طبیعتا تعداد دوستان من صفر است. دیواری در اطرافم ساختهام، هرگز اجازه نمیدهم کسی وارد شود و سعی میکنم خودم هم خطر نکنم و خارج نشوم. کی میتواند چنین کسی را دوست داشته باشد؟ همهشان مراقب منند، از دور احتمالاً از من بیزارند یا حتی میترسند، اما من فقط خوشحالم که مزاحمم نمیشوند. برای اینکه یک دنیا کار دارم که باید به آنها برسم، بهعلاوهی صرف زمان زیادی از وقت آزادم برای بلعیدن کتابهای کتابخانهی مدرسه.