
محمدرضا
۱۰
تهران هم مانند کیوتو و آتن شهری باسواد است. خوب میدانیم که در پاریس هیچکس فارسی حرف نمیزند. در تهران بسیاری از مردم که هیچوقت موقعیت و شرایطی نداشتهاند که پاریس را ببینند، بهخوبی فرانسه صحبت میکنند. و این نه به خاطر نفوذ سیاسی است ــ مثل انگلیسی در هند ــ نه یک اشتغال استعماری. این تنها از فرهنگ ایرانیان نشئت گرفته که در مورد هر چیزی کنجکاو هستند.
لاله
۷
از تمام ایرانیها، مردم شیراز شهرت دارند به اینکه دوستداشتنیترین و خوبترین مردمان هستند، و اینکه شیرازیها نژاد اصیل هستند. دودمانی صلحجو، با روحیهای سرزنده که از هیچچیز تعجب نمیکنند، و بهاعتدال غذا میخورند. آنها پذیرفتند که ما، ما و ماشینمان، را تا شهر آباده ببرند. پیرترین آن سه، فرمان را گرفت، کامیونش را تا کنارهٔ جاده پایین
n re
۶
«سفر احتیاج به دلیل ندارد، بلکه خودش دلیلی کافی است. هر مسافر در ابتدا خیال میکند که سفر را خواهد ساخت، اما دیری نمیگذرد که متوجه میشود این سفر است که او را میسازد.»
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
۵
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم نخور
Sajede Aghababaei
۴
نانهای گردِ پُر از کنجد ارامنه، گرم مثل نیمسوز، نان سنگک که سرِ آدم را به دنبال خود برمیگرداند، نان لواش به نازکی کاغذ و برشته از آتش. بهراستی که هیچ کشور باستانیای نیست که قادر باشد، تجمل خود را، چنین در چیزهای روزمره جا دهد. وجود بیش از سی نسل و چندین حکومت، پشت این نان، احساس میشود.
matbuat
۳
بهترین نقشهها از ایران، باز هم غلط است
نیلا
۳
شهادت امام حسین، سومین امام مسلمانان شیعه، فرارسید. یک روز تمام، هیاهو، هقهقِ گریه و جوشوخروش خشمی تعصبآمیز علیه قاتلانی که در قرن سیزدهم مُرده بودند،
نیلا
۳
او با خنده به ما گفت: «ببینید چهطور، در ایران، برای مُردهها بیشتر از زندهها گریه میکنیم.»
aynaz.pournasir
۳
همهجا این آبی بینظیر ایرانی است که قلب را آرام میکند، که ایران را در آغوش گرفته، که با زمان میدرخشد و رنگ میبازد، درست مانند پالتِ نقاشی بزرگ. چشمان لاجوردین مجسمههای اکدی، آبیِ سلطنتی قصرهای پارتی، مینای شفاف کوزههای سلجوقی، آبیِ مساجد صفوی، و اکنون آن آبیای که میخوانَد و پرواز میکند، به رنگ اُخرایی شن صفا میدهد، به سبز روشنِ خاکآلود برگها، به برف، به شب...
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
۳
درک اینکه ایران، این اشرافزادهٔ پیر که در تمام عمرش معروف و درعینحال بسیار فراموششده بوده به داروهای معمول حساسیت دارد و محتاج درمانی ویژه است.
رستا
۳
مردم ایران شاعرترین مردم دنیا هستند. گدایان تبریز صدها بیت از حافظ یا نظامی را حفظ بودند، شعرهایی دربارهٔ عشق، شراب عرفانی، آفتاب اردیبهشت در میان درختان بید. این شعرها را بسته به حالوروز خود، فریاد میزدند، ناله میکردند یا بهآواز میخواندند.
Sajede Aghababaei
۲
مردم ایران شاعرترین مردم دنیا هستند. گدایان تبریز صدها بیت از حافظ یا نظامی را حفظ بودند، شعرهایی دربارهٔ عشق، شراب عرفانی، آفتاب اردیبهشت در میان درختان بید. این شعرها را بسته به حالوروز خود، فریاد میزدند، ناله میکردند یا بهآواز میخواندند. وقتی سرما خیلی بهشان فشار میآورد، آنها را زمزمه میکردند،: صدا به صدا میپیوست تا صبح میشد. تا آفتاب اردیبهشت هنوز خیلی مانده بود و از خوابش دست نمیکشید.
نیلا
۲
با وجود اینکه تبریزیها از کُردها بیزارند، اما جلوِ آنها را که گهگاه به آنجا میآیند، نمیگیرند.
نیلا
۲
دختر بقال داشت تصویر بزرگی از چهرهٔ شاه را تمام میکرد، تمامش از تمبرهای کهنهای بود که حدود دو سال جمع کرده بود، میخواست خودش به تهران برود و آن را به او تقدیم کند.
Tamim Nazari
۲
اصفهان بهراستی همانقدر شگفتانگیز است که به ما وعده داده بودند. این شهر بهتنهایی ارزش آن را دارد که آدم به خاطرش سفر کند.
aynaz.pournasir
۲
«یک روحانی با غیظ به دهقانهایی که جلوِ صندوق رأی به خاک افتاده بودند، گفت: “کافرها، چرا این صندوق را میپرستید؟” و آنها میگویند: “میپرستیم، چون معجزه میکند، همهٔ شهر اسم قاسم را تویش میاندازند، از آن طرف اسم یوسف بیرون میآید.”»
