جملات زیبا از متن کتاب ما همیشه قلعه نشینان | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ما همیشه قلعه نشینانsubscriptionAvailable

کتاب ما همیشه قلعه نشینان

۴.۰(از ۳۵ رأی)
نوع کتاب
publisherانتشارات:
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی:
رمان،داستان خارجی

قیمت:

۱۲۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ناگهان کانستنس برگشت و کاردش را گذاشت روی میز و به طرف درِ بستهٔ اتاق عموجولیان رفت و بعدش برگشت. با لبخندی محو گفت «فکر کردم داره راه می‌ره.» و دوباره نشست.
ن. عادل
۴
"پیر شدن خیلی بده و این‌که فقط دراز بکشی و فکر کنی که کِی اون اتفاق می‌افته."
یك رهگذر
۲
«گاهی حس می‌کنم حاضرم همه‌چیزم رو بدم تا دوباره اون‌ها رو داشته باشم.»
یك رهگذر
۱
در آن دهکده مردها جوان می‌ماندند و کارشان ورّاجی بود و زن‌ها با فرسودگی،‌ خاکستری و زشت و پیر می‌شدند و ساکت منتظر مردها می‌ایستادند تا بلند شوند و به خانه‌های‌شان برگردند.
او و دوستانش
۰
"مری کت، یه فنجون چای می‌خوای؟"
او و دوستانش
۰
«ما سال رو خوردیم و تموم کردیم. ما بهار و تابستون و پاییز رو خوردیم. منتظر می‌شیم چیزی سبز بشه، بعدش می‌خوریمش.»
او و دوستانش
۰
در درونم دنبال فکری می‌گشتم تا مرا محافظت کند.
گربه سیاه کوچولو
۰