
بریدههایی از کتاب روش برداشت از نهج البلاغه
۴٫۴
(۱۶)
از همانجا که تو مینشینی، دشمن بر میخیزد.
mohdiu
آیه «فاقرؤا ما تیسر من القرآن» در سوره مزّمّل دوبار آمده است. این قرائت برکت عجیبی دارد، حتی اگر آدم نگاه کند و با حرکت لبش هم بخواند، نگذارد محروم شود.
حکیمی
گاهی که در عمل، در برابر احکام متعددی قرار میگیرم که تنها توان انجام یکی از آنها را دارم و در انتخاب آن یک حکم و یا عمل نیاز به معیار و میزانی دارم تا مشخص نمایم تنها تکلیف من در بین این چند حکم، این حکم معین است، در اینجا نیز علی (ع) که خود میزان الاعمال است به من میزان میدهد و میفرماید: «کان اذا بدهه امران ینظر ایهما اقرب الی الهوی فیخالفه؛ میزان، مخالفت هوای نفس است. عملی را برگزین که با هوای نفست مخالف باشد و در سیره علی (ع) نیز آمده است: «ما عرض له امران قطّ هما لله رضی الا اخذ باشدّهما؛ وقتی در برابر دو امر قرار میگرفت شدیدترین و سختترین آنها را بر میگزید؛ چرا که: «افضل الاعمال احمزها.
بنابر این، میزان در هنگام تزاحم تکالیف، اهمیت، صعوبت و مخالفت نفس است.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
در جنگ جمل وقتی آن فرد میبیند در آن طرف طلحه و زبیر، دو صحابی رسول (ص) و عایشه، همسر رسول قرار دارند و در این طرف علی (ع) فاتح خیبر و خندق و همسر ریحانه رسول (ص)، از علی (ع) میپرسد آیا من را در این مقام میبینی که گمان کنم اصحاب جمل بر ضلالت و گمراهی هستند؟ علی (ع) در جواب میفرمایند: «یا حارثُ انَّک نَظَرْتَ تَحْتَک وَ لَمْتَنْظُرْ فَوْقَک فَحِرْتَ؛ حیرت و سرگردانی تو از این جهت است که به زیر نظر انداختی و نگاهت را محدود نمودی و تنها مقطعی از زندگی آنها را مشاهده نمودی. به بالا نظر نیفکندی تا در نگاهت وسعتی بیابی و همه جوانب را نظر کنی که همانها چگونه برای رسیدن به دنیا دینشان را فدا کردند و همسر رسول خدا را که دلش از کینه علی (ع) پر شده بود به استخفاف کشاندند و او را بر خلاف امر قرآن که فرموده بود: «و قَرنَ فی بیوتکنَّ و لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیةِ الاُْولی، به میدان کارزار آوردند؛
در حالی که زنان خود را در خانه نشانده بودند.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
کسی که میخواهد با قدرتها درگیر شود نمیتواند در خانه خودش درگیر شود.
این هجوم را باید یک روزی شروع کرد، همان طور که همه انبیاء این هجوم را شروع کردند و همه آنهایی که صاحب قدرت بودند، به آن پرداختند. مادامی که این هجوم و برخورد نباشد و در جایی که ریشهها را سالم گذاشتی، آیا میخواهی شاخ و برگش را بیرون کنی؟! تو قدرتی را در سرزمین خودش رها میکنی، آنگاه میخواهی او را در سرزمین خودت کنار بگذاری؟ که اگر این باشد، این را بدان که همیشه با نقشههای او درگیر هستی و همیشه با مکر او روبرویی. باید در داخل خودِ آنها دست به دعوتی زد و دست به اقدام شد و هجوم را باید در خودِ آنها شروع کرد و امروز بهترین دورهای است که میشود شروع کرد.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
کسی که علی را نشناخته و نمیداند که او کیست و چه ابعادی دارد، حق دارد در برابر نالههای علی (ع) از دنیا، موضع بگیرد، که این جملههای علی در مورد دنیا اضافی است و در نهجالبلاغه جعل شده است و مدخول است. چرا؟ میگوید: اثر این جملهها این است که میگوید: دنیا بد است، پس تو رها کن بگذار آمریکا بخورد! همان حرف ناصر الدین شاه که به انگلیسیها میگفت: «نفت، سیاه و کثیف است آن را ببرید!». این جملهها برای کسی که علی را نشناخته این چنین تداعی خواهد داشت.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
در پی شناخت کلام امام هستیم، که امام چه گفته است یا در پی شناخت مقصد امام هم هستیم، که امام چرا و برای چه گفته؟
حسن کللی
نهجالبلاغه جزیی از سنّت و جزیی از منابع اصلی ماست و نهجالبلاغه را با مجموعه سنّت میتوانید بفهمید؛ چون در روایت آمده است که: «ما حرفهایمان یک حرف است، حرف اولی ما با حرف آخری ما توضیح پیدا میکند
حکیمی
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
Zeinab sadat
آن روز که تو را تنها دیدم، تنها و با شکوه،
آن روز که از روی دستهای بلند رسول (ص)، به کنار خانه افتادی
و سینه شکسته و صورت نیلی را،
از میان شعلههای سرکش، به خاطر سپردی،
آن روز هم به من آموختی: تا در پشت درهای بسته نمانم.
