جملات زیبای کتاب خط انتقال معارف | طاقچه
تصویر جلد کتاب خط انتقال معارفsubscriptionAvailable

کتاب خط انتقال معارف

چگونگی انتقال معارف دینی و پیشگیری از شکاف نسل‌ها

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
علی صفایی حائری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ali shafiee
۲۰
شوخی نیست! من این را خیلی راحت به شما می‌گویم اگر دنیا برایتان بزرگ است، خیالتان راحت باشد که به آخرت، حتی اگر با ادله هم برایتان اثبات بشود ایمان و گرایش ندارید. بحث یقین نیست. بحث برهان نیست. بحث خواستن است.
ریحانی
۱۸
شوخی نیست! من این را خیلی راحت به شما می‌گویم اگر دنیا برایتان بزرگ است، خیالتان راحت باشد که به آخرت، حتی اگر با ادله هم برایتان اثبات بشود ایمان و گرایش ندارید. بحث یقین نیست. بحث برهان نیست. بحث خواستن است. نمی‌خواهی؛ چون اینجا برایت بزرگ و گشاد است. مگر مرض دارم هجرت کنم وقتی که این همه دور و برم آب و علف است؟! گوسفندهایم را بردارم کجا بروم؟! ولی وقتی که گوسفندهایت دنیا را چریده باشند، وقتی که دنیا برایت تنگ شده باشد، وقتی آسمان آنقدر کوتاه شود که نتوانی سرت را بلند کنی و مجبور باشی سرت را روی زانوانت بگذاری و گریه کنی؛ اگر این آسمان پایین و این دنیای تنگ را احساس کردی، آن موقع به امامت، به ولایت، به رسالت، به دین، به وحی، به غیب محتاج می‌شوی؛
محمدرضا میرباقری
۱۵
خدایا! ما جز تو هیچ نداریم.
محمدرضا میرباقری
۱۲
انسان وقتی به بن‌بست تجربه و عقل و عرفان خود رسید به وحی روی می‌آورد
محمدرضا میرباقری
۱۱
دل‌ها ظرف‌هایی هستند که بهترینشان با ظرفیت‌ترینشان است.
ali shafiee
۹
نمی‌خواهی؛ چون اینجا برایت بزرگ و گشاد است. مگر مرض دارم هجرت کنم وقتی که این همه دور و برم آب و علف است؟! گوسفندهایم را بردارم کجا بروم؟! ولی وقتی که گوسفندهایت دنیا را چریده باشند، وقتی که دنیا برایت تنگ شده باشد، وقتی آسمان آنقدر کوتاه شود که نتوانی سرت را بلند کنی و مجبور باشی سرت را روی زانوانت بگذاری و گریه کنی؛ اگر این آسمان پایین و این دنیای تنگ را احساس کردی، آن موقع به امامت، به ولایت، به رسالت، به دین، به وحی، به غیب محتاج می‌شوی
محمدرضا میرباقری
۷
استدلال، تحمیل براندیشه است، در حالی که تمثیل، همراهی با اندیشه برای شهود مباحث است.
Abdul_mahdi
۶
خدایا! ما هم دلمان می‌خواهد نور چشم اولیاء، بقیة الله را، آنچه را که تو برای ما باقی گذاشته‌ای، ببینیم و به او نزدیک شویم، گر چه آزارش می‌دهیم، گر چه بوی ما، رنگ ما، حالت‌های ما، آداب ما، جدآ آزار دهنده است، ولی چه کنیم، ما او را دوست داریم ... تو عنایتی کن!
ali shafiee
۵
پس اگر دین از مقوله ایمان باشد و ایمان هم از مقوله عواطف و احساسات، امکان این انتقال وجود نخواهد داشت. امکان انتقاد هم وجود نخواهد داشت. در نتیجه خط انتقال معارف به کلی بسته می‌شود.
