
بریدههایی از کتاب شیر و خورشید، راه و رسم دنیا
۳٫۴
(۷)
تهران هم مانند کیوتو و آتن شهری باسواد است. خوب میدانیم که در پاریس هیچکس فارسی حرف نمیزند. در تهران بسیاری از مردم که هیچوقت موقعیت و شرایطی نداشتهاند که پاریس را ببینند، بهخوبی فرانسه صحبت میکنند. و این نه به خاطر نفوذ سیاسی است ــ مثل انگلیسی در هند ــ نه یک اشتغال استعماری. این تنها از فرهنگ ایرانیان نشئت گرفته که در مورد هر چیزی کنجکاو هستند.
محمدرضا
از تمام ایرانیها، مردم شیراز شهرت دارند به اینکه دوستداشتنیترین و خوبترین مردمان هستند، و اینکه شیرازیها نژاد اصیل هستند. دودمانی صلحجو، با روحیهای سرزنده که از هیچچیز تعجب نمیکنند، و بهاعتدال غذا میخورند. آنها پذیرفتند که ما، ما و ماشینمان، را تا شهر آباده ببرند. پیرترین آن سه، فرمان را گرفت، کامیونش را تا کنارهٔ جاده پایین
لاله
«سفر احتیاج به دلیل ندارد، بلکه خودش دلیلی کافی است. هر مسافر در ابتدا خیال میکند که سفر را خواهد ساخت، اما دیری نمیگذرد که متوجه میشود این سفر است که او را میسازد.»
n re
نانهای گردِ پُر از کنجد ارامنه، گرم مثل نیمسوز، نان سنگک که سرِ آدم را به دنبال خود برمیگرداند، نان لواش به نازکی کاغذ و برشته از آتش. بهراستی که هیچ کشور باستانیای نیست که قادر باشد، تجمل خود را، چنین در چیزهای روزمره جا دهد. وجود بیش از سی نسل و چندین حکومت، پشت این نان، احساس میشود.
Sajede Aghababaei
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم نخور
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
بهترین نقشهها از ایران، باز هم غلط است
matbuat
همهجا این آبی بینظیر ایرانی است که قلب را آرام میکند، که ایران را در آغوش گرفته، که با زمان میدرخشد و رنگ میبازد، درست مانند پالتِ نقاشی بزرگ. چشمان لاجوردین مجسمههای اکدی، آبیِ سلطنتی قصرهای پارتی، مینای شفاف کوزههای سلجوقی، آبیِ مساجد صفوی، و اکنون آن آبیای که میخوانَد و پرواز میکند، به رنگ اُخرایی شن صفا میدهد، به سبز روشنِ خاکآلود برگها، به برف، به شب...
aynaz.pournasir
مردم ایران شاعرترین مردم دنیا هستند. گدایان تبریز صدها بیت از حافظ یا نظامی را حفظ بودند، شعرهایی دربارهٔ عشق، شراب عرفانی، آفتاب اردیبهشت در میان درختان بید. این شعرها را بسته به حالوروز خود، فریاد میزدند، ناله میکردند یا بهآواز میخواندند. وقتی سرما خیلی بهشان فشار میآورد، آنها را زمزمه میکردند،: صدا به صدا میپیوست تا صبح میشد. تا آفتاب اردیبهشت هنوز خیلی مانده بود و از خوابش دست نمیکشید.
Sajede Aghababaei
با وجود اینکه تبریزیها از کُردها بیزارند، اما جلوِ آنها را که گهگاه به آنجا میآیند، نمیگیرند.
نیلا
شهادت امام حسین، سومین امام مسلمانان شیعه، فرارسید. یک روز تمام، هیاهو، هقهقِ گریه و جوشوخروش خشمی تعصبآمیز علیه قاتلانی که در قرن سیزدهم مُرده بودند،
نیلا
او با خنده به ما گفت: «ببینید چهطور، در ایران، برای مُردهها بیشتر از زندهها گریه میکنیم.»
نیلا
درک اینکه ایران، این اشرافزادهٔ پیر که در تمام عمرش معروف و درعینحال بسیار فراموششده بوده به داروهای معمول حساسیت دارد و محتاج درمانی ویژه است.
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
ما بیشتر از هر چیز نان میخوردیم، نان عالی. اول صبح، عطر تنور از روی برف میگذشت تا مشام ما را نوازش دهد. نانهای گردِ پُر از کنجد ارامنه، گرم مثل نیمسوز، نان سنگک که سرِ آدم را به دنبال خود برمیگرداند، نان لواش به نازکی کاغذ و برشته از آتش. بهراستی که هیچ کشور باستانیای نیست که قادر باشد، تجمل خود را، چنین در چیزهای روزمره جا دهد. وجود بیش از سی نسل و چندین حکومت، پشت این نان، احساس میشود.
فاطمه آستین
با این شکوِههای پوچ، مردم بسیار غیرمنصفانه توسط تاریخ تیمار میشوند، همانطور که قبلاً دربارهٔ پراکندگی یهودیان هم جلب توجه میکرد.
