چونان کرگدن تنها سفر کن
نه خواجه نه بنده کس
به کردار کرگدن تنها سفر کن
از تنها تفکر کردن غافل منشین، در میان چیزها همواره در مه سفر کن
زنده از زهره همهٔ وجودها
به کردار کرگدن تنها سفر کن
مشتاق به عزم پایان داشتن تشنگی، شنوا، بیدار، یکدل، بس کوشا، با یقین
به کردار کرگدن تنها سفر کن
چون شیری بیباک از آوازها، چون باد نه در بند دام
چون نیلوفر بیآلایش آب
به کردار کرگدن تنها سفر کن