متوجه شد که این کارخانه نمونه کوچک کل مملکت است؛ ساختارهای زهوار دررفته در حال انحطاطی که دور تا دورش را دو لایه نرده سیمی گرفتهاند. زندگی مدام دارد میمیرد، و نهتنها پرندگان جان سالم به در نمیبرند، بلکه در هوا هم ماده قابل انفجاری وجود دارد. فقط یک جرقه لازم دارد، تا همه چیز منفجر شود.
کی جرقه را خواهد زد؟ و کی از انفجار جان سالم به در خواهد برد؟