من هیچ کسی را نمیخواهم، مگراینکه تمام وکمال مال من باشد. ولی تو میخواهی همه را توی جعبهای بگذاری و هروقت لازمشان داشتی بیرونشان بکشی:این دوست دخترم است،این پسرعموم واین مادرخوانده پیرم.این عشقم است،این دکترم است واین گل خشکیده لای کتاب از جزایر رُدس (۴۹) آمده. خواهش میکنم کاری به من نداشته باش. فقط وقتی دیگر تویاین دنیا نیستم، گهگاهی به قبرم سر بزن، همین کافی است.