و آموختی تا سردارانم را
از دل دشمنانم بیرون بیاورم.
تو در آستانه تنهایی، راز «تولید» را برایم گشودی
و به شیخ قونیه،
که با چراغ در جست و جوی «انسان» بود،
آموختی که انسان ساختنی است
منمشتعلعشقعلیمچکنم
وقتی با نهجالبلاغه روبرو میشوید، خود شما مسأله هستید؛ چرا که این شما هستید که تاریخی را در خود دارید و شرایط اجتماعی زیادی را با خود دارید و این تاریخ گردآلود را با یک لحظه برخورد، به قرآن یا نهجالبلاغه منتقل میکنید؛ بنا بر این زلالی و یکدستی منبعی که شما به آن نیاز دارید هنوز تأمین نشده است!
زهرا سادات
تا تو مبتلا نشوی و تا شاکر نباشی، به علم نمیرسی
Zeinab sadat
نعمتها مال اوست و به او هم بر میگردد و تو تنها حاملی هستی که باید این بار امانت را به جای خود برگردانی، این است که دیگر کبری نمیماند.
جملههایی که حضرت در بیانات بعدشان ذکر میکنند، نکتههایی است که هم زمینههای کبر را بیرون میریزد و هم بلاهایی است که این کبر را میشکند. در ضمن حضرت بیان میکنند وقتی که خداوند میخواهد انبیاء را گزینش کند آنها را از قبائل بزرگ انتخاب نمیکند؛ مثلا کسی را انتخاب نمیکند که خانهاش در شمیران قرار داشته باشد!
منمشتعلعشقعلیمچکنم
امروز شما به مدارس و به دانشگاهتان نگاه کنید! گروهها و بچههایی را که دیروز زنده شده بودند، امروز آفتها و انگلها را به خود گرفتهاند! اگر این هجوم شروع نشود، طبیعتآ همینهایی که الآن مورد هجوم هستند، از دست میروند و تو محاصره میشوی و از دست میروی؛
منمشتعلعشقعلیمچکنم
وگرنه بدون این هجوم، مورد هجوم قرار میگیریم و همان تعبیر حضرت که هر قومی که در داخل خانهاش و جلو درگاه خانهاش درگیر شد و جنگید ذلیل شد، شامل حال ما میشود.
پس درگیری را باید به متن آنها برگرداند.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
انسان، فرزند راه بود، و رنج، تازیانه سلوک.
mohdiu
سید قطب در کتاب «معالم فی الطریق» حرفی دارد؛ او میگوید: اسلام مثل چشمهای است که دستهای ترک و دیلم، در طول قرنها آلودهاش کردهاند و همه اینها چشمه را به کدورت کشاندهاند و امروز اگر بخواهیم با اسلام آشنا شویم باید نشانههایی از این راه را بشناسیم و آن نشانهها را به دست بیاوریم و از آن نشانهها به این سرچشمه راه پیدا کنیم.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
معاویه برای رسیدن به دنیا به این آیه تمسک میجوید که: «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا
و میگوید: عثمان مظلوم کشته شد و من ولی خون او هستم. و امام در جای دیگر به او میگوید: اگر ولی او هستی، چرا در وقت استغاثه او از تو، پشت دروازههای مدینه ماندی و وارد شهر نشدی تا از او دفاع نمایی؟!
