
yasamin
۶۴
هیچ دروغی به اندازه دروغهایی که به خودمان میگوییم تحملناپذیر نیست،
کتابها مرا صدا میزنند...
۴۹
هر کسی عقیده خودشو درباره خدا داره.
کتابها مرا صدا میزنند...
۳۹
دزدیدن از دزد اشکالی ندارد
Mitra
۲۱
همه حرفهایش درباره انجیل و احکام الهی که واقعآ به آنها اعتقاد نداشت، و از همه بیشتر موعظههایش درباره عشق و روابط جنسی، توصیههای سنّتی و بزدلانه و دوپهلویش همه دروغ بود. حالا آزاد شده بود، آزاد بود که به آنها بگوید گرامیداشتن آزادی جسم در کنار آزادی روح چقدر مایه آسودگی است.
mahdi
۱۷
داشت من را آگاه میکرد که برای انجامدادن کارها انگیزه لازم نیست.
فقط لازم بود تسلیم شوی
yasamin
۱۱
گریهکردن خیلی هم ضرر نداره، به شرطی که کارِت گریه وزاری نباشه.»
sara_sadqi
۱۰
بهراستی که هیچچیز در عشق تغییر نمیکند.
Mitra
۹
در جوابش گفتم: «اونها هیچ دعایی نمیخونن.»
گفت: «واقعآ؟» این کلمه را با حیرتی تصنعی به زبان آورد. «منظورت که حتمآ این نیست؟ آدمهایی که شکر نعمت به جا نمیآرن، برای خدمت به کافرها میرن افریقا. فکرشو بکن!»
پدر و مادرم در غنا در مدرسه درس میدادند، و ظاهرآ در آنجا به هیچ کافری برنخورده بودند.
yasamin
۹
«چه جوون شجاعی! توی چاییت شیر میریزی یا شکر؟»
«هیچکدوم، متشکرم.»
«چه خوب، چون من هیچکدومشو ندارم.
Mitra
۸
من فکر میکردم یک توضیح به مردم بدهکاریم. باید میفهمیدند که هیچ بیماری مهلکی در میان نبوده، یا هجوم دردی که امید به زندگی مطلوب را از بین میبرد. باید به آنها اطمینان میدادیم که تصمیمی هوشمندانه، حتی شاید بشود گفت با فراغ خاطر، بوده است.
مردن با عزت و احترام.
yasamin
۷
آدم خیال میکند صحیح و سالم است و بعد یکهو میافتد میمیرد، به همین راحتی.
pejman
۷
تخیل هم میتواند به اندازه تجربه آمادگی ایجاد کند.
yasamin
۶
عادتکردن به جای خالی آنها
"Shfar"
۶
به اندازه دروغهایی که به خودمان میگوییم تحملناپذیر نیست، و متأسفانه آن وقت ناچاریم همچنان دروغ بگوییم تا کلِ آن گند توی دلمان بماند و نابودمان کند
mahdi
۵
در گرمای اوایل ژوئن از دست مدرسه خلاص شدم؛ نمرههایم آنقدر خوب شده بود که نیازی به شرکت در امتحانات آخر سال نداشته باشم
rezaat98
۴
چه آرامشی، چه جذبه عظیمی!
s
۴
اگر زن بودی، سرسپردگی به هر چیزی میتوانست تو را به موجود عجیبی تبدیل کند.
pejman
۴
هیچ دروغی به اندازه دروغهایی که به خودمان میگوییم تحملناپذیر نیست
yasamin
۳
هیچوقت معلوم نیست چه چیزی مردم را به خنده میاندازد.
علاقه بند
۳
فکرهایی به سر آدمها میافتد که ترجیح میدهند نیفتد. این چیزها در زندگی پیش میآید.
pejman
۳
همیشه میگوییم بعضی چیزها را نمیشود بخشید، یا میگوییم هرگز خودمان را نمیبخشیم. ولی میبخشیم ــ همیشه میبخشیم.
yasamin
۲
بهتر است فشار روحی خیلی زیاد نباشد. یعنی مزخرفاتی مثل امتحانگرفتن و ازبرکردن و رتبهبندی.
نمرهدادن را بهکلی فراموش کن.
پروانه
۲
آنها نمیگذارند بروند، ولی توی دلتان میگویید کاش رفته بودند.
کاربر ۳۳۸۱۶۸۵
۲
بهراستی که هیچچیز در عشق تغییر نمیکند.
هیوا
۲
اینطور نبود که مادرم به زبان به من بگوید باید نسبت به مسائل چه احساسی داشته باشم. چنان اقتداری داشت که لازم نبود چیزی بگوید.
کتابها مرا صدا میزنند...
۱
حالا آزاد شده بود، آزاد بود که به آنها بگوید گرامیداشتن آزادی جسم در کنار آزادی روح چقدر مایه آسودگی است.
yasamin
۱
بهراستی که هیچچیز در عشق تغییر نمیکند.
yasamin
۱
که هر کسی عقیده خودشو درباره خدا داره.»
yasamin
۱
باید به آنها اطمینان میدادیم که تصمیمی هوشمندانه، حتی شاید بشود گفت با فراغ خاطر، بوده است.
مردن با عزت و احترام.
علاقه بند
۱
نگاهکردن بهسمت شهر، شاید فقط برای استنشاق عقلانیتش، به من آرامش میداد
