جملات زیبای کتاب از قصر تا قصر | طاقچه
تصویر جلد کتاب از قصر تا قصرsubscriptionAvailable

کتاب از قصر تا قصر

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۲۵ رأی)
انتشارات: 
انتشارات جامی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۶۰۶۲۸۴
۱
می‌نواخت در سمت دیگر زبیده قرار داشت. دیگر اعضای ارکستر نیز در سمت چپ و راست او در حال نواختن بودند. زبیده نگاهی به احمدآقا انداخت که در سمت راست او نشسته بود و دیگر حاضران همگی مشغول صحبت با یکدیگر بودند. زبیده اولین باری نبود که چنین مجلسی را برپا کرده بود و رو به احمدآقا کرد و گفت: احمدآقا ناآشنا نیست، سال گذشته نیز او را دیده بودم. احمدآقا نیز در آن میان به علاقه‌ی زبیده توجه نشان داد. زبیده احمدآقا را با تاجران بزرگ معرفی کرد و احمدآقا نیز گفت: خانم، من برای توبه کردن نزد شما آمده‌ام. انواع تعارفات ادامه داشت تا آن که خدمتکار زبیده با انواع
نور
۱
آن جا که پدر به او گفته بود: این مرد است که زن را خراب می‌کند. هر مردی نمی‌تواند زن خود را نگه دارد.
نور
۰
امّا او یک مرد است و مردها منتظرند تا همه چیز را نابود کنند.