
بریدههایی از کتاب تسخیر شدگان
۴٫۱
(۱۵)
کیریلوف: (ناگهان از کوره درمیرود.) ولی این بزدلیه، فقط بزدلی! زندگی خوب نیست. و اون دنیا هم وجود نداره! خدا فقط یه شبحه که آدمها از ترس مرگ و درد و رنج ساختن. برای اینکه آزاد باشیم، ضروریه که بر درد و وحشت غلبه کنیم، و برای همین ضروریه که آدم خودشو بکشه. اینطوری دیگه خدایی در کار نخواهد بود و بالاخره آدم آزاد میشه. پس تاریخ رو باید دو قسمت کرد: از زمان میمون تا نابودی خدا و از نابودی خدا تا...
گریگوریف: تا میمون.
کیریلوف: تا خداشدن انسان. (ناگهان آرام میشود.) آدمی که جرئت میکنه و خودشو میکشه خداست. هیچوقت هیچکس به این فکر نکرده. اما من کردهم.
شلاله
لیپوتین: ما باید اول به فوریترین کار فکر کنیم. فوریترین احتیاج اینه که هرکسی نونی برای خوردن داشته باشه. کتاب، گالری هنر، تئاتر و غیره مال بعده، بعد، بعدها... یه جفت کفش ارزشش از شکسپیر بیشتره.
استپان: نه، من نمیتونم اینو بگم. نه، نه، دوست خوب من، فروغ نبوغِ جاودانه باید بر همهٔ بشریت بتابه. بذار پای همه برهنه باشه، اما شکسپیر تا ابد زنده بمونه...
شلاله
استپان: من نیکالای رو به اندازهٔ پسر خودم دوست دارم.
واروارا: پس خیلی هم دوستش نداری. تو پسرت رو کلا دوبار بیشتر ندیدی، که تازه یهدفعهش هم موقع تولدش بوده.
شلاله
زندگیکردن دور از روسیه محاله ـ
لیپوتین: اما درعین حال زندگیکردن توی روسیه هم محاله. ما به چیز دیگهای احتیاج داریم و هیچ چیز دیگهای هم وجود نداره.
Mahdis
استپان: ایستاده یا درازکش، مسئلهٔ مهم اینه که بتونی تجسم یه ایده باشی. تازه، من فعالم، من فعالم، و همیشه و همیشه هم مطابق اصولم. همین هفته یه بیانیهٔ اعتراضی رو امضا کردم.
واروارا: بیانیهٔ اعتراضی علیه چی؟
استپان: نمیدونم. اعتراض به... اَه، یادم رفته. باید اعتراض کرد.
کاربر ۴۹۷۱۴۷۹
حجم
۱۳۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۱۳۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان