جملات زیبای کتاب سیرکی که می گذرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیرکی که می گذردsubscriptionAvailable

کتاب سیرکی که می گذرد

نوع کتاب
۳.۲(از ۲۶ امتیاز)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سَمَر
۲۳
من حق دارم طوری که دوست دارم زندگی کنم...
Shirin Rassam
۱۱
نسبت به آن گذشته، که هنوز نزدیک است، احساس اندوهی توأم با بی‌تفاوتی می‌کنم...
Shirin Rassam
۸
از این‌که می‌دیدم او در آن تاریکی‌ها و اتفاقاتی گرفتار مانده که به‌نظرم می‌رسید مدت‌ها قبل رخ داده‌اند، قلبم فشرده می‌شد. انگار من به ساحل رسیده بودم و او را می‌دیدم که پشت سر من، برخلاف جریان آب، دست‌وپا می‌زند.
Shirin Rassam
۶
وقتی راه می‌رفتم، به‌نظرم می‌رسید در شهری غریبه‌ام و شخص دیگری شده‌ام. تصویر همهٔ آن‌چه از دوران کودکی و این سال‌های اخیر تا زمان آشنایی‌ام با ژیزل بر من گذشته بود از هم گسیخت و ذراتش آرام از من دور می‌شدند. آن‌چنان محو می‌شدند که گاهی سعی می‌کردم آن‌ها را بگیرم تا ناپدید نشوند؛ سال‌هایی که در کالج گذراندم، نیم‌رخ پدرم با کت سُرمه‌ای، مادرم، گرابلی و انعکاس نور قایق تفریحی روی سقف اتاق...
ghazl
۱
کمی بالاتر تئاتر فونتن بود. مادرم آن‌جا در یک نمایش کمدی بازی می‌کرد: شاهزاده‌خانم عطرآگین. آن زمان هم بازگشت‌مان با آخرین اتوبوس به آپارتمان اسکلهٔ کنتی، درست مانند امشب، ناخوشایند بود.
پویا پانا
۱
من حق دارم طوری که دوست دارم زندگی کنم...
مرسده خدادادی
۰
در جوانی از جزئیات باارزش غافل می‌شویم.