جملات زیبای کتاب کشتن شوالیه ی دلیر (۲) | طاقچه
تصویر جلد کتاب کشتن شوالیه ی دلیر (۲)subscriptionAvailable

کتاب کشتن شوالیه ی دلیر (۲)

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Soh Bat
۹
"تو قوی هستی... آرزوی داشتن چیزایی رو داری که می‌دونی نمی‌تونی داشته باشی، اما من ضعیفم و فقط آروزی داشتن چیزایی رو می‌کنم که می‌تونم اونا رو به‌دست بیارم."
محمد
۴
همهٔ مردم، آگاهانه یا ناآگاهانه و چه بخواهند یا نخواهند، انرژی زیادی روی افکار مختلف صرف می‌کنن... اما نهایت این همه فکر کردن هم اینه که همهٔ ما باید صبر کنیم... باید صبر کنیم، چون فقط زمان می‌تونه بعضی مشکلات رو حل کنه. پاسخ خیلی از پرسش‌ها در آینده نهفته است."
kosar
۴
"فردا؛ فرداست... به‌طور کلی ما فقط امروز رو وقت داریم که زندگی کنیم."
kosar
۴
ما در جهانی زندگی می‌کنیم که همهٔ امور نسبی‌اند؛ برای مثال بارش باران سالانه ممکن است سی درصد یا هفتاد درصد باشد؛ اما این اعداد و ارقام هیچ تغییری در اصل مطلب ایجاد نمی‌کنند. از نظر من کلاغ‌ها زندگی راحت‌تری دارند، چون از دیدگاه آن‌ها فقط دو حالت وجود دارد: باران می‌بارد یا باران نمی‌بارد! در جهان کلاغ‌ها درصدها بی‌معنی‌اند.
manik
۳
من در تخیلاتم به همسرم تجاوز کرده بودم؟! این کار... یعنی روابط زناشویی بدون رضایت طرف مقابل که آن را آزار جنسی می‌نامند... از لحاظ قانونی جرم بسیار بزرگی محسوب می‌شود؛ حتی اگر فرد مزبور همسر خودم باشد. به عبارت دیگر، عملکرد من بسیار شرم‌آور و وقیح بوده است؛ چه از نظر اخلاقی و چه از نظر قانونی.
کتابخون
۳
تونل هم‌چنان کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شد و پیش رفتن برایم دشوارتر شده بود. اضطرابی شدید بر من مستولی گشت، دست‌ها و پاهایم بی‌حس شدند... حتی به دشواری نفس می‌کشیدم. صدایی که صاحبش را نمی‌شناختم در گوشم زمزمه کرد: گیر افتادی! این تابوت توست!
kosar
۳
من هرگز مایل نبودم از گوشی‌هایی با قابلیت عکسبرداری استفاده کنم؛ شاید این عادت من به نظر شما نیز عجیب باشد، اما تصور من این است که چرا هر وسیله فقط برای یک منظور استفاده نمی‌شود؛ فرض کنید که بخواهید از دوربین عکاسی برای برقراری تماس تلفنی استفاده کنید!
samane
۳
چشم‌ها همیشه پنجرهٔ قلبت هستن. اما بعضی‌ها برعکس این حالت رو دارن؛ یعنی همهٔ احساساتشون از چهره‌شون مشخص می‌شه، اما توی نگاهشون هیچی نیست، انگار اصلاً روح زندگی و شادابی در چشم‌هاشون وجود نداره."
کاربر حسن ملائی شاعر
۳
اکنون همان باران بی‌صدا در قلب من می‌بارد.
Somaye Kafi
۳
در هر حال، آینده به اندازهٔ رویدادهای گذشته دردآور نخواهد بود.
Amir Ganjkhani
۳
قلب واقعی تو توی خاطراتت لانه کرده... از محتوای خاطراتت تغذیه می‌کنه تا زنده بمونه.
dsh
۲
احساس می‌کردم یک گلولهٔ کاموا در فضای باریک پشت قفسهٔ کشوهای ذهنم گیر کرده است و به همین دلیل از بسته شدن قفسه ممانعت می‌کند.
راضیه
۲
"بیشتر از اونی که لازمه نمی‌خوام بدونم... در هر حال، آینده به اندازهٔ رویدادهای گذشته دردآور نخواهد بود."
kosar
۲
در بسیاری از موارد تشخیص نداده‌ام که آیا از رفتار دیگران آسیب دیده یا ناراحت شده‌ام یا نه. گاهی اوقات به خودم شک می‌کنم و حتی می‌پرسم که آیا من حقی در این جهان دارم یا خیر. گاهی اوقات درک مسائل برایم دشوار می‌شود! در بسیاری از موارد، نمی‌توان به درستی درک کرد که آیا خود یک موقعیت باعث آسیب شدید روحی می‌گردد یا خیر.
samane
۲
"چیزای زیادی هست که نمی‌شه توضیح داد؛ و البته یه چیزایی هم هست که هیچ‌وقت نباید توضیح بدی؛ به خصوص اگه موقع توضیح اونا... یه چیزای مهمی‌از قلم بیفته."
