جملات زیبای کتاب فلسفه تنهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب فلسفه تنهایی

کتاب فلسفه تنهایی

نوع کتاب
۳.۵(از ۲۳۹ امتیاز)
انتشارات: 
نشر گمان
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مـَه‌سـا
۲۹۰
از همان کودکی با تنهایی آشنایید، از آن روزی که یکهو متوجه شدید همه هم‌بازی دارند جز شما؛ از همان سرِ شبی که می‌خواستید با کسی بگذرانید ولی تنها ماندید؛ از آن مهمانی که حتی یک نفر آشنا نبود و دورتان پر بوده از آدم‌هایی که داشتند باهم اختلاط می‌کردند؛ از آن شبی که کنار عشق‌تان گذراندید و خیلی خوب می‌دانستید که همه چیز بین‌تان تمام شده است؛ و از آن لحظه‌ای که تنها ماندید در آپارتمان خالی، وقتی که او برای همیشه رفته بود.
Hanieh
۲۳۷
تنهایی به معنای عدم وجود جمع و گروه نیست بلکه بیشتر مبیّنِ این است که ایده‌آلی که از جمع و گروه در ذهن داریم محقق نشده است.
مـَه‌سـا
۱۶۲
ما همه یک‌جور دورویی یا تضاد ذاتی درونمان داریم: هم به سوی دیگران میکشدمان چرا که به آنها نیاز داریم، و هم ما را از دیگران دور می‌کند چون‌که به دور بودن از آنها هم نیاز داریم و می‌خواهیم گاهی تنها بمانیم.
Mostafa Farhadkhani
۱۵۱
تنهاماندن در بیابانی بزرگ راحت‌تر است تا انزوا در میان مردم.
k.t
۱۴۱
خیلی از آدم‌ها وقتی که حواس‌پرتی‌ها و آشفتگی‌های بیرونی از زندگی‌شان حذف می‌شوند، نمی‌توانند زندگی‌شان را با " خودشان" پر کنند.
حسین حمیدیا
۱۳۸
مارکار می‌نویسد: " بلوغ بیشتر از هرچیزی توانِ تحمل تنهایی و انزواست."
Hassan Ghasemi
۱۰۵
آدم‌ها همیشه تنها می‌مانند، صدا و ادا در می‌آورند و فکر می‌کنند دارند با یکدیگر تعامل می‌کنند و همدیگر را می‌فهمند. اما در واقعیت تمامِ اینها توهمی بیش نیست.
(:Ne´gar:)
۷۹
انتظار اینکه کتابی یا کسی در چند صفحه یا فلان‌تعداد نکته به ما بگوید چطور زندگی کنیم و چگونه خوشبخت شویم، در واقع یکجور انکارِ مسئولیت شخصیِ انسان است. پاسخی قطعی و ابدی که مناسب حال همه‌کس باشد وجود ندارد. کتاب‌هایی که چنین مدعاهایی دارند فریبکارند.
صبا بانو:)
۴۳
چون در هند سخنِ آن پیر شنیدم، تأمل کردم دیدم هیچ طبیبی نمی‌تواند جسم انسان را سلامتِ ابدی ببخشد، پس طبابت پیش چشمم خوار شد و در پیِ معنای زندگی و خوشبختی و حقیقت برآمدم چندان که سال‌ها در میان اصحاب حکمت و ادیان جست‌وجو کردم. و حیران بماندم میان آنها، بدیدم " اگر در حیرت روزگار گذرانم" فرصتِ عمر از دست برود و " ناساخته رحلت باید کرد"، چون مجادلهٔ پیروانِ طریقت‌ها و ستیزشان را می‌دیدم سرگشته بودم، روزی آخر با خود گفتم ای دل! دریغا که اگر در این وادیِ حیرت بمانی به هیچ منزل نرسی، و " راه مخوفست و رفیقان ناموافق و رحلت نزدیک و هنگامِ حرکت نامعلوم"، یعنی مرگ بیاید و از هدفت بازمانده باشی " چنانکه هردو جهان از دست بشود". پس آنوقت دانستم بایستی جوهرِ طریقت‌ها و حکمت‌ها را اختیار کنم: از خشم دوری جویم، قتلِ نفس نباید کرد، دزدی و خیانت و شهوت نکوهیده است، دروغ نباید گفت، اَحَدی را رنج و عذاب نرسانم، فحش و بهتان روا ندارم، بدِ کسی را نخواهم، از صحبت بدطینت‌تان دوری کنم... و آخرسر " چون فکرتِ من بر این جمله بکارهای دنیا محیط گشت، بشناختم که آدمی شریف‌ترِ خلایق و عزیزترِ موجودات است، و قدرِ ایّامِ عمرِ خویش نمی‌داند" ...
