
نسا
۱۵
مارتین گفت: بیایید بدون نظریهپردازی، کار کنیم. این تنها روش قابل تحمل کردن زندگی است.
Tamim Sediqyar
۱۵
کاکامبو گفت: خوشبینی چیست؟
کاندید گفت: هیچی، میل مفرط به گفتن اینکه همه چیز خوب است درست موقعی که خود گوینده در برزخ است.
sepid sh
۱۲
ــ تو فکر میکنی که همیشه انسانها مثل امروز همدیگر را قتلعام خواهند کرد؟ که همیشه دروغگو، خیانتکار، ناسپاس، دزد، ضعیف، آبزیرکاه، بزدل، بدگو، شکمپرست، بادهخوار، خسیس، جاهطلب، حسود، خونخوار، تهمتزن، هوسران، کهنهپرست، ریاکار و احمق باقی خواهند ماند؟
مارتین گفت: قبول داری که همیشه هرجا باز، کبوتری یافت شکارش میکند؟
ــ البته.
ــ خوب، اگر بازها همیشه طبیعت خود را حفظ میکنند، پس چطور گمان میکنی که انسان تغییر خواهد کرد؟
دانور🌱
۹
در نتیجه کسانی که میگویند همه چیز خوب است، مزخرف میگویند، آنها باید بگویند همه چیز در نهایتِ خوبی است.
محمد رضا مددی
۷
من متوجه شدهام که در جهان ما همه چیز بر خطاست
Arno
۷
صدها بار خواستم که خودکشی کنم ولی همیشه زندگی را بیشتر دوست داشتم. این مرض مسخره، شاید از بدترین غرایز باشد؛ چیزی احمقانهتر از این هست که باری را که میتوانی روی زمین بگذاری بر دوش بکشی یا در ترس و وحشت زندگی کنی و همواره به آن بچسبی یا ماری را نوازش کنی که تو را میبلعد تا قلبت را نیز بخورد؟
نسیم رحیمی
۶
کاکامبو گفت: خوشبینی چیست؟
کاندید گفت: هیچی، میل مفرط به گفتن اینکه همه چیز خوب است درست موقعی که خود گوینده در برزخ است.
نیلوفر🍃
۶
فرزانهٔ خوب و محترم جواب داد: ما ابدآ او را نیایش نمیکنیم، چیزی نداریم که از او بخواهیم چرا که هرچه بخواهیم، از پیش به ما داده شده است. ما همواره خدا را سپاس میگوییم.
sepid sh
۶
انسان به دلیلی طبیعت فاسدی دارد. گرگ بهدنیا نمیآییم ولی دستکمی از گرگ نداریم. خدا به ما نه توپ بیست و چهار پوندی داده، نه سرنیزه ولی ما این وسایل را برای تباهی خودمان میسازیم.
محمد رضا مددی
۵
احمقها همه چیز را در یک مؤلف مشهور تحسین میکنند.
غلام رضا
۴
مارتین گفت: بیایید بدون نظریهپردازی، کار کنیم. این تنها روش قابل تحمل کردن زندگی است.
تمامی گروه کوچک از این طرح پسندیده استقبال کردند؛ هر کس شروع به آزمودن استعدادش کرد. قطعه زمین کوچک محصولات عالیای داد. کونهگوند، حقیقتاش بینهایت زشت بود ولی نانروغنیپز ماهری شد. پاکت شروع به گلدوزی کرد، پیرزن رختشویی. همه، تا حتی برادر ژیروفله، کاری مفید انجام میداد. او درودگری خوب، و حتی مردی شریف شد و پانگلوس از روی عادت گاهی به کاندید میگفت: تمام حوادث در بهترین دنیاهای ممکن بههم پیوستهاند، چرا که به هرحال، اگر تو از یک قصر عالی به خاطر عشق دوشیزه کونهگوند، با اردنگی بیرون انداخته نمیشدی، اگر زیر فشار تفتیش عقاید قرار نمیگرفتی، اگر پای پیاده قارهٔ آمریکا را نمیپیمودی، اگر شمشیر به بارون فرو نمیکردی، اگر تمام گوسفندان خوب الدورادوییات را از دست نمیدادی، نمیتوانستی اینجا بنشینی و مرکبات شکرپوش و پسته بخوری.
