
بریدههایی از کتاب ارنست همینگوی؛ آخرین مصاحبه و گفتوگوها
۳٫۰
(۲)
نگرانی امکان نوشتن را از بین میبرد. ضعفِ مزاج، که به همان نسبت زیانبار است و موجب نگرانی، به ناخودآگاهِ شما حمله میکند و توانتان را تحلیل میبرد.
پویا پانا
خواندنْ کاری دائمی و لذتبخش است. همیشه کتاب میخوانم ــ هر چه به دستم برسد. کتابها را سهمیهبندی میکنم تا همیشه موجودی داشته باشم.
پویا پانا
همه باید درونشان یک ردیاب خودکار شناخت دورویی داشته باشند.
پویا پانا
همهٔ چیزهای خوب در حال از بین رفتن هستند.
پویا پانا
دنبال شهرت نیستم. معروف بودن را دوست ندارم. همهٔ آنچه از زندگی میخواهم نوشتن است، شکار، ماهیگیری، و گمنامی. سرشناس بودن کامم تلخ میکند. پرسیدنها باعث شکنجه است.
پویا پانا
پشت هر کتاب من یک زن بوده است.
پویا پانا
آنها که زود میمیرند همیشه ارجوقرب بیشتری دارند، چون دیگر هیچکسی درگیری طولانی، ملالانگیز، و بیوقفهٔ آنها برای انجام کارهایی که اعتقاد دارند پیش از مرگ باید انجام دهند نمیبیند.
ولی الله
هر چهقدر که بیشتر در نویسندگی پیش میروید تنهاییتان بیشتر میشود.
cRz
شما از آنچه رخ داده و آنچه وجود دارد و همهٔ چیزهایی که خبر دارید و همهٔ آنها که نمیدانید، چیزی را خلق میکنید که بازنمایی نیست، بلکه یک چیز جدید است و واقعیتر از هر چیز حقیقی و زنده، و به آن جان میدهید و اگر به اندازهٔ کافی آن را قوام دهید، جاودانه میسازیدش.
ولی الله
وقتی از آدمِ پیر سؤالهای خستهکننده بپرسید جوابهای قدیمی و خستهکننده هم میشنوید.
cRz
در قفسهٔ روبهروی زانوی همینگوی هنگامی که پشت «میز کارش» میایستد، کتابهای خوانندهٔ معمولی از ویرجینیا وولف، منزل چندبخشی و خوانندهٔ پروپاقرص از بن آمس ویلیام، جمهوری از چارلز ای. برد، حملهٔ ناپلئون به روسیه از تارله، چهقدر جوان به نظر میرسید از پگی وود، شکسپیر و دستِ دایر از آلدن بروک، شکار افریقایی از بالدوین، مجموعهٔ اشعار تی. اس. الیوت، و دو کتاب دربارهٔ شکست ژنرال کاستر در نبرد لیتل بیگ هورن دیده میشوند.
کاربر ۷۳۶۶۸۱۸
باید بگویم آنچه غیرحرفهایها سبک میخوانند معمولاً فقط سرهمبندی اجتنابناپذیر تلاشهای نخستین برای خلق چیزی است که قبلاً وجود نداشته. هیچ کار کلاسیک جدیدی تقریباً شبیه کارهای کلاسیک پیشین نیست. در نگاه اول آدمها فقط میتوانند نابسامانیها را ببینند. این نابسامانیها در این مرحله محسوس نیستند، ولی وقتی که خود را بیشتر نشان میدهند مردم فکر میکنند که این سرهمبندیها، سبک است و خیلیها از آن تقلید میکنند. مایهٔ تأسف است.
کاربر ۷۳۶۶۸۱۸
پیرمرد و دریا میتوانست در هزار صفحه نوشته شود، اهل روستا را در بر گیرد و تمام جریان زندگیشان از تلاش برای معیشت گرفته تا تولد، تحصیل، بچهدار شدن و غیره در آن توصیف شود. نویسندگان دیگر این کار را عالی انجام دادهاند. شما در نوشتن محدودیت دارید چون دیگران، پیشتر، به شکل رضایتبخشی آن را انجام دادهاند. پس تلاش کردهام یاد بگیرم که کار دیگری بکنم. نخست اینکه تلاش کردهام هر آنچه را که برای انتقالِ تجربه به خواننده غیرضروری است حذف کنم، طوری که وقتی چیزی را خواند به بخشی از تجربهاش تبدیل شود، گویی که واقعاً اتفاق افتاده است. این کار بسیار دشواری است و من برای انجامش سخت تلاش کردهام.
کاربر ۷۳۶۶۸۱۸
ارنست همینگوی «غول پابهسنگذاشتهٔ ادبیات امریکا» است. گاوباز، سرباز، خبرنگار جنگی، مأمور جاسوسی، نویسنده، شکارچی بزرگ، ماهیگیر، داستانگو، خوشگذران ــ زندگیاش پدیدهای بوده است، و کوبا تختهٔ پرِش اوست. او در فرانسیسکو دِ پائولا در چندکیلومتری هاوانا زندگی میکند
کاربر ۷۳۶۶۸۱۸