محمدرضا میرباقری
۵
گاهی می‌خواهید با کسی حرف بزنید، می‌بینید می‌رود و محل نمی‌گذارد. من خودم هم زیاد مبتلا شده‌ام و هم مبتلا کرده‌ام
محمدرضا میرباقری
۴
از میان ده حکم، هنگام تعارض و هنگام تزاحم، آنکه مهمتر است، آنکه مندوحه ندارد، آنکه بدل ندارد، آنکه زمان محدود دارد، آن حکم، مقدم است وگرنه صرف تسلیم قلب تو، پاکی و خوبی تو، کفایت نمی‌کند.
محمدرضا میرباقری
۴
می‌بینی که علم تنها هفتاد سال تو را روشن می‌کند در حالی که تو احتمالا بیش از هفتاد سال هستی و روابط تو خیلی گسترده‌تر است و اهداف تو هم بیش از امن و رفاه و رهایی است.
Mousavi.morteza
۴
وقتی که من، دل از دنیا بیرون فرستاده باشم، هر کاری که در دنیا بکنم الهی است؛ چه بخورم، چه بخوابم، چه بنشینم و چه دعوا کنم و فحش بدهم و اگر دل از دنیا بیرون نفرستاده باشم، هر کاری بکنم دنیایی است، چه نماز بخوانم و روزه بگیرم و چه عرفان و کلام قدیم و جدید بگویم، همه‌اش به این دنیا برمی‌گردد. این بسط وجودی من است که من را از این دنیا بیرون می‌برد.
zara
۴
آن‌هایی که از دریاها گذشته بودند، بعدآ دیدیم که در ته استکانی غرق شدند.
عباس
۴
خیلی راحت می‌شود از دین گذشت، چون وقتی چیزی ضروری نیست، دیگر مهم نیست، که هفتاد و دو ملت را می‌توانی برایش عذر بگذاری،
Mousavi.morteza
۲
استمرار حرکت، مهم‌تر از سرعت حرکت و مهم‌تر از حجم حرکت است. تو ممکن است جریان بزرگی را راه بیندازی، ولی ادامه یافتن آن مشکل است؛ که: «قَلِیلٌ مَدُومٌ عَلَیهِ خَیرٌ مِنْ کثِیرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ؛ کمِ مستمر در این جریان کارسازتر و مهم‌تر است.
Mousavi.morteza
۲
وقتی که آگاه شدی که خدا، رنج‌ها و گرفتاری‌هایت را می‌خرد و رب تو همراه تو هست، اینجا حتی اگر راه بر تو سخت شد، حتی اگر همراه‌ها بر تو آشفتند، دیگر چه باکی داری؟ چه کم خواهی آورد؟
Mousavi.morteza
۲
باید به این نکته توجه کنی که تو مسیطر نیستی، وکیل نیستی؛ که مبشّر، مذکر و معلّمی. همین و همین. تو آمده‌ای آدم‌ها را نقد کنی، خواستند بیایند، نخواستند نیایند. تو آمده‌ای ایجاد زمینه کنی، نیامده‌ای که آدم‌ها را بسازی، بین این دو خیلی فرق است. یک وقت می‌گویم آمده‌ام آدم‌ها را بسازم، بعد نگاه می‌کنم می‌بینم هیچ کس ساخته نشده، در نتیجه می‌گویم: خاک بر سرم! بیچاره شدم! و...، بعد نتیجه می‌گیرم که دیگر کاری نکنم! نه! چه کسی گفته تو باید آدم بسازی؟ تو آمده‌ای وجودهایی را نقد کنی؛ «لست علیهم بمصیطر»، «لست علیهم بوکیل»، «انما انت منذر».
عباس
۲
آن‌هایی که از دریاها گذشته بودند، بعدآ دیدیم که در ته استکانی غرق شدند.
f.r
۲
مردم سه گروهند: معلم، متعلم و آدم‌های پرت و خالی که به دنبال هر صدایی می‌روند.
عباس
۲
حضرت علی در خطبه ۱۷۳ می‌فرمایند: «أَیهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الاَْمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِیهِ»؛ کسی به امر ولایت سزاوارتر است که نیرومندتر و قوی‌تر باشد و امر خدا را بداند که چیست، نه حکم خدا را. حکم خدا را خیلی‌ها می‌دانند، ولی هنگام تزاحم‌ها و تعارض‌ها در متن زندگی و در متن معاشرت‌ها، نمی‌دانند حکم کدام است،
shoghe parvaz
۲
دل‌ها ظرف‌هایی هستند که بهترین‌شان با ظرفیت‌ترین‌شان است.