کاندید گفت: حرفی نیست، اما ما باید باغمان را شخم بزنیم.
پایان
محمد رضا مددی
۴
بیایید بدون نظریهپردازی، کار کنیم. این تنها روش قابل تحمل کردن زندگی است.
Anahita
۴
مردی عاقل که از بخت بدش به دار آویخته شد، به من آموخت که همه چیز بهطرز شگفتآوری تنظیم شده است. مشکلات فقط سایههایی در تابلویی زیبا هستند.
مهدی
۴
به این کرجیبانان نگاه کن، همیشه آواز نمیخوانند؟
ــ تو آنها را در خانه همراه همسرانشان و بچههای جیغجیغو ندیدهای. رییسجمهور ونیز مشکلات خودش را دارد، کرجیبانان مشکلات خودشان را. درست است که بهطور کلی بهتر است که رییسجمهور باشیم تا کرجیبان، ولی اختلاف آنقدر کم است که گمان نمیکنم ارزش توضیح دادن داشته باشد.
شیما.بیات
۳
کشتیهای فرانسوی و اسپانیایی که به سفرشان ادامه میدادند، کاندید و مارتین نیز صحبتشان را پی گرفتند. آنها پانزده روز پیاپی با یکدیگر بحث کردند و در پایان، دقیقآ مثل روز اول بر سر حرفشان بودند، ولی دستکم صحبت کرده بودند، باورهایشان را رد و بدل کرده بودند
Mehrdad Pourkhazaeyan
۳
آدمهای بیشماری دیدهام که از زندگیشان بیزار بودهاند اما هیچ وقت بیش از یک دوجین آدم ندیدم که به طور سنجیدهای به بدبختیشان خاتمه دهند:
nazanin z
۳
کاکامبو گفت: خوشبینی چیست؟
کاندید گفت: هیچی، میل مفرط به گفتن اینکه همه چیز خوب است درست موقعی که خود گوینده در برزخ است.
مستاصل!
۳
از تکتک مسافران این کشتی بخواهید تا داستان زندگیشان را برایتان تعریف کنند، اگر حتا یک نفر را پیدا کردید که به روز تولدش نفرین نفرستاده باشد، یا به خود نگفته باشد که بدبختترین انسان است، مرا با سر به دریا بیندازید.
Rahele Kia
۳
اگر این بهترین دنیای ممکن است، دنیاهای دیگر چگونهاند؟
مهدی
۲
مارتین گفت: یکی وجود دارد، نمیدانم دربارهٔ آن چطور فکر میکنید، ولی من نمیتوانم جور دیگری فکر کنم.
کاندید گفت: تو باید بر شیطان چیره شده باشی.
مارتین گفت: او با بسیاری از چیزهای این دنیا یکی شده است. ممکن است در وجود من و یا هرجای دیگری باشد، ولی به شما اطمینان میدهم که طبق آنچه من در این فلک یا بهتر بگویم گویچه میبینم، فکر میکنم خدا آن را به روح شیطان واگذارده ــ تمام آن را بهجز الدورادو. من بهندرت شهری دیدهام که در آرزوی ویرانی شهر همسایه نباشد یا میهنی که نخواهد دیگر میهنها را بهکلی نابود کند. همه جا پایینیها از بالاییها بهشدت بیزارند که پیششان حقیرند و با آنها مثل گلههای حیوانات که برای گوشت و پوستشان فروخته میشوند، رفتار میکنند. یکمیلیون آدمکش با تشکیلات در اروپا پرسه میزنند و از تجارت مرگ و غارتِ سازماندهی شده زندگی خود را میگذرانند، چرا که کار شرافتمندانهتری برایشان وجود ندارد و در شهرهایی که به نظر میرسد صلح و آرامش حکمفرماست و هنرها رشد میکنند آدمها نسبت به تمام شهرهای زیر محاصره و جنگ، از دلواپسیها، اضطرابها و حسادت بیشتری رنج میبرند. غم و غصههای شخصی حتی از محاکمههای عمومی بدترند. در یک کلام، من چیزهای زیادی دیدهام و رنج فراوان بردهام و به این دلیل مانوی هستم.
