها برای او فقط «نماد» بودند و نه چیزی بیش از آن.
عباس
در وصایای رزمندگان اسلام، اگر دقت شود، میان عدالت جهانی و عبادت جهانی (استقرار جهانی توحید) فاصلهای وجود ندارد.
عباس
