
٪۴۰
fateme
۶۹
اتفاقاتی که از سر میگذرانی از تو چنان آدم زیرکی میسازد که آرزو میکنیای کاش دوباره بتوانی خنگ باشی، خنگِ به تمام معنا.
نازنین بنایی
۴۹
مؤمنبودن چقدر آسان است وقتی از کلیسا برگردی و ببینی غذایت آماده منتظر توست.
mj94
۳۹
من فقط روی کاغذ میدانم چه بگویم. توی زندگی واقعی برای پیدا کردن جمله مناسب مشکل دارم.
manik
۲۳
او تنها بود. کی تنها نیست؟ میخواهم بدانم. و این شامل حال آنهایی هم میشود که کسی را دارند اما متوجه تنهاییشان نیستند
پویا پانا
۲۰
دانشجو که بودم از شوپنهاور نفرت داشتم. بعدها بود که به تدریج به عمقاین اندیشه اش پی بردم که هر رابطهای که پای عواطف فردی را به میان بکشد آدم را در معرض خطر قرار میدهد و هرچه اجازه دهم آدمهای بیشتری نزدیکم شوند، بر تعداد راههایی که میشود به من آسیب رساند افزوده میشود.
n re
۱۸
هر دو در اشتباه بودیم: هم او که به من اعتماد کرد و هم من که زیادی خودم را درستکار میدانستم.
پویا پانا
۱۵
عاقبتِ همه مُردهها یکی است. آدم مُرده هیچ است.
Aysan
۱۴
زندگی بهزحمت مثل قطاری کُند ترقترقکنان پیشمیرفت.
mahii
۱۴
بیشتر اوقات وقتی ما از خدا چیزی میخواهیم توجهی بهمان نمیکند، ولی بدون استثنا، چیزهایی را که هراس به دل ما میاندازد اجابت میکند.
Bluenight
۱۳
مؤمن بودن چقدر آسان است وقتی از کلیسا برگردی و ببینی غذایت آماده منتظر توست.
رویا
۱۲
هر دو فرهنگ لغت صحیح بودند؛ مشکل این بود که به زبانهای متفاوت بودند.
AmirHossein
۱۱
کسانی به کلیسا میروند که کار بهتری از دستشانبرنمیآید.
شراره
۱۱
اگر کسی را نداری که وقتی خانه میآیی خوشحالی کند، بهتر است اصلاً زندگی نکنی.
علی
۱۱
من هیچ کسی را نمیخواهم، مگراینکه تمام وکمال مال من باشد. ولی تو میخواهی همه را توی جعبهای بگذاری و هروقت لازمشان داشتی بیرونشان بکشی:این دوست دخترم است،این پسرعموم واین مادرخوانده پیرم.این عشقم است،این دکترم است واین گل خشکیده لای کتاب از جزایر رُدس (۴۹) آمده. خواهش میکنم کاری به من نداشته باش. فقط وقتی دیگر تویاین دنیا نیستم، گهگاهی به قبرم سر بزن، همین کافی است.
🌼بابونه🌼
۱۰
بنیان جهان من کتابها بودند، واحد اندازه گیری ام کلمات تایپ شده
n re
۹
آدم میتواند از روی شَم بگوید اگر کسی گُل بود کدام گُل میبود
mahii
۹
امروز باز هم تنهایش گذاشتی و رفتی کلیسا. یک بار هم که شده بخندانش، عبادت واقعی یعنی همین.
hamtaf
۹
فقط آدمهایی میتوانند مرا برنجانند که خیلی بهم نزدیک اند
Bluenight
۹
البته آدم بهاین راحتی نمیمیرد، ولیاین طور بگویم، چیزی شبیه مُردن بود. بعدش اتفاقاتی که از سر میگذرانی از تو چنان آدم زیرکی میسازد که آرزو میکنیای کاش دوباره بتوانی خنگ باشی، خنگِ به تمام معنا.
mj94
۹
چیزی نگفت. آن قدر فهمیده و حساس بود که نه سرزنشم کند نه دلداری ام بدهد.
hamtaf
۸
بزرگترین هدیهای که میشود به کسی داداین است که از درد و رنج نجاتش بدهی
پویا پانا
۸
کشیشها همه دروغ گویند؛ دکترها جاهل و پول پرست؛ وکلا اهمیت نمیدهند وکالتِ چه کسی را به عهده بگیرند، قربانی یا جنایتکار؛ مهندسها پیش پیش حساب میکنند ببینند چطور میتوانند کپهای از مصالح برای خانه خودشان بردارند؛ و نیروگاهها و کارخانهها و نهادهای آموزشی عظیم همه پُر است از کلاه بردار.
M
۸
تو برای هزاران چیزی که بلدی آموزش دیدهای، ولی نمیدانی آن چیزی که واقعاً اهمیت دارد چیست.
Mary gholami
۷
«میخواهند صلح برقرار شود. تو باور میکنی؟ من که باور نمیکنم، چون دراینصورت کی سلاحها را میخرد و آن موقع دیگر برای اعدامها و چپاول چه دستاویزی خواهند داشت؟ و ضمناً اگر تا حالا صلح جهانی برقرار نشده، چرا عدل الان باید برقرار شود؟»
پویا پانا
۷
کسی که عمیقاً از قیود عشق آگاه است، که میداند عشق شوری است خطرناک، مملو از مخاطرهها.
Nasim Norozi
۷
هر رابطهای که پای عواطف فردی را به میان بکشد آدم را در معرض خطر قرار میدهد و هرچه اجازه دهم آدمهای بیشتری نزدیکم شوند، بر تعداد راههایی که میشود به من آسیب رساند افزوده میشود.
AmirHossein
۶
او تنها بود. کی تنها نیست؟ میخواهم بدانم. و این شامل حال آنهایی هم میشود که کسی را دارند اما متوجه تنهاییشان نیستند.
پویا پانا
۶
نوشتن شغلی است مثل بازی. بچهها بازی را جدی میگیرند و با توجه کامل انجامش میدهند و بااینکه فقط بازی است و هیچ تأثیری در واقعیت ندارد، آدم برایش زحمت میکشد.
Yasaman
۶
جدَّ نئاندِرتال ما، اولین بار که پیروزمندانهایستاده بود بالای سر گاومیشی که کشان کشان تا خانه آورده بودش و پی برده بود کسی نیست تا از ماجراجوییهایش برای او بگوید یا غنایمش یا حتی زخمهایش را نشانش دهد، فهمید چارهای نیست جزاینکه بنشیند و بزند زیر گریه.
AmirHossein
۵
سعی کن بفهمی. وقتی مهلت کسی دارد تمام میشود، جلوش را نگیر. نمیتوانی چیزی بهش بدهی که جای زندگی را برایش بگیرد.
