
کتاب واقعاً چقدر خودتان را میشناسید؟ (خلاصه کتاب)
انتشارات:
سلپین٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
.
۹
چیزی را باور کنید که مفید است، نه چیزی که حقیقت دارد
Sajedeh Joonabadi
۷
خیلی اوقات، مشکلاتمان واقعاً مشکل نیستند؛ بلکه بیشتر، علائم باورهای غیرمفیدند.
محدثه
۲
بینش خاصی در زندگی وجود دارد که تمام رشدهای شخصی بالاقوه از آن سرچشمه میگیرند: شرایط خارجی هرچه باشد، شما مسئول همهی کارهایی هستید که در زندگی انجام میدهید
Bahar Abdalvand
۲
اگر همهی ما باید چیزی را ارزش بدانیم، چه بهتر که چیزی باشد که برای خودمان و دیگران سودمند است.
محدثه
۱
میگویند یونانیها عبارت «خودت را بشناس» را روی معابد باستانیشان مینوشتهاند و مردم را دعوت میکردهاند گاهی وقتشان را صرف سؤالکردن از خود در مورد انگیزهها و اعمالشان کنند.
احسان رضاپور
۱
هرچیزی که امروز باورش داریم و دربارهاش میاندیشیم، چیزی بوده که در نقطهای از مسیر زندگی تصمیم گرفتهایم باورش کنیم و تشخیص دادهایم که برایمان مناسب است.
این قانون بر همهچیز اعمال میشود.
محدثه
۰
ما همیشه اختیار اتفاقات اطرافمان را نداریم. اما همیشه اختیار دو چیز را داریم: اول، نحوهی تفسیر چیزی که برایمان اتفاق میافتد؛ دوم، نحوهی واکنشمان به آن اتفاق. پس چه آگاهانه آنرا درک کنیم و چه نکنیم، همیشه خودمان مسئول تجاربمان هستیم. انتخاب اینکه رویدادهای زندگیمان را آگاهانه تفسیر نکنیم، باز هم بهنوعی تفسیرِ رویدادهای زندگیمان است. انتخاب اینکه به رویدادهای زندگیمان پاسخی ندهیم، باز هم نوعی پاسخ به رویدادهای زندگی است.
چه خوشمان بیاید و چه نیاید، همیشه در اتفاقاتی که برایمان میافتد، نقشی فعال داریم. همیشه در حال تفسیر معنای هر لحظه و هر رخدادیم. همیشه در حال تعیین ارزشهایی برای خود و دیگرانیم.
Bahar Abdalvand
۰
در ذن، توصیه میکنند بهجای «عصبانی هستم»، بگویید «احساس عصبانیت میکنم»؛ بهجای «هیجانزده هستم»، بگویید «احساس هیجان میکنم»؛ بهجای «حسود هستم» بگویید «احساس حسادت میکنم».
Bahar Abdalvand
۰
ما غالباً اعتقاداتمان را بنابر چیزی میپذیریم که با احساسات و امیالمان جور درمیآید و نه براساس چیزی که واقعاً رخ داده یا شواهد نشان میدهد.
Bahar Abdalvand
۰
بینش خاصی در زندگی وجود دارد که تمام رشدهای شخصی بالاقوه از آن سرچشمه میگیرند: شرایط خارجی هرچه باشد، شما مسئول همهی کارهایی هستید که در زندگی انجام میدهید
احسان رضاپور
۰
مردم همیشه از من میپرسند: «چیکار کنم دیگه احساس حسادت نکنم؟» یا «چیکار کنم دیگه اینقدر احساس عصبانیت نکنم؟» یا «چیکار کنم که توی این موقعیت دیگه دلم شور نزنه؟»
جواب این است: کاری نکنید. شما نمیتوانید ذهن متفکرتان را کنترل کنید. این احساسات هجوم میآورند و همینطور ادامه پیدا میکنند.
کلک کار این است که وقتی این احساسات بیدار میشوند، با آنها قاتی نشویم.
احسان رضاپور
۰
مهم نیست به چند چیز مثبت فکر میکنید، چه نوع شیوهی درمانیای را پی میگیرید، یا کدامیک از این روشهای درمانیِ چرندِ معنوی را اجرا میکنید؛ افکار و احساسات منفی، فرایندهای طبیعی مغز انسان هستند.
نمیتوانید از آنها دوری کنید. هیچکداممان نمیتوانیم.
تنها کاری که میتوانید بکنید، این است که آنها را بپذیرید، با آنها قاتی نشوید و برخلافشان عمل کنید.
احسان رضاپور
۰
هر وقت فکر یا احساسی قوی بهسراغتان آمد، با آن همهویت نشوید و سپس اختیارش را به دست بیاورید.
«رئیسم احمق نیست؛ اما من فکر میکنم احمق است.»
«از دوستدختر قبلیام متنفر نیستم؛ اما نسبتبه او حس تنفر دارم.»
«من تنها و افسرده نیستم؛ اما احساس تنهایی و افسردگی میکنم.»
زبان بسیار قدرتمند است. توجه کنید وقتی با این احساسات و افکار به این طریق همهویت نمیشوید، اولاً القاگر این است که این حالات موقتیاند و نه همیشگی و ثانیاً شما را وادار میکند مسئولیتشان را بپذیرید. وجود آنها تقصیر هیچکس نیست؛ آنها فقط هستند.