حنیفا
۲
«یا کمیل اِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیةٌ فَخَیرُها أَوْعاها، فَاحْفَظْ عَنّی ما أَقُولُ لَک»؛ دل‌ها ظرف‌هایی هستند که بهترین‌شان با ظرفیت‌ترین‌شان است.
رهرو
۱
یکی از مراحل مرگ این است که تو از دنیا بیرون بروی قبل از این که بیرون رفته باشی. تو از دنیا بزرگ‌تر شده‌ای. وقتی‌که توسعه پیدا کردی، بسط وجود تو باعث می‌شود که از این دنیا بیرون بروی، قبل از این که از این دنیا بیرون رفته باشی. کسی که از این دنیا به این نحوه بیرون می‌رود، دیگر نمی‌تواند برای این دنیا کار کند، این دنیا برای او محدود است.
Mousavi.morteza
۱
تعلق‌ها مشکل ساز است. آدم را گرفتار می‌کند و نمی‌گذارد آدم وافی باشد. نمی‌گذارد انسان به آنچه می‌گوید وفا کند و سرشار باشد. نمی‌تواند روی تعهدهایش بایستد. تعلق، تعهد شکن است و این مشکل‌ساز است.
Mousavi.morteza
۱
جوان مشکلش این است که تواناست و باکش نیست، اصلا فکر نمی‌کند؛ یعنی حساب نمی‌کند که نیروی این چشم تمام می‌شود، باطری او آخرین لحظه‌هایش را طی می‌کند. با چشمش به هر چیزی نگاه می‌کند. با گوشش هر چیزی را می‌شنود. با دلش هر چیزی را جمع می‌کند. به هر چیزی اجازه ورود به لحظه‌هایش را می‌دهد و باکش هم نیست، خیال می‌کند چون به همان که می‌خواهد، می‌تواند برسد، همیشه هم همینطور خواهد بود. دلیل آن هم این است که یا توانمندی‌اش او را مغرور کرده و یا جهلش به دوری راه و به حجم مشکلات و اندازه‌های عظیم موانع او را مغرور کرده است و ...
Mousavi.morteza
۱
عیادت و سرکشیدن‌هاست. اینکه به مریض برسی. من به خاطر این که به دو ساعت درسم برسم و درسم به هم نخورد، استاد یا همکلاسی خودم را که سه هزار ساعت درس متراکم است با گلو درد رها می‌کنم. او با گلو درد می‌میرد و یا تنهای تنها و گرفتار هزار بغض و خستگی می‌شود که چه؟ که من منظم هستم؟ این نظم است؟ حفاظت از یک ساعت و از دست دادن چهار هزار ساعت، این نظم است؟ این خود خواهی است.
Mousavi.morteza
۱
وقتی بروم از صبح تا شب مطالعه کنم، البته وضعم بهتر می‌شود، فقه و اصولم درست می‌شود، ولی مگر این را از من خواسته‌اند که با فقه و اصولم، امام صادق را در سنگلاخ بیندازم و به این و آن، وضعیتم را نشان بدهم؟ آنچه از من می‌خواهند این معناست، این خشیت است، این روابط است. این که این خط منتقل شود. این نسل سرگردان، مستغنی و توانا شوند، نه همه مبتلا و گرفتار و ذلیل و ضعیف و از دست رفته.
عباس
۱
هر اندازه فاصله بگیرد، حذر کند، غصه بخورد، صدمه بخورد، باخته است. باید رفت!
حنیفا
۱
«الهی لاتَجْعَلْنا مِنْ خُصَماءِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ». خدایا! بصیرت ما را، اهداف ما را، منافع ما را همسو با اهداف و بصیرت و منافع محمد و آل محمد قرار بده، که با آنها نجنگیم و در برابر آنها نایستیم و با آنچه که از آنها گرفته‌ایم، خود آنها را نکوبیم!