Mostafa Farhadkhani
۳۶
هر کسی ممکن است گهگاه تنها باشد. کسی که هیچ‌وقت احساس تنهایی نکرده است احتمالاً از نوعی اختلال یا نقصانِ عاطفی رنج می‌برد.
صبا بانو:)
۳۱
" همه چیز می‌تواند در خلوت و انزوا بدست آید جز شخصیتِ آدمی."
پروفسور
۳۰
ارسطو می‌گوید:‌ " رفتار نادرست آنجاست که کسی از چیزی بترسد که نباید از آن ترسید، یا به نحو نادرست یا به هنگام نادرست بترسد و مانند اینها."
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
۲۵
انزوا گاه بهترین همدمِ آدمی است
setareh shokuhi
۲۱
تنهایی را نمی‌توان با در نظر گرفتن تعداد آدم‌های دور و برِ فرد حدس زد، بلکه باید دید معاشرت‌های اجتماعیِ فرد تا چه اندازه نیازش را به برقراریِ ارتباط برآورده می‌کند؛ به عبارت دیگر تنهاییِ فرد را می‌توان از آنجا حدس زد که تعامل‌های اجتماعی‌اش چقدر برایش معنادار است.
k.t
۲۱
حریم خصوصی صورت نهادینه‌شده‌ای از خلوت است، فضایی که هر وقت بخواهید مأمن مسلّم و حریمِ امن شماست. اینکه می‌شود گفت خلوت در جوامع توتالیتری ناممکن شده، دلیلش همین است که حریم خصوصی در آن جوامع معنی ندارد.
صبا بانو:)
۱۹
در واقع این‌طور به نظر می‌آید که آدم‌های تنها از حیث اجتماعی زیادی حساسند و این حساسیت مانع از مشارکت اجتماعیِ آنها و معاشرت با دیگران می‌شود. آدم‌های تنها در مقایسه با بقیه بیشتر دل‌نگران این قضیه هستند که دیگران آنها را چطور می‌بینند. پرواضح است که تمام اینها حضور کامل فرد را در یک موقعیت اجتماعی دشوار می‌کند چرا که تفکر و تأمل زیاد مانع آن می‌شود که افراد در روابط‌شان و معاشرت‌هایشان در لحظه تصمیم بگیرند و در لحظه زندگی کنند. افراد تنها مدام به دنبال نشانه‌های طردشدن‌شان از جانب دیگران می‌گردند، بنابراین نشانه‌های بیشتری هم از طردشدگی می‌یابند و واکنش‌های شدیدتری هم نشان می‌دهند.
ftmlifeskills
۱۹
شما برای تمایل‌تان به تنهایی مقصر نیستید، اما در قبال چگونه مدیریت کردن این تمایل مسئولید.
haji.official
۱۸
تنهایی به معنای عدم وجود جمع و گروه نیست بلکه بیشتر مبیّنِ این است که ایده‌آلی که از جمع و گروه در ذهن داریم محقق نشده است.
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
۱۸
گاهی دلچسب‌ترین لحظاتِ زندگی‌مان در تنهایی رقم می‌خورند
Par34
۱۴
(۲۴) علاوه بر این، فرد نباید ساعات عمرش را در تمنّای شهرت یا افتخار سپری کند، چرا که اگر چنین کند خود را در بندِ چیزی کرده ورای خویشتن خودش: آنچه باید در پی آن باشید، دیگر این نیست که دنیا از شما سخن گوید، بل این است که شما چگونه باید با خودتان سخن گویید. درون خود کنجی گزینید، اما نخست آماده شوید تا خود را بپذیرید: دیوانگی است که خود را به خودتان بسپارید، اگر نتوانید خود را به فرمان آورید. در تنهایی هم می‌شود به خطا رفت، هم‌چنان که در همراهی. (۲۵)
Farough
۱۲
و اینکه هرچه قدر و منزلت فکریِ آدمی در جایگاه والاتری باشد به معاشرت با دیگران اشتیاق کمتری نشان می‌دهد.