Mehrdad Pourkhazaeyan
۲
اگر این بهترین دنیای ممکن است، دنیاهای دیگر چگونهاند؟
صدرا
۲
موسیقی امروز فقط هنر اجرای قطعات مشکل است و آنچه صرفآ مشکل است نمیتواند برای مدتی رضایتبخش باشد
آرمین هاشمی
۲
رییسجمهور ونیز مشکلات خودش را دارد، کرجیبانان مشکلات خودشان را. درست است که بهطور کلی بهتر است که رییسجمهور باشیم تا کرجیبان، ولی اختلاف آنقدر کم است که گمان نمیکنم ارزش توضیح دادن داشته باشد.
Rahele Kia
۲
کاکامبو گفت: خوشبینی چیست؟
کاندید گفت: هیچی، میل مفرط به گفتن اینکه همه چیز خوب است درست موقعی که خود گوینده در برزخ است.
Rahele Kia
۲
مارتین گفت: بیایید بدون نظریهپردازی، کار کنیم. این تنها روش قابل تحمل کردن زندگی است.
Chopin
۱
کاندید ادامه داد: تو از عشقی که دو دختر به میمونها نشان میدادند؛ در آن سرزمین اوریونها که برایت تعریف کردم، شگفتزده نشدی؟
ــ نه اصلا، من چیز عجیبی در این احساسات نمیبینم، من آنقدر چیزهای خارقالعاده دیدهام که دیگر چیزی به نظرم عجیب نمیآید.
ــ تو فکر میکنی که همیشه انسانها مثل امروز همدیگر را قتلعام خواهند کرد؟ که همیشه دروغگو، خیانتکار، ناسپاس، دزد، ضعیف، آبزیرکاه، بزدل، بدگو، شکمپرست، بادهخوار، خسیس، جاهطلب، حسود، خونخوار، تهمتزن، هوسران، کهنهپرست، ریاکار و احمق باقی خواهند ماند؟
مارتین گفت: قبول داری که همیشه هرجا باز، کبوتری یافت شکارش میکند؟
ــ البته.
ــ خوب، اگر بازها همیشه طبیعت خود را حفظ میکنند، پس چطور گمان میکنی که انسان تغییر خواهد کرد؟
ــ اُه، اینجا اختلاف عمیقی جود دارد، به دلیل آزادی خواسته...
BookishFateme
۱
ــ کاملا حق با توست، چرا که وقتی انسان به باغ عدن قدم گذاشت؛ در آنجا تخم کار کاشت تا بتواند کار کند؛ این اثبات میکند که انسان بهدنیا نمیآید تا استراحت کند.
مارتین گفت: بیایید بدون نظریهپردازی، کار کنیم. این تنها روش قابل تحمل کردن زندگی است.
Mehrdad Pourkhazaeyan
۱
در این کشور گاهگاهی لازم است برای دلگرمی دیگران دریاسالاری را بکشند.
nazanin z
۱
من متوجه شدهام که در جهان ما همه چیز بر خطاست؛ کسی جا و وظیفهاش را در جامعه نمیداند، اینکه دارد چه میکند یا چه باید بکند، و جدا از موقعِ غذاخوردن، که مردم به قدر کافی خوشمشرب و دمساز هستند، تمام روز به جروبحثهای بیفایده سپری میشود
ایران آزاد
۱
صدها بار خواستم که خودکشی کنم ولی همیشه زندگی را بیشتر دوست داشتم. این مرض مسخره، شاید از بدترین غرایز باشد؛ چیزی احمقانهتر از این هست که باری را که میتوانی روی زمین بگذاری بر دوش بکشی یا در ترس و وحشت زندگی کنی و همواره به آن بچسبی یا ماری را نوازش کنی که تو را میبلعد تا قلبت را نیز بخورد؟