
بریدههایی از کتاب زندگی عزیز
۳٫۳
(۸۸)
هیچ دروغی به اندازه دروغهایی که به خودمان میگوییم تحملناپذیر نیست،
yasamin
هر کسی عقیده خودشو درباره خدا داره.
کتابها مرا صدا میزنند...
دزدیدن از دزد اشکالی ندارد
کتابها مرا صدا میزنند...
همه حرفهایش درباره انجیل و احکام الهی که واقعآ به آنها اعتقاد نداشت، و از همه بیشتر موعظههایش درباره عشق و روابط جنسی، توصیههای سنّتی و بزدلانه و دوپهلویش همه دروغ بود. حالا آزاد شده بود، آزاد بود که به آنها بگوید گرامیداشتن آزادی جسم در کنار آزادی روح چقدر مایه آسودگی است.
Mitra
داشت من را آگاه میکرد که برای انجامدادن کارها انگیزه لازم نیست.
فقط لازم بود تسلیم شوی
mahdi
بهراستی که هیچچیز در عشق تغییر نمیکند.
sara_sadqi
در جوابش گفتم: «اونها هیچ دعایی نمیخونن.»
گفت: «واقعآ؟» این کلمه را با حیرتی تصنعی به زبان آورد. «منظورت که حتمآ این نیست؟ آدمهایی که شکر نعمت به جا نمیآرن، برای خدمت به کافرها میرن افریقا. فکرشو بکن!»
پدر و مادرم در غنا در مدرسه درس میدادند، و ظاهرآ در آنجا به هیچ کافری برنخورده بودند.
Mitra
من فکر میکردم یک توضیح به مردم بدهکاریم. باید میفهمیدند که هیچ بیماری مهلکی در میان نبوده، یا هجوم دردی که امید به زندگی مطلوب را از بین میبرد. باید به آنها اطمینان میدادیم که تصمیمی هوشمندانه، حتی شاید بشود گفت با فراغ خاطر، بوده است.
مردن با عزت و احترام.
Mitra
«چه جوون شجاعی! توی چاییت شیر میریزی یا شکر؟»
«هیچکدوم، متشکرم.»
«چه خوب، چون من هیچکدومشو ندارم.
yasamin
گریهکردن خیلی هم ضرر نداره، به شرطی که کارِت گریه وزاری نباشه.»
yasamin
آدم خیال میکند صحیح و سالم است و بعد یکهو میافتد میمیرد، به همین راحتی.
yasamin
عادتکردن به جای خالی آنها
yasamin
به اندازه دروغهایی که به خودمان میگوییم تحملناپذیر نیست، و متأسفانه آن وقت ناچاریم همچنان دروغ بگوییم تا کلِ آن گند توی دلمان بماند و نابودمان کند
"Shfar"
تخیل هم میتواند به اندازه تجربه آمادگی ایجاد کند.
pejman
در گرمای اوایل ژوئن از دست مدرسه خلاص شدم؛ نمرههایم آنقدر خوب شده بود که نیازی به شرکت در امتحانات آخر سال نداشته باشم
mahdi
چه آرامشی، چه جذبه عظیمی!
rezaat98
اگر زن بودی، سرسپردگی به هر چیزی میتوانست تو را به موجود عجیبی تبدیل کند.
s
هیچ دروغی به اندازه دروغهایی که به خودمان میگوییم تحملناپذیر نیست
pejman
هیچوقت معلوم نیست چه چیزی مردم را به خنده میاندازد.
yasamin
فکرهایی به سر آدمها میافتد که ترجیح میدهند نیفتد. این چیزها در زندگی پیش میآید.
علاقه بند
همیشه میگوییم بعضی چیزها را نمیشود بخشید، یا میگوییم هرگز خودمان را نمیبخشیم. ولی میبخشیم ــ همیشه میبخشیم.
pejman
بهتر است فشار روحی خیلی زیاد نباشد. یعنی مزخرفاتی مثل امتحانگرفتن و ازبرکردن و رتبهبندی.
نمرهدادن را بهکلی فراموش کن.
yasamin
آنها نمیگذارند بروند، ولی توی دلتان میگویید کاش رفته بودند.
پروانه
بهراستی که هیچچیز در عشق تغییر نمیکند.
کاربر ۳۳۸۱۶۸۵
حالا آزاد شده بود، آزاد بود که به آنها بگوید گرامیداشتن آزادی جسم در کنار آزادی روح چقدر مایه آسودگی است.
کتابها مرا صدا میزنند...
بهراستی که هیچچیز در عشق تغییر نمیکند.
yasamin
که هر کسی عقیده خودشو درباره خدا داره.»
yasamin
باید به آنها اطمینان میدادیم که تصمیمی هوشمندانه، حتی شاید بشود گفت با فراغ خاطر، بوده است.
مردن با عزت و احترام.
yasamin
نگاهکردن بهسمت شهر، شاید فقط برای استنشاق عقلانیتش، به من آرامش میداد
علاقه بند
سعی کن بین فشار روحی و ملال تعادل برقرار کنی
مبرا
حجم
۲۰۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۲۳ صفحه
حجم
۲۰۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۲۳ صفحه
قیمت:
۵۵,۰۰۰
۳۸,۵۰۰۳۰%
تومان