جملات زیبای کتاب اقیانوس انتهای جاده | طاقچه
تصویر جلد کتاب اقیانوس انتهای جاده

کتاب اقیانوس انتهای جاده

نوع کتاب
۳.۹(از ۸۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نیل گیمن، فرزاد فربد
انتشارات: 
انتشارات پریان
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
saba
۶۷
«می‌خوام چیز مهمی رو بهت بگم. آدم‌بزرگا در درون اصلاً شبیه آدم‌بزرگا نیستن. در ظاهر بزرگ و خودبین هستن و همیشه می‌دونن دارن چی‌کار می‌کنن. در درون درست همونی هستن که همیشه بوده‌ن. مثل وقتی که همسن تو بودن. واقعیت اینه که اصلاً آدم‌بزرگی وجود نداره. حتی یه نفر توی این دنیای بزرگ.»
mini me
۲۸
نامه نداشتم. با ‌این‌همه هر روز صندوق پست را نگاه می‌کردم تا ببینم چیزی برای من نیامده باشد.
SaraKu
۲۰
«هیچ‌کس در اصل شبیه اون چیزی که درونشه نیست. تو هم نیستی. من هم نیستم. آدما پیچیده‌تر از این حرفان. در مورد همه هم صدق می‌کنه.»
عباس
۱۶
به‌هرحال کتاب‌ها از آدم‌ها مطمئن‌تر بودند.
کاربر ۲۹۲۲۱۴۶
۱۴
«مشکل موجودات زنده همینه. زیاد نمی‌مونن. یه روز بچه‌گربه‌ت می‌میره، یه روز گربهٔ پیرت. بعد فقط خاطراتشون می‌مونه. و خاطرات محو می‌شن و با هم ترکیب می‌شن و پخش می‌شن...»
کاربر ۲۹۲۲۱۴۶
۱۴
هیولاها به هر شکل و اندازه‌ای درمی‌آن. بعضی‌هاشون چیزهایی هستن که آدما ازشون می‌ترسن. بعضی‌هاشون چیزهایی هستن که مدت‌ها پیش آدما ازشون می‌ترسیدن. بعضی‌وقتا هیولاها چیزهایی هستن که آدما باید ازشون بترسن، ولی نمی‌ترسن.»
Shaghayegh
۱۲
آدم‌بزرگ‌ها راه‌ها را دنبال می‌کنند. بچه‌ها آن‌ها را کشف می‌کنند. آدم‌بزرگ‌ها دوست دارند صدها و هزاران بار همان راهِ همیشگی را بروند
کاربر ۲۹۲۲۱۴۶
۱۱
ذهنم را مشغولِ کتابی کردم. وقتی زندگی واقعی خیلی سخت و دشوار می‌شد این‌کار را می‌کردم
mini me
۹
دلم برای دوران کودکی تنگ نمی‌شود، اما دلم برای لذت‌های کوچکی که داشتم تنگ می‌شود، حال آن‌که چیزهای بزرگ‌تر تباه می‌شود.
Shaghayegh
۷
به‌هرحال کتاب‌ها از آدم‌ها مطمئن‌تر بودند.
korra13
۵
«می‌خوام چیز مهمی رو بهت بگم. آدم‌بزرگا در درون اصلاً شبیه آدم‌بزرگا نیستن. در ظاهر بزرگ و خودبین هستن و همیشه می‌دونن دارن چی‌کار می‌کنن. در درون درست همونی هستن که همیشه بوده‌ن. مثل وقتی که همسن تو بودن. واقعیت اینه که اصلاً آدم‌بزرگی وجود نداره. حتی یه نفر توی این دنیای بزرگ.»
Shaghayegh
۵
من ازش متنفر نیستم. همون کاری رو می‌کنه که طبق ذاتش باید بکنه.
کاربر ۲۹۲۲۱۴۶
۴
بزرگ‌ترها را خوب می‌شناختم و می‌دانستم اگر به آن‌ها بگویم چه اتفاقی افتاده حرفم را باور نمی‌کنند. به‌نظر می‌آمد هربار می‌خواهم واقعیت را به آن‌ها بگویم به‌ندرت حرفم را باور می‌کنند.
mahii
۴
«مشکل موجودات زنده همینه. زیاد نمی‌مونن. یه روز بچه‌گربه‌ت می‌میره، یه روز گربهٔ پیرت. بعد فقط خاطراتشون می‌مونه. و خاطرات محو می‌شن و با هم ترکیب می‌شن و پخش می‌شن...»