کاربر حسن ملائی شاعر
۲
"دیوارها اصولاً برای حفاظت مردم در برابر دشمن‌های خارجی، طوفان و سیلاب و از این جور موارد ساخته می‌شن؛ گاهی اوقات هم دیوارها برای محصور کردن انسان‌ها ساخته می‌شن؛ همهٔ انسان‌ها در برابر یه دیوار محکم سر به فلک‌کشیده ناتوان هستن؛ چه از نظر بصری و چه از نظر روانی! بعضی از دیوارها به همین منظور خاص ساخته شدن.
Amir Ganjkhani
۲
شاید همانند یک رستوران که به زمان تعطیلی آخر شب نزدیک می‌شود و از پذیرفتن سفارش جدید امتناع می‌کند؛ زمان نیز مایل نیست به پیش رفته و لحظات تازه را تقبل کند.
Amir Ganjkhani
۲
حقیقتآ زمان چه بود؟ آیا زمان دارای یک جریان خطی است؟ آیا این نوع تفسیر زمان، یک نوع خطای انسانی در بیان مفهوم نیست؟
محمد
۱
"هیچ‌کس نمی‌تواند واقعی را از غیر واقعی تشخیص دهد؛ هر آن‌چه مشاهده می‌کنید محصول اتصال است، این‌جا نور استعاره‌ای برای سایه است و هم‌چنین سایه نیز یک استعاره برای نور است.
Roya
۱
چهرهٔ او وحشت‌زده و هراسان بود؛ تصویر فردی در ذهنم تداعی شد که وادارش کرده‌اند از طبقهٔ شانزدهم ساختمان به روی توری‌ای به اندازهٔ یک سینی بپرد.
Roya
۱
اما چشمانش بر روی چهرهٔ او ثابت نماندند. حالت یک مگس عصبی زمستانی را داشت که برای یافتن محلی برای نشستن تلاش می‌کند، اما هیچ جای مناسبی نمی‌یابد.
Roya
۱
احساس می‌کردم یک گلولهٔ کاموا در فضای باریک پشت قفسهٔ کشوهای ذهنم گیر کرده است و به همین دلیل از بسته شدن قفسه ممانعت می‌کند.
Roya
۱
آنچه مرا به شدت درگیر خود کرد، این بود که چاقوی بزرگ و تیز آشپزخانه‌ای که ماساهیکو برای آماده کردن ماهی با خود آورده بود، ناپدید شده بود. پس از آن‌که ماساهیکو ماهی را آماده کرد، شخصآ آن چاقوی بزرگ را شستم، با دقت خشک کردم و در محلی امن گذاشتم. همراه با ماساهیکو کل آشپزخانه را زیر و رو کردیم، اما نتوانستیم آن را بیابیم؛ مسئلهٔ نگران‌کننده این بود که حتی هیچ‌یک از ما چاقوی بزرگ را پس از آماده کردن ماهی ندیده بودیم.
eli
۱
آیا اصولاً کاری در جهان وجود دارد که به‌طور مطلق صحیح یا غلط باشد؟ ما در جهانی زندگی می‌کنیم که همهٔ امور نسبی‌اند؛ برای مثال بارش باران سالانه ممکن است سی درصد یا هفتاد درصد باشد؛ اما این اعداد و ارقام هیچ تغییری در اصل مطلب ایجاد نمی‌کنند. از نظر من کلاغ‌ها زندگی راحت‌تری دارند، چون از دیدگاه آن‌ها فقط دو حالت وجود دارد: باران می‌بارد یا باران نمی‌بارد! در جهان کلاغ‌ها درصدها بی‌معنی‌اند.
eli
۱
آن‌ها همیشه با تو هستند. آن‌ها افکار خوب و احساسات واقعی را محاصره کرده و سپس آن‌ها را یکی پس از دیگری حریصانه می‌بلعند تا روز به روز چاق‌تر بشوند. استعارهٔ همزاد این‌گونه است؛ آن‌ها از سالیان و گذشته‌های دور در اعماق روح و روان تو جا خوش کرده‌اند.
Roya
۱
"فکر کنم اسکات فیتزجرالد بود که نوشت هرگز به افرادی که ادعا می‌کنن عادی هستن، اعتماد نکنید؛ توی یکی از رمان‌هاش خوندم."
dsh
۱
هر رویدادی اگه خیلی هم بد باشه، باز یه جنبهٔ خوب هم داره؛ حتی بالای سیاه‌ترین و ضخیم‌ترین ابرها هم یه نقطهٔ نورانی مثل نقره برق می‌زنه که همون روزنهٔ امیده.
arman eghbali
۱
به نوازش موهایش ادامه دادم تا او فرصت کافی برای پیشروی در رودخانه زمان داشته باشد.
fereshteh
۱
با تعجب پرسیدم: "مگه کسی هم هست که برای قطع کردن سر یه انسان دیگه متولد بشه؟"
Narges
۱
فردا؛ فرداست... به‌طور کلی ما فقط امروز رو وقت داریم که زندگی کنیم