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
۱۲
در بسیاری از کشورها مردم به مقامات دولتی هم بی‌اعتماد شده‌اند.
صبا بانو:)
۱۱
بعضی آدم‌ها هم ممکن است به نوعی " لذت‌گریزی اجتماعی" (socially anhedonic) ‌ مبتلا باشند. در نگاهی کلی اگر ببینیم، این آدم‌ها شوق و اشتیاقی به روابطِ اجتماعی ندارند، و فرق دارند با کسانی که دچار اضطراب اجتماعی هستند؛ که این دستهٔ دوم در عرصهٔ اجتماعی رفتارهای دمدمی از خود نشان می‌دهند، چون هم مشتاقِ رابطهٔ اجتماعی هستند هم از آن هراس دارند. کسانی که از نظر اجتماعی لذت‌گریز هستند تقریباً هیچ نیازی به ارتباط اجتماعی حس نمی‌کنند، و بنابراین احساسِ تنهایی هم ندارند.
Mahla R
۱۰
اصولاً نمی‌توان در تنهایی و انزوا انسان شد. این ارتباط‌های ما با دیگران و چیزهایی که در کنارشان تجربه می‌کنیم است که انسانیت‌مان را شکل می‌دهد؛ همان‌طور که سی. اس. لوییس می‌گوید: " آن لحظه که به خودآگاهیِ کامل می‌رسیم تنهایی را درک می‌کنیم. ما از حیث جسمانی، عاطفی، و عقلانی به دیگران محتاجیم؛ اگر قرار است هر چیزی یا حتی خودمان را درک کنیم و بشناسیم، به دیگران نیاز داریم." (۲) حالا قدمی پیش برویم، نه تنها نیازمند دیگرانیم بلکه دوست داریم آنها هم محتاجِ ما باشند.
Mahla R
۱۰
تنهایی چیزی از من به من می‌گوید،‌ چیزی دربارهٔ جایگاهم در این عالم هستی. در عنفوان جوانی و جاهلی خیال می‌کردم که از سرِ اجبار محتاج دیگر آدمیان نیستم، و می‌توانم به خویشتن خودم اکتفا کنم و مستغنی باشم. هنوز هم گهگاه آن حس خوشِ خلوت‌گزینی و انزوا اغوایم می‌کند که گمان کنم استغنای از دیگران و اکتفای به خود ممکن است.
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
۱۰
ویلیام جیمز چنین دقیق می‌گوید:‌ مجازاتی ظالمانه‌تر از این نیست ــــ اگر چنین مجازاتی حقیقتاً ممکن باشدــــ که آدم را در جامعه رها و ول کنند و هیچ عضوی از جامعه او را به جا نیاورد. اگر وقتی وارد می‌شویم کسی رو بر نگرداند، به حرف‌هایمان پاسخی ندهد، و کارهای‌مان برایش مهم نباشد، و اگر هر آدمی که می‌بینیم " محلِ سگ به ما نگذارد" و طوری رفتار کند انگار وجود نداریم، نوعی خشم و نومیدیِ عاجزانه به زودی درونمان می‌جوشد که وحشتناک‌ترین شکنجه‌های جسمی هم در برابرش آسودگی‌ست.
Mohammad Beykverdilou
۱۰
ما تنها به دنیا می‌آییم، تنها زندگی می‌کنیم و در تنهایی می‌میریم. همهٔ ما یک " خود" داریم که خودش را درک می‌کند و واقف است بر جدایی‌اش از دیگران.
صبا بانو:)
۹
شبی سرد و زمستانی. گرمم، گرچه تنها. و در می‌یابم گزیری ندارم جز خو گرفتن به این انزوا؛ به سر کردنِ در این انزوا، همراه و تنگ‌بسته به " حضورِ غیاب".
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
۹
همیشه باید بابتِ عشق بهایی پرداخت، و تنهایی بخشی از آن‌ست
صبا بانو:)
۸
ما همه یک‌جور دورویی یا تضاد ذاتی درونمان داریم: هم به سوی دیگران میکشدمان چرا که به آنها نیاز داریم، و هم ما را از دیگران دور می‌کند چون‌که به دور بودن از آنها هم نیاز داریم و می‌خواهیم گاهی تنها بمانیم. کانت این مقوله را با اصطلاح " جامعه‌پذیریِ غیراجتماعی" به زیبایی صورت‌بندی می‌کند.