Sajede Aghababaei
دختر بقال داشت تصویر بزرگی از چهرهٔ شاه را تمام میکرد، تمامش از تمبرهای کهنهای بود که حدود دو سال جمع کرده بود، میخواست خودش به تهران برود و آن را به او تقدیم کند.
نیلا
«سفر احتیاج به دلیل ندارد، بلکه خودش دلیلی کافی است. هر مسافر در ابتدا خیال میکند که سفر را خواهد ساخت، اما دیری نمیگذرد که متوجه میشود این سفر است که او را میسازد.»
Tamim Nazari
اصفهان بهراستی همانقدر شگفتانگیز است که به ما وعده داده بودند. این شهر بهتنهایی ارزش آن را دارد که آدم به خاطرش سفر کند.
Tamim Nazari
از تمام ایرانیها، مردم شیراز شهرت دارند به اینکه دوستداشتنیترین و خوبترین مردمان هستند، و اینکه شیرازیها نژاد اصیل هستند. دودمانی صلحجو، با روحیهای سرزنده که از هیچچیز تعجب نمیکنند، و بهاعتدال غذا میخورند.
Tamim Nazari
«یک روحانی با غیظ به دهقانهایی که جلوِ صندوق رأی به خاک افتاده بودند، گفت: “کافرها، چرا این صندوق را میپرستید؟” و آنها میگویند: “میپرستیم، چون معجزه میکند، همهٔ شهر اسم قاسم را تویش میاندازند، از آن طرف اسم یوسف بیرون میآید.”»
aynaz.pournasir
شروع نوشتن مثل تولدی جدید بود و دنیای من هنوز تازهتر از آن بود که خود را
به دست واکنشی منظم بسپرم.
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
من نه آزادی داشتم، نه انعطاف. فقط آرزویش را داشتم و ترسی ناب و ساده.
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
مردم ایران شاعرترین مردم دنیا هستند. گدایان تبریز صدها بیت از حافظ یا نظامی را حفظ بودند، شعرهایی دربارهٔ عشق، شراب عرفانی، آفتاب اردیبهشت در میان درختان بید.
فاطمه آستین
در سیصد کیلومتری غرب، شبکلاه یخین آرارات بر دریایی از کوههای آبی مسلط است، کوههایی که موجزنان به سمت روسیه، ترکیه و ایران پایین میآیند. این کوه در قلب ارمنستان باستان قرار دارد، و کشتی نوح در میان جوشوخروش آبهای مهاجم، در قلهٔ آن به گِل نشست و ما همگی از آن خارج شدیم. عبور او ردپاهایی از خود بهجا گذاشته، و اولین آن قصبهای است به نام نخجوان در پهنهٔ روسیه، که به ارمنی قدیم به معنای «مردمان کشتی» است.
Sajede Aghababaei
و بعد از آن تخیلشان عاجز میماند. خوشگذرانی در جایی متوقف میشد که نه کتابی بود ــ که اگر بود هم نمیتوانستند بخوانند ــ نه سینمایی که داستانهای بیگانه را برایشان جلوهگر کند و نمونهای از آن به دست بدهد
Sajede Aghababaei
«سفر احتیاج به دلیل ندارد، بلکه خودش دلیلی کافی است. هر مسافر در ابتدا خیال میکند که سفر را خواهد ساخت، اما دیری نمیگذرد که متوجه میشود این سفر است که او را میسازد.»
کاربر ۱۴۸۱۵۸۶
نیکلا معتقد بود که «سفر احتیاج به دلیل ندارد، بلکه خودش دلیلی کافی است. هر مسافر در ابتدا خیال میکند که سفر را خواهد ساخت، اما دیری نمیگذرد که متوجه میشود این سفر است که او را میسازد.»
علیرضا
یک لحظه کافی بود تا بفهمیم که گماشتهٔ مأمور میپرسد در محل مکان خروج بنویسد پاریس یا نه، پُل فروریخت، جواب مثبت بود. یادداشت میکند.
کتابخوان
«اسلام در اینجا تمام شده، از بس که تعصب و رنج دیده. آنها همیشه آماده هستند پشت علمهای سیاه خود، در سالگرد شهادت امام دادوفریاد و خودزنی کنند... و از تمام اینها اخلاقیتر اینکه اصلاً دربارهٔ آن حرف نمیزنند! اینجا چندتا مسلمان واقعی از مردم درستوحسابی میشناختم... اما همهشان مُردند یا رفتند، درحالحاضر... تعصبْ مذهب را خدشهدار کرده، این آخرین طغیان فقر است
نیلا
ارتش ایران عملاً تمام راههای آن را زیر نظر دارد. ایلهای دامپروری که در آنجا زندگی میکنند در شهر به راهزنی و غارت شهرهاند، همینطور به تنومندی و یکدندگی.
نیلا
حدود ساعت هفت اوضاع چنان به هم ریخت که اجباراً به روی عزاداران اسلحه کشیدند تا از کشتنِ خودشان در آنجا، ممانعت کنند.
نیلا
حجم
۲۲۳٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۷۶ صفحه
حجم
۲۲۳٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۷۶ صفحه
قیمت:
۸۷,۰۰۰
تومان