
Gloria
۱۴
«یه لحظه هم برای تغییر کامل مسیر زندگیت کافیه.»
fatii.ebii
۱۳
با شگفتی کشف کرد که چقدر از رها کردن آدمهایی که فکر میکرد تا ابد بخشی از او خواهند بود، خوشحال است.
کتابخوار
۱۲
گفت: «تمام زندگیات کسی رو دوست داری و هرگز واقعآ نمیشناسیش.»
hamtaf
۹
«تو درس خوندی، کتاب خوندی، اما مبتذلی، نمیتونم آدمای مثل تو رو تحمل کنم، حالمو به هم میزنی.»
Mary gholami
۸
«سیاست کثیفه، اما برای پول درآوردن مهمه.
hamtaf
۸
هر روز به خود میگفتم: من همینم که هستم و باید خودمو بپذیرم؛ اینطور به دنیا اومدم، در این شهر، با این لهجه، بدون پول؛ آنچه بتوانم، میدهم، آنچه بتوانم، میگیرم، آنچه باید را تحمل میکنم.
Gloria
۸
مدتی طولانی در دستشویی گریه کردم، برای خودم گریه کردم که زندگیام اینقدر رقتبار شده بود.
rana
۷
نینو نیاز شدیدی به اظهار عقایدش داشت، به بیان آنچه خوانده بود، به شکل دادن به آنچه مشاهده کرده بود. این روشش برای نظم دادن به افکارش بود ـحرف، حرف، حرف ــ اما به حتم، نشانهای از تنهایی هم بود. با غرور، احساس کردم من هم شبیه او هستم، با همان میل برای دادن هویتی تحصیلکرده به خود، برای تحمیل آن به دیگران، برای گفتن: «این چیزیه که میدونم، این چیزیه که خواهم شد.» اما مجبورم بگویم، به رغم تلاش گهگاهم، نینو ابدآ مجالی برای خودنمایی به من نمیداد. مثل دیگران نشستم و به او گوش دادم
ماهی یک برکهی کاشی
۶
آدمها چه سریع عوض میشوند، علایقشان، احساساتشان. جملات زیبا جای جملات زیبای دیگری را میگیرد، زمان جریانی از کلماتی است که فقط در ظاهر همسانند، کسی که بهترینها را ردیف کند، برنده است.
نسیم رحیمی
۶
«شیدایی! خوبیاش اینه که بعد از مدتی از سر آدم میپره.»
fatii.ebii
۵
اینکه نیاز داشت مرا تحقیر کند تا حقارت خود را راحتتر تحمل کند.
ت ت
۵
من همینم که هستم و باید خودمو بپذیرم؛ اینطور به دنیا اومدم، در این شهر، با این لهجه، بدون پول؛ آنچه بتوانم، میدهم، آنچه بتوانم، میگیرم، آنچه باید را تحمل میکنم.
me
۴
من یکی از کسانی بودم که شب و روز درس میخواندند، نمرات عالی میگرفتند، حتی با احترام و مطلوب با آنها رفتار میشد، اما هرگز رفتار مناسبِ آن مطالعات سطح بالا را از خود بروز نمیدادند. همیشه خواهم ترسید؛ ترس از گفتنِ چیزهای اشتباه، ترس استفاده از لحنی اغراقآمیز، از نامناسب لباس پوشیدن، از فاش شدن احساسات رقتآمیز، از نداشتن افکار جالب.
نسیم رحیمی
۳
بعضی آدما میرن و بعضیها بلدن چه کار کنن که طرفشون بره
Anahita
۳
خانم لینا میدونه که تو بهتر از اونی و در نتیجه، اون طوری که تو دوستش داری، دوستت نداره.»
Gloria
۳
فقط میدانستم که در آن لحظه، چیزی نبودم که میخواستم.
Gloria
۳
بعضی آدما میرن و بعضیها بلدن چه کار کنن که طرفشون بره.
مهرسا
۳
چقدر پیدا کردن مسیر درست زندگی سخت بود
ماهی یک برکهی کاشی
۲
نونچا گفت: «تمام زندگیات کسی رو دوست داری و هرگز واقعآ نمیشناسیش.» فرناندو هم خوب بود و هم بد و او خیلی دوستش داشت اما ازش متنفر هم بود.
نسیم رحیمی
۲
«سیاست کثیفه، اما برای پول درآوردن مهمه.»
ZAHRA
۲
آنچه بتوانم، میدهم، آنچه بتوانم، میگیرم، آنچه باید را تحمل میکنم.
Anahita
۲
چقدر پیدا کردن مسیر درست زندگی سخت بود، چقد تخطی نکردن از مقررات و جزئیات باورنکردنی مردان سخت بود
fatii.ebii
۲
«اونایی که در اعماقن همیشه میخوان بالا باشن، اونایی هم که بالا هستن، میخوان بالا بمونن و به شیوههای مختلف، همیشه به نقطهای میرسن که به همدیگر لگد میزنن و به صورت هم تف میندازن.»
ت ت
۲
سیاست کثیفه، اما برای پول درآوردن مهمه
ت ت
۲
آدما مهمتر از مدرسه هستن
ت ت
۲
زیبایی چیزها یک حقه است
ت ت
۲
عشق مارچلو به لیلا تمام شده بود، اما زخم آن باقی مانده و عفونت کرده بود. حالا وابستگی نداشت و احساس میکرد میتواند به راحتی به همه کسانی که در گذشته تحقیرش کرده بودند، ضربه بزند.
ت ت
۲
آدمها چه سریع عوض میشوند، علایقشان، احساساتشان. جملات زیبا جای جملات زیبای دیگری را میگیرد، زمان جریانی از کلماتی است که فقط در ظاهر همسانند، کسی که بهترینها را ردیف کند، برنده است.
Gloria
۲
بخشی از وجودم، حالش از این همه احساساتی بودن بههم میخورد.
Gloria
۲
«تمام زندگیات کسی رو دوست داری و هرگز واقعآ نمیشناسیش.»