
٪۵۰
کتاب ابر صورتی
پدیدآورندگان:
علیرضا محمودیایرانمهرانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mojgan
۸
شاید هم همهٔ آدمها وقتی گریه میکنند شبیه هم میشوند.
Mojiii
۵
چه دردناک است که ما هرگز حقیقت را کشف نمیکنیم، بلکه چیزی را باور میکنیم که پیشاپیش به آن ایمان داشتهایم.
Mojiii
۴
اگر من روزی روایتگر تاریخ باشم، میگویم زئوس غمگینترینِ خدایگان است. او بیشتر ساعات روز روی مبلی مقابل تلویزیون مینشیند و شبها با تلاشی رقتانگیز، خسخسکنان نفس میکشد.
Mojiii
۴
ما با تمام جانمان رنج میکشیم، اما چون بارانی که بر اقیانوس باریده باشد، نشانی از آن برجای نمیماند.
Zahra ghasemi🕊
۳
ما با تمام جانمان رنج میکشیم، اما چون بارانی که بر اقیانوس باریده باشد، نشانی از آن برجای نمیماند.
pinky moon
۳
پدرم میگفت هر آدم در دنیای خاصی زندگی میکند که برای دیگری بهتمامی قابل درک نیست، اما میتوان آن را تصور کرد.
Zahra ghasemi🕊
۲
زندگی، تسلسل بادکنکهاست. بادکنکهایی چون بر باد رفتن یک عشق، شکست یک قیام یا مرگ
بهار توت فرنگی
۱
چه دردناک است که ما هرگز حقیقت را کشف نمیکنیم، بلکه چیزی را باور میکنیم که پیشاپیش به آن ایمان داشتهایم.
Zahra ghasemi🕊
۱
او رفته بود. باورم نمیشد.
Zahra ghasemi🕊
۱
بزرگترین کشفها از آنِ جانهای رنجکشیدهای است که از وضع موجود به تنگ آمدهاند و سرزمین تازهای را جستوجو میکنند، چونان مهاجرتهای بزرگ یا کشف قارههای تازه
pinky moon
۱
«هیچی مزخرفتر از عشق نیست. مثِ آلیس در سرزمین عجایب، ه
pinky moon
۱
آرزوهای تو احساس کند رویاهای خودش را محقق کرده است.
pinky moon
۱
دروغ گاهی همون چیزهاییه که چشم آدم بهعنوان واقعیت میبینه...»
pinky moon
۱
و چه شگفت است که رویاهامان اندکی بیش از خود ما میپایند
pinky moon
۱
گاه کلماتی که میاندیشیم از کرداری که میکنیم قدرت بیشتری دارند. چنان که پاپا همینگوی بزرگ گفته است: ما شکست میخوریم، اما نابود نمیشویم.
کتابها مرا صدا میزنند...
۱
بیشباهت به مادرم نبود وقتی گریه میکرد. شاید هم همهٔ آدمها وقتی گریه میکنند شبیه هم میشوند.
Elnaz
۱
همهٔ بادکنکها روزی میترکند. حقایق و رویاهای زندگی چون بادکنکی است که کودکی در دست گرفته و بهدنبال خود میکشد. کودک با صدای ترکیدن بادکنکش به گریه میافتد، اما بعد بهدنبال بادکنک تازهای میگردد. زندگی، تسلسل بادکنکهاست.
وهم
۱
آیا ما سرنوشت خویش را در اختیار خود داریم، یا همهٔ شادی و غمهایی که در زندگی پیش رویمان قرار میگیرد، جایی دیگر رقم میخورد؟
وهم
۱
ما در هر زمان آن چیزی هستیم که میپنداریم، چون تسلسلی از خود میان آینهها.
وهم
۱
همهچیز بیهوده است و ما از همهٔ رنجی که در زیر این آسمان میبریم چه بهدست خواهیم آورد؟
وهم
۱
جانهای آزاد با هر گامی که به پیش برمیدارند، پوستی تازه میاندازند، فقط احمقان متعصب و مطلقاندیش به درون پوستهای کهنه و بازمانده از دیگران میخزند و آسوده میشوند.
بهار توت فرنگی
۰
حیرت ما در برابر هستی شاید حاصل آن باشد که فقط یکبار در این جهان زندگی میکنیم و حتا اگر زندگیهایی در زمانها و صورتهای دیگر داشتهایم چیز روشنی از آن در خاطرمان نیست، بنابراین در برابر نادانی ناگزیر خود شکست میخوریم.
Zahra ghasemi🕊
۰
عشق مثل عطر خوشِ پنیر گندیدهای است که زیر یخچال جا مانده و تو را از مسافتهای دور بهسوی خود فرا میخواند تا برای رسیدن به آن از برابر نور و دیگر مهلکههایی که جانت را به خطر میاندازد عبور کنی.
Zahra ghasemi🕊
۰
من هنوز آنقدر کوچک و بیرنگ بودم که حتا در این فاصلهٔ نزدیک و هوسانگیز به او، دیده نمیشدم.
Zahra ghasemi🕊
۰
من هراسی ندارم که او را زیباروی گیسوبلند خود بخوانم. آیا زیبایی بیهوده و به خودی خود وجود دارد؟ زیبایی از آنِ کسی است که آن را درمییابد، و من زیبایی جادویی او را با تمام جزئیات و مختصات خالهایش درمییافتم.
کتابها مرا صدا میزنند...
۰
پنج ماه بعد که گلولهها سینهام را سوراخ کردند، نامهای که نه ماه برای نوشتنش فکر میکردم، هنوز توی جیب شلوارم بود. شیشهٔ کادوشدهٔ عطر را همان موقع در بازداشتگاه گرفته بودند.
کتابها مرا صدا میزنند...
۰
هوا پر بود از بوی گیاهان وحشی و حشرات. اگر پروانه آنجا بود، تا صبح نمیخوابیدیم.
کتابها مرا صدا میزنند...
۰
اگر پدر و مادر یا پروانه میدانستند برگشتهام، حتماً آنجا منتظرم بودند. اما هیچکس نبود. مثل چهارشنبهسوری سالی بود که از دو روز قبلش برای آتشبازی چوب جمع کردیم، اما عصر باران گرفت و چوبها خیس شدند. همه به خانههاشان برگشتند و هیچکس نماند.
کتابها مرا صدا میزنند...
۰
از این بالا تهران تا دوردستها پیداست. آنقدر دور است که نمیتوانم خانهٔ پروانه را پیدا کنم. نامهای که نه ماه برای نوشتنش تمرین کرده بودم، شاید هنوز جایی در بایگانیهای عراق باشد. شیشهٔ عطر هم حتماً با زبالهها دفن شده است. اگر پروانه یک روز برای هواخوری این اطراف بیاید، میفهمم هنوز از همان رژ مسی براق میزند یا نه
وهم
۰
شاید هم همهٔ آدمها وقتی گریه میکنند شبیه هم میشوند.