منمشتعلعشقعلیمچکنم
بدترین نوع التقاط این است که بخواهیم با عقل، با قلب، با حس؛ یعنی با فلسفه و عرفان و علم، به مذهب بدهیم، در حالی که مذهب آمده است که به ما بدهد
mohdiu
در روایت آمده است که: «ما حرفهایمان یک حرف است، حرف اولی ما با حرف آخری ما توضیح پیدا میکند؛ یعنی تو با روایتی که از امام سجاد (ع) به دست میآوری، میتوانی کلمه و جملهای را که از علی (ع) است توضیح بدهی. بنابر این نه تنها با نهجالبلاغه، که با مجموعه سنّت نمیتوانید یک بعدی برخورد کنید و همین که یک روایت را دیدید به آن بسنده کنید و یا اینکه از دمِ دست و خرواری شروع کنید و بگویید: رسول الله با همه برخورد میکرد
منمشتعلعشقعلیمچکنم
کبر از کجا شروع میشود؟ هنگامی که خیال کنی آنچه به تو دادهاند ملاک افتخار توست، تو بزرگی؛ یعنی چیزهایی در خود تو بوده و باید همه چیز به تو وابسته باشد. اما اگر بدانی که فقیری و نعمتهایی را هم که دادهاند، مسئولیت میخواهند، اینجا نعمتها از حق بریده نشده و به تو هم برنگشته است، نعمتها مال اوست و به او هم بر میگردد و تو تنها حاملی هستی که باید این بار امانت را به جای خود برگردانی، این است که دیگر کبری نمیماند.
mohdiu
روش برداشت از نهجالبلاغه
اگر با هدفی بالاتر از فقه کلام و شناخت نهجالبلاغه و مطالب آن بخواهیم مقاصد کلام امام را بفهمیم و به پرسشهایی که قبلا مطرح شده پاسخ دهیم به روشی احتیاج داریم و برای فهم مقاصد کلام نیازمند:
۱ ـ تسلّط بر کلام علی (ع)
۲ ـ شناخت اهداف و مقاصد علی (ع)
۳ ـ شناخت شخصیت علی (ع)
۴ ـ شناخت موازین
۵ ـ و تسلیم
هستیم.
موج
کسی که از دین میگیرد دیگر دامن فلان و بهمان را تکان نمیدهد تا سیب گندیدهای را در دست او بیندازند
موج
عُجب، سر نعمت را میبُرد و میگوید مال خودم است؛ در حالی که تو فقیری و دستهای تو خالی بوده است.
و کبر این است که به دم و سر کاری نداری، حتی میگویی خدایی هست، ولی میگویی من ارزش داشتم که اینها را به من دادهاند، پس آن طور که میخواهم با آن رفتار میکنم و همین معنا باعث میشود که تو به خودت اجازه بدهی که دیگران را زیر دست بگیری، آنها را تصرف کنی و از آنها بهره بگیری
موج
اثر کبر، عصیان در انسان است و نتیجهاش استکبار در انسان و نتیجه استکبار، اختلاف و تشتّت در جامعه انسانی است و نتیجه این تشتّت و اختلاف هم، فقر و فلاکت و جهل است
موج
کبر از کجا شروع میشود؟ هنگامی که خیال کنی آنچه به تو دادهاند ملاک افتخار توست، تو بزرگی؛ یعنی چیزهایی در خود تو بوده و باید همه چیز به تو وابسته باشد. اما اگر بدانی که فقیری و نعمتهایی را هم که دادهاند، مسئولیت میخواهند، اینجا نعمتها از حق بریده نشده و به تو هم برنگشته است، نعمتها مال اوست و به او هم بر میگردد و تو تنها حاملی هستی که باید این بار امانت را به جای خود برگردانی، این است که دیگر کبری نمیماند.
موج
آنچه که باعث میشود تو در برابر خلق، بیاعتنا باشی و در برابر خالق، بیخیال و در برابر نعمتها، مغرور یا متکبر و یا عاصی و یا آبی و یا مستکبر و کافر بشوی، تمام اینها به خاطر این است که تو سر و ته نعمتها را بُریدهای و همه را بر اساس ارزشهای خودت میدانی و میگویی: اگر خدا هم داده به خاطر این ارزشها بوده و در آینده باز هم به من خواهد داد.
موج
کوله بارت را زمین مگذار.
از همانجا که تو مینشینی، دشمن بر میخیزد.
موج
تو زیبایی رنجها را نشانم دادی.
انسان، فرزند راه بود، و رنج، تازیانه سلوک.
من با نگاه تو زیبایی رنجها را کشف کردم.
این گونه راز هفت شهر عشق، راز هفت بند هنر را، گشودم.
چگونه میتوانم تو را ستایش کنم؟
موج
این دل دریایام را، تو به مهمانی «وسعت» و «کرامت» آوردی،
تا چشمهایم، دیدن،
و گوشهایم شنیدن را بیاموزند،،
موج
حجم
۱۲۴٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۴
تعداد صفحهها
۱۷۰ صفحه
حجم
۱۲۴٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۴
تعداد صفحهها
۱۷۰ صفحه
قیمت:
۷۵,۰۰۰
۳۷,۵۰۰۵۰%
تومان