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
۲
همانطور که بزرگی گفته: «زهی خیالِ باطل.»
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
۲
شروع نوشتن مثل تولدی جدید بود و دنیای من هنوز تازهتر از آن بود که خود را
به دست واکنشی منظم بسپرم.
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
۲
من نه آزادی داشتم، نه انعطاف. فقط آرزویش را داشتم و ترسی ناب و ساده.
Sajede Aghababaei
۱
با این شکوِههای پوچ، مردم بسیار غیرمنصفانه توسط تاریخ تیمار میشوند، همانطور که قبلاً دربارهٔ پراکندگی یهودیان هم جلب توجه میکرد.
کتابخوان
۱
یک لحظه کافی بود تا بفهمیم که گماشتهٔ مأمور میپرسد در محل مکان خروج بنویسد پاریس یا نه، پُل فروریخت، جواب مثبت بود. یادداشت میکند.
نیلا
۱
«اسلام در اینجا تمام شده، از بس که تعصب و رنج دیده. آنها همیشه آماده هستند پشت علمهای سیاه خود، در سالگرد شهادت امام دادوفریاد و خودزنی کنند... و از تمام اینها اخلاقیتر اینکه اصلاً دربارهٔ آن حرف نمیزنند! اینجا چندتا مسلمان واقعی از مردم درستوحسابی میشناختم... اما همهشان مُردند یا رفتند، درحالحاضر... تعصبْ مذهب را خدشهدار کرده، این آخرین طغیان فقر است
Tamim Nazari
۱
«سفر احتیاج به دلیل ندارد، بلکه خودش دلیلی کافی است. هر مسافر در ابتدا خیال میکند که سفر را خواهد ساخت، اما دیری نمیگذرد که متوجه میشود این سفر است که او را میسازد.»
Tamim Nazari
۱
این شهر آنقدر زیبا بوده که مغولهای حیرتزده جرئت ویران کردنش را نیافتند. و غازانخان، فرزند چنگیزخان، یکی از باشکوهترین دربارهای آسیا را در آنجا مستقر کرد. امروزه از آن شکوه قدیمی چیزی بهجا نمانده، مگر ارگی بزرگ که زیر سنگینی برف فرومیریزد، یک بازار پیچدرپیچ و یک مسجد معروف در تمام جهان اسلام که ایوانِ مینایی آبیرنگ آن هنوز درخشش ملایمی دارد.
Tamim Nazari
۱
از تمام ایرانیها، مردم شیراز شهرت دارند به اینکه دوستداشتنیترین و خوبترین مردمان هستند، و اینکه شیرازیها نژاد اصیل هستند. دودمانی صلحجو، با روحیهای سرزنده که از هیچچیز تعجب نمیکنند، و بهاعتدال غذا میخورند.
Tamim Nazari
۱
اولین شاه قاجار، چشمان بیست هزار نفر از اهالی آن شهر را درآورده بود. اما امروزه کرمان به خاطر باغها و فرشهایش با گل و بتههای قرمز و آبی، معروف است.
کاربر ۱۰۴۱۴۹۳۷
۱
«اسلام در اینجا تمام شده، از بس که تعصب و رنج دیده. آنها همیشه آماده هستند پشت علمهای سیاه خود، در سالگرد شهادت امام دادوفریاد و خودزنی کنند...
کاربر ۱۰۷۸۷۰۰۶
۱
وقتی سر میزشان بودم، هرگز بدون گفتنِ «بفرمایید، قابل ندارد» شروع نمیکردند. خوراکی ناچیز که متبرکش میدانستند. اگر میپذیرفتم، از غذای روزانهشان بود که میخوردم. از خودم میپرسیدم، چه نظمی این شکمهای خالی را وامیدارد که چنین عادی، اندک چیزی را که دارند، هدیه کنند. نظمی شریف و در همهحال، گشادهدست و مغرور، با این خصوصیات، گرسنگان ایشان بسیار مهربانتر از ما بودند.
فاطمه آستین
۱
مردم ایران شاعرترین مردم دنیا هستند. گدایان تبریز صدها بیت از حافظ یا نظامی را حفظ بودند، شعرهایی دربارهٔ عشق، شراب عرفانی، آفتاب اردیبهشت در میان درختان بید.
فاطمه آستین
۱
ما بیشتر از هر چیز نان میخوردیم، نان عالی. اول صبح، عطر تنور از روی برف میگذشت تا مشام ما را نوازش دهد. نانهای گردِ پُر از کنجد ارامنه، گرم مثل نیمسوز، نان سنگک که سرِ آدم را به دنبال خود برمیگرداند، نان لواش به نازکی کاغذ و برشته از آتش. بهراستی که هیچ کشور باستانیای نیست که قادر باشد، تجمل خود را، چنین در چیزهای روزمره جا دهد. وجود بیش از سی نسل و چندین حکومت، پشت این نان، احساس میشود.
