جملات زیبا از متن کتاب ما همیشه قلعه نشینان | طاقچه
تصویر جلد کتاب ما همیشه قلعه نشینان
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب ما همیشه قلعه نشینان

۴.۰(از ۳۴ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه

۱۲۵,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ناگهان کانستنس برگشت و کاردش را گذاشت روی میز و به طرف درِ بستهٔ اتاق عموجولیان رفت و بعدش برگشت. با لبخندی محو گفت «فکر کردم داره راه می‌ره.» و دوباره نشست.
ن. عادل
۴
"پیر شدن خیلی بده و این‌که فقط دراز بکشی و فکر کنی که کِی اون اتفاق می‌افته."
یك رهگذر
۲
«گاهی حس می‌کنم حاضرم همه‌چیزم رو بدم تا دوباره اون‌ها رو داشته باشم.»
یك رهگذر
۱
در آن دهکده مردها جوان می‌ماندند و کارشان ورّاجی بود و زن‌ها با فرسودگی،‌ خاکستری و زشت و پیر می‌شدند و ساکت منتظر مردها می‌ایستادند تا بلند شوند و به خانه‌های‌شان برگردند.
او و دوستانش
۰
"مری کت، یه فنجون چای می‌خوای؟"
او و دوستانش
۰
«ما سال رو خوردیم و تموم کردیم. ما بهار و تابستون و پاییز رو خوردیم. منتظر می‌شیم چیزی سبز بشه، بعدش می‌خوریمش.»
او و دوستانش
۰
در درونم دنبال فکری می‌گشتم تا مرا محافظت کند.
گربه سیاه کوچولو
۰