کاربر ۲۹۲۲۱۴۶
۳
ترس از مرگ به انسان قدرت می‌دهد
Shaghayegh
۳
«هیچی مثل روز اولش نمی‌شه. چه یک ثانیه بگذره، چه صد سال. همه‌چی تغییر می‌کنه و عوض می‌شه. آدم‌ها هم مثل اقیانوس عوض می‌شن.»
کاربر ۲۹۲۲۱۴۶
۲
خاطرات کودکی بعضی‌وقت‌ها زیر اتفاقاتی که بعدها در زندگی می‌افتد مدفون و پنهان می‌شود، مثل اسباب‌بازی‌های دوران کودکی که تهِ کمدهای انباشتهٔ بزرگسالی چپانده می‌شود، اما هرگز تا ابد گم نمی‌شود
کاربر ۲۹۲۲۱۴۶
۲
آدم‌بزرگا در درون اصلاً شبیه آدم‌بزرگا نیستن. در ظاهر بزرگ و خودبین هستن و همیشه می‌دونن دارن چی‌کار می‌کنن. در درون درست همونی هستن که همیشه بوده‌ن. مثل وقتی که همسن تو بودن. واقعیت اینه که اصلاً آدم‌بزرگی وجود نداره. حتی یه نفر توی این دنیای بزرگ.»
Shaghayegh
۲
فکر کردم، مثل خیلی وقت‌های دیگر که در آن سن فکر می‌کردم، کی هستم و دارم به چهرهٔ چه کسی در آینه نگاه می‌کنم. اگر چهره‌ای که داشتم می‌دیدم مال من نبود و می‌دانستم که نبود، چون هر بلایی هم که بر سرِ صورتم می‌آمد باز خودم بودم، پس من کی بودم؟ و کی داشت نگاه می‌کرد؟
Shaghayegh
۲
او بزرگسال هم بود، و وقتی بزرگسال‌ها با بچه‌ها می‌جنگند، همیشه بزرگسال‌ها پیروز می‌شوند.
Shaghayegh
۲
هیولاها به هر شکل و اندازه‌ای درمی‌آن. بعضی‌هاشون چیزهایی هستن که آدما ازشون می‌ترسن. بعضی‌هاشون چیزهایی هستن که مدت‌ها پیش آدما ازشون می‌ترسیدن. بعضی‌وقتا هیولاها چیزهایی هستن که آدما باید ازشون بترسن، ولی نمی‌ترسن.
Shaghayegh
۲
دلم برای دوران کودکی تنگ نمی‌شود، اما دلم برای لذت‌های کوچکی که داشتم تنگ می‌شود، حال آن‌که چیزهای بزرگ‌تر تباه می‌شود. نمی‌توانستم دنیایی را که در آن بودم کنترل کنم، نمی‌توانستم از آدم‌ها، مسائل و لحظاتی که آزارم می‌داد دوری کنم، اما لذت را در چیزهایی می‌جستم که مایهٔ خوشحالی‌ام می‌شد.
mahii
۲
«هیچ‌کس در اصل شبیه اون چیزی که درونشه نیست. تو هم نیستی. من هم نیستم. آدما پیچیده‌تر از این حرفان. در مورد همه هم صدق می‌کنه.»
rozhinism
۲
«دوران کودکی‌ام را به‌وضوح به یاد دارم .... چیزهای بدی را می‌دانستم. اما می‌دانستم که بزرگ‌ترها نباید بدانند که چه می‌دانم. باعث وحشتشان می‌شد.»
rozhinism
۲
ذهنم را مشغولِ کتابی کردم. وقتی زندگی واقعی خیلی سخت و دشوار می‌شد این‌کار را می‌کردم.
rozhinism
۲
«هیچ‌کس در اصل شبیه اون چیزی که درونشه نیست. تو هم نیستی. من هم نیستم. آدما پیچیده‌تر از این حرفان. در مورد همه هم صدق می‌کنه.»
rozhinism
۲
هیولاها هم می‌ترسن. برای همین هیولان.
Mohammad
۲
به‌هرحال کتاب‌ها از آدم‌ها مطمئن‌تر بودند.
بــابـــونه 🌼
۲
به‌هرحال کتاب‌ها از آدم‌ها مطمئن‌تر بودند.
بــابـــونه 🌼
۲
دخترها همیشه شجاع بودند و دقیقاً می‌دانستند چه باید بکنند.