جملات زیبای کتاب دختری که خودش را خورد | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختری که خودش را خورد
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب دختری که خودش را خورد

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
سعید محسنی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ala
۸
حس می‌کنم چرخ‌دنده‌ای از چرخ دنده‌های یک ساعتم که هرز می‌تابم. برای خودم می‌چرخم. گرچه چرخ‌دنده‌های دیگر هم وضعیتی بهتر از من ندارند
پناه
۷
از آن راننده‌هایی است که فکر می‌کنند با چشم بسته هم می‌شود رانندگی کرد چون ماشین خودش جاده را بلد است
پناه
۵
خداوند، روزگاری برای عذاب بندگانش سیل و صاعقه می‌فرستاد یا کمی زمینش را می‌لرزاند، اما چون حجم گناهان این موجودِ دوپا به‌طرز غریبی زیاد شد، خداوند هم انواع عذاب‌های طاق‌وجفت را به‌صورت عمومی و شخصی طراحی کرد. از انواع بیماری‌های ناشناخته بگیر تا همین
پناه
۴
آدم فقط وقتی قدر نعمت‌های خدا را می‌داند که یا آن را از دست بدهد، یا در وجود خودش موهبتی ببیند که در دیگری نیست و آن لحظه با تمام نفرتی که از خودت داری، حس کنی آن‌قدرها هم بدبخت نیستی
az_kh
۳
هیچ‌چیز توی دنیا به‌اندازهٔ اعداد حالم را به‌هم نمی‌زند. این حساسیت به اعداد تازه نیست. دقیقاً از وقتی شروع شد که برای اعتراض به رشتهٔ قبولی‌ام در کنکور به سازمان سنجش رفتم و فهمیدم کد رشتهٔ ۲۴۴۲ را که حساب‌داری دانشگاه تهران بود، به‌اشتباه ۲۴۲۴ زده‌ام و به این دلیل دبیری تاریخِ دانشگاه اصفهان قبول شده‌ام.
farnaz Puresmaili
۲
اگر کسی می‌خواهد جایی بمیرد که طعم مرگ برایش طعم خرمالو داشته باشد، بی‌تردید اصفهان را به او پیشنهاد خواهم کرد
خشایار
۱
اگر کسی می‌خواهد جایی بمیرد که طعم مرگ برایش طعم خرمالو داشته باشد، بی‌تردید اصفهان را به او پیشنهاد خواهم کرد. تو هم این کار را بکن. اصفهان جان می‌دهد برای یک مرگِ گس و در عین‌حال شیرین.